هدایت شده از شعرنوش
Nima SafaNima Safa _ Ghadam Bogzar.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
🔹 نام اثر #قدم_بگذار
✍️ شاعر #مهدی_ازوج (هومن)
🎤 صداخوانی #نیما_صفا
📀 تنظیم #محسن_دیجی
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
قدم بگذار بانوی ترنم های آبانی
تو با پاهای خیس خود
قدم بگذار بر شعرم
تو که از جنس خورشیدی
کلامت بوی فروردین
و جنس دست تو ابریشم دیبای خردادی
قدم بگذار شعر من
وجودش ناز زیبای ترا کم دارد اینجا
تنت مرداد داغ لذت و لبخند
لبت شهریور خندان
نگاهت مهر بی ایمان
شرر می بارد و مستی
و موهای بلندت بهمن و هستی
نفس هایت چو اسپند است بر آتش
قدم بگذار بانو جان
که این دل در پی نوروز می گردد
و با تو شامِ من پاسُوز می گردد
قدم بگذار
قدم بگذار
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر #به_هم_برسیم
✍️ شاعر #فرامرز_عرب_عامری
🎤 صداخوانی #سیما_خادمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sima KhademiSima Khademi _ Be Ham Beresim.mp3
زمان:
حجم:
6M
🔹 نام اثر #به_هم_برسیم
✍️ شاعر #فرامرز_عرب_عامری
🎤 صداخوانی #سیما_خادمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
خدا نخواسته شاید که ما به هم برسیم
بله نخواسته حتماً خدا به هم برسیم
بگو به هر که رسیدی دعا کند ما را
مگر من و تو به یمن دعا به هم برسیم
همیشه عاشق یکشنبه های هم بودیم
همیشه جور کشیدیم تا به هم برسیم
چقدر فاصله افتاده بین من تا تو
کمی ز فاصله کم کن بیا به هم برسیم
زمینیان همه دنبال پشت پا زدنند
امید نیست مگر در هوا به هم برسیم
کسی به یاد تو و یاد من نمی افتد
مگر من و تو به حال خراب هم برسیم
قرار عاشقی ما چه زود یادت رفت
قرار بود همین روزها به هم برسیم
تمام عمر در این رودخانه سیب نبود
که از تداعی این ماجرا به هم برسیم
تو در مسیر طلوعی و من اسیر غروب
چه اختلاف بزرگی کجا به هم برسیم
خدا کند همه ی عشق ها به هم برسند
من و تو نیز در این لا به لا به هم برسیم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر #انتهای_ماجرا
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Sanam NafeSanam Nafe _ Entehaye Majara.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
🔹 نام اثر #انتهای_ماجرا
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
توی این مدت کسی از حال و روز من نگفت؟
از کسی که انتهای داستان از دست رفت
مبداء تاریخ رویایش خیالات تو بود
پا به پایت تا به وحشت های سال شصت رفت
▪️ ادامه ی شعر در پست بعدی 👇👇
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر #انتهای_ماجرا
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
توی این مدت کسی از حال و روز من نگفت؟
از کسی که انتهای داستان از دست رفت
مبداء تاریخ رویایش خیالات تو بود
پا به پایت تا به وحشت های سال شصت رفت
فکر می کردی که عشق و عاشقی در فیلم هاست
توی ذهنت هم نمی گنجید این تصویر ها
دست من را می گرفتی لا به لای جمعیت
از خیابان می گذشتیم از میان تیرها
هیچ از ذهنت گذشتم؟ خواب من را دیده ای؟
ناگهان فریاد کردی بی صدا تاریخ را
رفته ای تا دور دست و با خودت جنگیده ای؟
غرق خون دیدی خطوط چهره ی مریخ را؟
(فتح کردی سرزمینِ خالی مریخ را)
توی این مدت سکوتت نبض دنیا را گرفت؟
با کسی در عشق بازی، کهکشان را دیده ای؟
رفته ای گاهی سراغ عکس هجده سالگیم؟
لحظه ای با خاطرات خوبمان خندیده ای؟
باختم در "ترکمانچای" نگاهت عشق را
(تاختم تا چالدران چشمهایت بی سلاح)
انقراض آرزوهایم به امضای تو بود
(انقراض آرزوهایم به دستان تو بود)
فتح کردی سرزمین های خیالی مرا
در "گلستانی" که مرزش کل دنیای تو بود
(حد و مرز شعرهای من گلستان تو بود)
قرن ها در نیمه های شب فراری دادمت
چپ زدم، آواز خواندم، ترس را آموختم
پای اعدامی که صد سالی عقب افتاده بود
منتظر ماندم، برای هر دقیقه سوختم
قرن ها شلاق خوردم، لو ندادم عشق را
روی وَهمِ شانه های خسته ات افتاده ام
بازجو می خواست از مغزم تو را بیرون کشد
گیج می شد در میان حرفهای ساده ام
یاد من افتاده ای؟ یاد تمام حرفهام؟
دست پخت ناشیانه، لحن بغض آلوده ام
انتظار ساده ای تا واکنش هایت که باز
دیده بودی رنگ دلخواه تو را پوشیده ام
"در حیاط کوچک" زندان تجّسم کردمت
فکر می کردی که من زیر شکنجه مرده ام
باخودت می گفتی از آن لحظه های دردناک
گریه می کردی برای آنچه با خود بُرده ام
هیچ در دستت گرفتی سازِ مشقّیِ مرا؟
"گُلنراقی" با خیال بوسه هایم خوانده ای؟
عکس من را دیده ای در چشم های همسرت؟
دخترت را هیچ از عاشق شدن ترسانده ای؟
محرمانه می نویسم تا بخوانی درد را
اسم شب هایم درون تک تک این بیت هاست
رمزها را حفظ کن یک عمر لای دفترت
ساده بودن، ساده مُردن انتهای ماجراست
▪️ پی نوشت:
▫️ مصرع هایی که با رنگ آبی مشخص شده اند در شعر اصلی هستند و در زمان چاپ به دلیل اشکالات وارده (سیاسی) تغییر یافته اند.
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
▫️ #برنامه_صدای_شاعران (قسمت 160)
🔹 نام اثر #پریا
✍️ شاعر و صدا #احمد_شاملو
🎹موسیقی #حسین_علیزاده
📀 تنظیم #استریو_آوا
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Ahmad ShamloAhmad Shamlo _ Gheaeye Paria.mp3
زمان:
حجم:
15.1M
▫️ #برنامه_صدای_شاعران (قسمت 160)
🔹 نام اثر #پریا
✍️ شاعر و صدا #احمد_شاملو
🎹موسیقی #حسین_علیزاده
📀 تنظیم #استریو_آوا
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
یکی بود یکی نبود
زیرِ گنبذِ کبود
لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود
زار و زار گریه میکردن پریا
مثِ ابرایِ باهار گریه میکردن پریا.
▪️ متن کامل شعر در پست بعدی 👇👇
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
☘️ برگ اول
▫️ به فاطیِ ابطحیِ کوچک
و رقصِ معصومانهیِ عروسکهایِ شعرش
یکی بود یکی نبود
زیرِ گنبذِ کبود
لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود
زار و زار گریه میکردن پریا
مثِ ابرایِ باهار گریه میکردن پریا.
گیسِشون قدِ کمون رنگِ شبق
از کمون بُلَن تَرَک
از شبق مشکی تَرَک.
روبروشون تو افق شهرِ غلامایِ اسیر
پُشتِشون سرد و سیا قلعهیِ افسانهیِ پیر.
از افق جیرینگ جیرینگ صدایِ زنجیر میومد
از عقب از تویِ بُرج نالهی شبگیر میومد...
«ــ پریا! گشنهتونه؟
پریا! تشنهتونه؟
پریا! خَسّه شدین؟
مرغِ پر بَسّه شدین؟
چیه اینهایهایِتون
گریهتون وایوایِتون؟»
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مثِ ابرایِ باهار گریه میکردن پریا...
□
«ــ پریایِ نازنین
چهتونه زار میزنین؟
توی این صحرای دور
توی این تنگِ غروب
نمیگین برف میاد؟
نمیگین بارون میاد؟
نمیگین گُرگِه میاد میخوردِتون؟
نمیگین دیبه میاد یه لقمه خام میکندِتون؟
نمیترسین پریا؟
نمیاین به شهرِ ما؟
شهرِ ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد ــ
پریا!
قدِ رشیدم ببینین
اسبِ سفیدم ببینین
اسبِ سفیدِ نقرهنَل
یال و دُمِش رنگِ عسل،
مرکبِ صرصرتکِ من!
آهویِ آهنرگِ من!
گردن و ساقِش ببینین!
بادِ دماغِش ببینین!
امشب تو شهر چراغونه
خونهی دیبا داغونه
مردمِ ده مهمونِ مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبک میزنن
میرقصن و میرقصونن
غنچهی خندون میریزن
نُقلِ بیابون میریزن
های میکشن
هوی میکشن:
«ــ شهر جای ما شد!
عیدِ مردماس، دیب گله داره
دنیا مالِ ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره»...
پریا!
دیگه توکِ روز شیکسّه
دَرایِ قلعه بسّه
اگه تا زوده بُلَن شین
سوار اسبِ من شین
میرسیم به شهرِ مردم، ببینین: صداش میاد
جینگ و جینگِ ریختنِ زنجیرِ بردههاش میاد.
آره! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لا به لا
میریزن ز دست و پا.
پوسیدهن، پاره میشن،
دیبا بیچاره میشن:
سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار میبینن
سر به صحرا بذارن، کویرو نمکزار میبینن
عوضش تو شهرِ ما... [آخ! نمیدونین پریا!]
دَرِ بُرجا وا میشن؛ بردهدارا رسوا میشن
غلوما آزاد میشن، ویرونهها آباد میشن
هر کی که غُصه داره
غمِشو زمین میذاره.
قالی میشن حصیرا
آزاد میشن اسیرا
اسیرا کینه دارن
داسِشونو ورمیدارن
سیل میشن: شُرشُرشُر!
آتیش میشن: گُرگُرگُر!
تو قلبِ شب که بدگِله
آتیشبازی چه خوشگِله!
آتیش! آتیش! ــ چه خوبه!
حالام تنگِ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوزِ تب نمونده
به جستن و واجِستن
تو حوضِ نقره جِستن...
الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن
بزنن به جونِ شب، ظلمتو داغونش کنن
عمو زنجیربافو پالون بزنن واردِ میدونش کنن
به جایی که شنگولش کنن
سکهی یه پولش کنن.
دستِ همو بچسبن
دورِ یارو برقصن
«حمومک مورچه داره، بشین و پاشو» دربیارن
«قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو» دربیارن
پریا! بسّه دیگه هایهایِتون
گریهتون، وایوایِتون!»...
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مثِ ابرای باهار گریه میکردن پریا...
□
«ــ پریایِ خطخطی
لُخت و عریون، پاپتی!
شبایِ چلهکوچیک
که تو کرسی، چیک و چیک
تخمه میشکستیم و بارون میومد صداش تو نودون میومد
بیبیجون قصه میگُف حرفایِ سربسّه میگُف
قصهی سبزپری زردپری،
قصهی سنگِ صبور، بُز روی بون،
قصهی دخترِ شاهِ پریون، ــ
شمایین اون پریا!
اومدین دنیای ما
حالا هی حرص میخورین، جوش میخورین، غُصهی خاموش میخورین که دنیامون خالخالیه ، غُصه و رنجِ خالیه؟
دنیای ما قصه نبود
پیغومِ سر بَسّه نبود.
دنیای ما عیونه
هر کی میخواد بدونه:
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هر کی باهاش کار داره
دلش خبردار داره!
دنیای ما بزرگه
پُراز شغال و گرگه!
دنیایِ ما ــ هِی هِی هِی!
عقبِ آتیش ــ لِی لِی لِی!
آتیش میخوای بالاترک
تا کفِ پات تَرَکتَرَک...
دنیایِ ما همینه
بخواهی نخواهی اینه!
خُب، پریایِ قصه!
مرغایِ پر شیکسّه!
آبِتون نبود، دونِتون نبود، چایی و قلیونِتون نبود،
کی بِتون گفت که بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما
قلعهی قصهتونو ول بکنین، کارِتونو مشکل بکنین؟»
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مثِ ابرای باهار گریه میکردن پریا.
□
هدایت شده از شعرنوش
☘️ برگ دوم
دس زدم به شونهشون
که کنم روونهشون ــ
پریا جیغ زدن، ویغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن پائین اومدن پود شدن، پیر شدن گریه شدن، جوون شدن خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروسِ سرکنده شدن، میوه شدن هسته شدن، انارِ سربسته شدن، امید شدن یأس شدن، ستارهی نحس شدن...
وقتی دیدن ستاره
به من اثر نداره:
میبینم و حاشا میکنم، بازی رو تماشا میکنم
هاج و واج و منگ نمیشم، از جادو سنگ نمیشم ــ
یکیش تُنگِ شراب شد
یکیش دریای آب شد
یکیش کوه شد و زُق زد
تو آسمون تُتُق زد...
شرابه رو سر کشیدم
پاشنه رو ورکشیدم
زدم به دریا تر شدم، از اونورِش بهدر شدم
دویدم و دویدم
بالای کوه رسیدم
اونورِ کوه ساز میزدن، همپای آواز میزدن:
«ــ دَلنگ دَلنگ! شاد شدیم
از ستم آزاد شدیم
خورشید خانوم آفتاب کرد
کُلّی برنج تو آب کرد:
خورشید خانوم! بفرمایین!
از اون بالا بیاین پایین!
ما ظلمو نفله کردیم
آزادی رو قبله کردیم.
از وقتی خَلق پاشد
زندگی مالِ ما شد.
از شادی سیر نمیشیم
دیگه اسیر نمیشیم
هاجِستیم و واجِستیم
تو حوضِ نقره جِستیم
سیبِ طلا رو چیدیم
به خونهمون رسیدیم...»
□
بالا رفتیم دوغ بود
قصهی بیبیم دروغ بود،
پایین اومدیم ماست بود
قصهی ما راست بود:
قصهی ما به سر رسید
غلاغه به خونهش نرسید،
هاچین و واچین
زنجیرو ورچین!
▫️ سال 1332
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر #به_کجا_چنين_شتابان
✍️ شاعر #استادمحمدرضا_شفيعی_کدکنی
📚 از مجموعه #در_کوچه_باغهای_نيشابور
🎤 صداخوانی #مازیار_مقدم ؛ #سحر_میناوند
📀 تهيه و تدوين #آرتا_رحيمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Maziar Moghadam & Sahar Minavand Maziar Moghadam & Sahar Minavand _ Be Koja Chenin Shetaban.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
🔹 نام اثر #به_کجا_چنين_شتابان
✍️ شاعر #استادمحمدرضا_شفيعی_کدکنی
📚 از مجموعه #در_کوچه_باغهای_نيشابور
🎤 صداخوانی #مازیار_مقدم ؛ #سحر_میناوند
📀 تهيه و تدوين #آرتا_رحيمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
-"به کجا چنين شتابان؟"
گوَن از نسيم پرسيد.
-"دلِ من گرفته زينجا،
هوس ِ سفر نداري
ز غبار اين بيابان؟"
-"همه آرزويم، امّا
چه کنم که بسته پايم..."
-"به کجا چنين شتابان؟"
-"به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سرايم."
-"سفرت به خير! امّا تو و دوستي، خدا را
چو ازين کوير ِ وحشت به سلامتي گذشتي،
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ِ ما را."
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh