📜 بخوانید | روایتی از روز دوم کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
از شلختگی هنری چیزی شنیدهاید؟بلا نسبت شما که میخوانید این عارضهی با کلاس،خاص هنرمندان است.هر کسی را در این وادی راه نمیدهند. اما احتمال سرایتش بسیااار.این شد که ما را هم مبتلا کردند! به جهت همین فرسودگی و خلاقیت نیمه شب،با چماق مادر راهی امتحان شدیم.یادتان که هست؟!به لطف شما سر جلسه چرت میزدم!چند باری هم با سردی آب معدنی روی چشم ها خوابم را ثانیه ای پر دادم.
آن سوی شهر، پشت استانداری!خلاقیت بیشتری موج میزد و شنیده ها حاکی از آن است،برخی به علت اتود زدن(طراحی)شبانه و تفتیش گادفادر در بازی مافیا تا دیر وقت تشریف فرما نشدند.قدر این هنرمندان را باید دانست!در راستای اشاعهی همین فرهنگِ زیبایِ شلختهپروری بود که دوستانِ صداوسیما در انتظاری شاعرانه برای بیدار شدن دوستان،علفهای سبز شدهیِ زیرپایشان را هرس و آبیاری کردند!
مشغول معاشرت با خانم عکاس باشی بودیم که آقای شاهرخی امام جمعهی شهر تشریف آوردند.از چهارمحال و بختیاری شروع کردند،در همدان و اهواز توقف کوتاهی داشتند.در اصفهان دهخدا راحله فرمودند"مردم لرستان همیشه برای ما سنگ تمام گذاشتن" سپس به ترتیب مشغول معاشرت با دوقلوهای کاشانی،بچه های خُرْمُوَ، دوباره اصفهان، قم و باز هم اصفهان و در نهایت یزدیهای سربه زیر شدند. بچه ها از برنامهریزی،مسئولیتپذیری و تلاش مسئولین لرستان تقدیر و تشکر کردن انصافا هم همینطور بود. آقای میرعزتی که مسئول مالی اداری بود،حسابِ ارشادِ بچه ها هم دستش بود!که گفت:"آقای زمانی،حاجآقا اومدن شما رو ارشاد کنن" زمانی:اِمروز پنجشنبهِس ما منتظری امام پنجشنبه بودِهایم،نه جمعه!
تالار شماره ی 4 "حی علی خیر العمل" آقای رئیس که چهرهاش مرا یاد حامد عسگری میانداخت،همگی را به نماز و صدالبته کار نیکو دعوت کرد.نور بیرون زده از لای پردهها روی فرشِ زیبای سنتیِ قرمز رنگ،که به رکوع و سجود دوستان جلوهی باشکوهی داده بود. فوق العاده چشم نواز بود!بی اغراق یکی از زیباترین صحنه های کارگاه همین لحظه بود. که به لطف تاخیر در نماز بعضی آقایان مقتصد اصفهانی،اینجا هم ماجرا ختم به طنز شد!
ناهار باز هم لری بود! اینبار جوجه کباب! که با عطر خاطرات 10 جلدی از خواستگاری، نامزدی، عقد در گلزار شهدای اصفهان، فرمالیته، پاتختی و عروسی آقایان اصفهانی صرف شد.این کارگاهها خیلی پربرکت بود،بعضیها را مزدوج و بعضیهایشان را رفیق گرمابه و گلستان کرده بود.کاش مجال نوشتن از این همه خاطره بود.
بعد از ناهار دوستان به سالن برگشتند و دوباره مشغول...سربه زیر جمع، دشنهای را که از برخورد با انگشتر حاج قاسم تکه تکه شده بود به تصویر کشید. نائینی در کنار همسرش که تکنسین اتاق عمل بود،مشغول بیرون ریختن دل و رودهی پهباد امکیو۹یی بود که ۱و۲۰ دقیقه حاج قاسم را به شهادت رساند.دیگری سنگر قبر حاج قاسم را ختم به قدس متصور بود.در طرح ها همه چیز بود...از پنجهی گرگ تا پنجهی نوزادِ تازه متولد شده...در این بین دختری میان دنیای ونگوک و ارادتش به حاج قاسم گرفتار بود،دنیایش همه چیز را کنار هم داشت،ساز،نقاشی چهره شهدا،نماز،کتاب و... استاد کارگاه آقای مویدی بندهی صالح و مسئولیت پذیرِ خدا،درد دندانش به سرش زده بود!دلم سوخت، اما نتوانستم فکر اینکه لابد به همین دلیل هم طرحهای بچهها را رد میکند از ذهنم بیرون کنم!شما هم به گوشش نرسانید!
این طرف سالن دوستی از رفیقش پرسید؛چیزی زدی؟!"نه ساقی نیومده بود!" از اتودهایش پرسیده بودند اما لامصب معلوم نبود کجا سیر میکرد!خودش را لو داد!دوستان به بنده عنایت داشتند و هر چه میگفتند تهاش ختم به این میشد که اینو ننویس!اما من با عنایت به تقوای قلم مینویسم!مثلا آقای مویدی یکجا فحش داد که؛ "لِی اوت میاد تو دیزاین" . تا امیدِ کردی مرا قانع کرد این فحش نیست و بحث تخصصی است، آقای معصوم پور تارای اتومات مشکیاش را که امید نائینی با آن فخر میفروخت جابه جا کرد.القصه روز پر کار و پر ماجرایی بود تا صبح هم از ۱۶ بار خواستگاری و خاطرات ازدواج آقای معصوم پور بنویسیم تمام نمی شود!راستی آقایان بالادست ما قیمه ی امشب را در ماستا ریختیم و نوشجان فرمودیم اگر حلال نمی باشد شماره کارتی ارسال کنید تا حلالتان بفرماییم!روحتان شاد!
✍️فاطمه امیری
🆔 @artlorestanir
31.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید | گفتگوی امید کردی با مجتبی مجلسی در حاشیه کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
♦️در این گفتگو خواهید دید:
ایجاد شبکه و هسته های گرافیکی.
ضرورت برگزاری رویدادهای گرافیکی؟
تاریخچه برگزاری این کارگاهها در کشور؟
چرایی صرف هزینه برای برگزاری کارگاهها و عدم صرف این مبالغ برای سفارش و تولید؟
🆔 @artlorestanir
📜 بخوانید | روایتی از روز سوم کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹 قسمت اول
تلخی قهوه،غم تلخی روز آخرِ کارگاه را دوچندان کرد. در مسیر هتل به حسرت گذشته ام هنگام شرکت در کارگاه های تخصصی که در استان های دیگر گذرانده بودم فکر کردم. سابقاً فکر می کردم تا لرستان به این سطح از کیفیت برگزاری رویداد و کارگاه برسد، اینجانب هفت کفن پوساندهام! اما کارگاههای اخیر حوزه هنری، به خصوص این کارگاه گرافیک، تصویرسازیام از لرستان و فرصت هایش را تغییر داد. به نقل از تصویرساز همدانی کارگاه:نگاهم به لرستان عوض شده!در کارگاه قبلی لرستان که در همین زمینه اما با موضوع جوانی جمعیت بود،شرکت کرده بود:"رویداد قبلی لرستان مرا خیلی جلو انداخت. کارگاه قبلی سطح فنی مان را بالا برد،این یکی دانشمان در زمینه ی پیدا کردن ایده و اجرای آن"...
صدای برخورد ملاجمان با سقف ماشین به دلیل دستاندازهای لری،ما را از افکارمان بیرون آورد! پدر مثل همیشه،معتقد بود این دستاندازها را تازه احداث کردهاند!
در هتل دوستان مشغول صرف صبحانه بودند و مدام ما را به نوشیدن آب پرتقال دعوت می کردند! جناب پیرهن صورتی که آمد فهمیدیم ایشان معصوم زاده بودند. و برای جلوگیری از شناخت و تنبیه توسط همسر به جهت کارنامهیِ پربارِ تعدد خواستگاری ها و خاطرات، خودشان را معصوم پور معرفی کرده بودند!از اطلاعات غلطی که دوستان جهت سرگرمی در این مدت به ما داده بودند چشمپوشی کنیم...
با سلام و صلوات به مجلسی بزرگ نزدیک شدم!این چند روز اُبهتش مرا گرفته بود. جسارتم را جمع کردم و روبریشان نشستم.مشغول صحبت با بچه ها بودند: "ما گاهی برای امرار معاش،مجبوریم طرح آشغال هم بزنیم! " تا خواستم باب صحبت را باز کنم پر زد و رفت!
ما هم دلخور از ایشان احوال دندان آقای مویدی را پرسیدیم!که فرمودند؛دیشب از درد دندانشان از خواب پریدهاند و مزاح های ما اتصال دندان درد و مغزشان را قطع کرده! این جادوی نویسندگی یک روانشناس است!تشویق حضار...
مویدی بزرگ را در دانشگاه، هنرمند دانشکده می خواندند. از مدیریت وارد گرافیک شده بود، شاید نگاه عمیقش به مسائل میراث علوم انسانی بود. صادقانه لذت بردم از این هم صحبتی فقط وقتی بحث موکاپ، ایلاستریتور، کورلدراو ،فتومونتاژ و...میشد گیج میشدم از اصطلاحاتش. شاید باورتان نشود اما استاد مویدی با آن حجم عظیم، روزی بابت قطع شدن برق و برباد رفتن زحمت 4 ساعتهاش در طراحی،به تعبیر خودش دور از جان مثل مادر مرده ها، های های زار زده بود! مادرتان به سلامت باد!
بازیکنان خارجی تیم خیبر هم طبقه سوم و چهارم ساکن بودند.مدافع فرانسوی_ساحل عاجی خیبر که مصدوم بود و به بازی پرسپولیس نرسیده بود،به برکت حوض کوثر، پنیر، مربا، کره، قهوه، نیمرو و تخممرغ آبپز را با هم بر بدن زد! کمرم رگ به رگ شد از این حجم خلاقیت! ظاهرا این خلاقیت از دوستان هنرمند گرافیست به ایشان منتقل شده بود! اما از حق نگذریم بزرگوار پسر منظمی بود. حیران کارش ماندم که سینی صبحانه و وسایلش را خودش جمع کرد. خطاب به آقایان! فقط نمیدانم چرا کل سبد قاشق ها را هم با خود آورده بود روی میز! خب غیبت بس است! جدی می شویم...
🆔 @artlorestanir
حوزه هنری لرستان
📜 بخوانید | روایتی از روز سوم کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد 🔹 قسمت اول تلخی قهوه،غم تلخی روز آخرِ ک
📜 بخوانید | روایتی از روز سوم کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹قسمت دوم
گمشده پیدا شد! مجلسی را یافتم اما ایشان پا نمیداد!کتونی و شلوار اسپرتش با مجلسی بودن و پیراهن روی شلوارش همخوانی نداشت! زبان تخصصیاش را نمیفهمیدم اما یک چیزهایی دستم آمد.میگفت به سفارش دوستان حوزه هنری طبق فرمایش سردار شهید،مبنی بر افتخار از نسبتش با لرها کارگاه را برگذار کردهاند. فهمیدم با توجه به نیاز احتمالی دوستان به تکمیل کار ممکن است فرصتی 1 الی 2 روزه به دوستان بدهند.
سری به طرحهای بچه ها زدم تا روند کار را ببینم. طبعاً در راستای هم نبودند.بعضی درصد بیشتری از کار را پیش برده بودند. آقای جهان بخش مشغول جان بخشی به نقشهی فلسطین بود! فلسطین را همان طفل و دغدغهی حاج قاسم دیده بود که از شمال(لبنان) زخمی بود و از جنوب(سوریه) قطع شده بود. حاج قاسم گفته بود من چشم برهم نمیگذارم تا در غفلتم آن طفل مظلوم را سر نبرند...
آقای زمانی هم که دغدغهی زمان داشت، مسئولی را به تصویر کشیده بود که همچون حاج قاسم،تا دیر وقت مشغول کار بود برای وطن...
صدای آهنگ میرن آدمااا از اونا فقط...
حواسمان را به اشک تمساح آقایان اصفهانی، ناشی از غم دوری دوستان همدانی جمع کرد!کمی آن طرفتر آقایی از چهارمحال و بختیاری که نامش را نمی گوییم، پشت سر دوستانِ در حال کار مشغول جمع کردن ایده بود! قضاوت منفیام را بگذارید پای داوری تخصصی که امتحانش را با چرت زدن دادم!
رفتم سراغ طاهریتبارِ بروجردیمان، که علوم سیاسی میخواند و با دختران لر از هندسه، پرگار و حلقه تبادل ایده میکرد!ایشان هم ابر، زیتون و چشمان حاج قاسم را در هم آمیخته بود. مشغول تایپ متن پیش رو بودیم که دوستان ما را پکِ هدیه ای مهمان کردند.باکسی از کاغذ کاهی با نوشتهی «شهید حزبالله» حاوی کتاب هیرمان(خاطرات مردم لرستان از ایام شهادت حاج قاسم) و خار و میخکِ یحیی سنوار.پیکسل «شهید حزب الله» هم برایمان گذاشته بودند.یکهو صدای زنگ گوشی خانم رحیمی در سالن پیچید" مامان بیا گوشیت داره زنگ می خوره! بیا ورش دار!" پسر 6 سالهاش حسین پیشنهاد این زنگ تماس را داده بود. او همچنان در حسرت این بود که چرا با وجود مجوز حضور کودکان و خانواده،حسین و زهرا را نیاورده! مادرانهاش به دل مینشست...
حقیقتاً او و دیگر خانمهای اصفهانیمان اصلا هم خسیس نبودند!حلالمان باشد. از شیرکاکائو، آجیل و ترشک گرفته تا گز اصفهان نمک گیرشان بودیم.
گردن کج کردهام و دستم دراز است برای گلریزان جهت خرید قلم نوری! میخواهم خطخطیهای ناشیانهام را با آنها ببرم روی مانیتور! اگر این قسمت را جدی نگیرید، پیشنهادات و ایدههایم را حلالتان نمیکنم!جهت گلریزان اینجانب را در این کارِخیرِ خداپسندانه همراهی کنید.در غیر این صورت عقوبتمان شامل حالتان شده و به اساتید راپرتتان را می دهیم!
با تشکر از عوامل رسانه که حتی وقتی ما اشتباهاتمان را در کسری از ثانیه پنهان میکنیم، با دقت آن را در دوربین میگیرند و پخش میکنند. «شما استادان واقعی شکار لحظهها هستید!»
صادقانه می نویسم،با جان و دل بخوانید؛از نوشتن این آخرین کلمات بغضم گرفت،دلم برایتان تنگ می شود...
گرچه این کارگاه به پایان رسید اما قطعاً راه و مکتب آن مرد پایان ندارد...
✍️فاطمه امیری
🆔 @artlorestanir
34.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید | گفتگویی کوتاه و طنز با شرکتکنندگان در رویداد #آن_مرد_پایان_ندارد
♦️ #دلمون_براتون_تنگ_میشه
🆔 @artlorestanir
24.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید | گفتگوی امید کردی با محمدحسین مویدی در حاشیه کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
♦️در این گفتگو خواهید دید:
تعریف انواع پوستر؟
ایده یابی در طراحی پوستر؟
نقطه شروع و پایان ایده یابی؟
🆔 @artlorestanir
31.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید | گفتگو صمیمی امید کردی با خانم مریم دباغ در حاشیه کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
♦️مروری بر تجربه خاکنگار
🆔 @artlorestanir
12.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نمایش منتخب آثار کارگاه «آن مرد پایان ندارد...» در جلسه شورای فرهنگ عمومی استان لرستان
🔹 عصر دیروز، چهارشنبه ۱۲ دیماه، همزمان با جلسه شورای فرهنگ عمومی استان لرستان، منتخب آثار تولید شده در کارگاه منطقهای تولید پوستر #آن_مرد_پایان_ندارد به نمایش درآمدند و مورد بازدید مدیران استان قرار گرفتند.
🔹 در این جلسه، نماینده ولیفقیه در استان لرستان ضمن تقدیر از برگزاری این کارگاه، آن را اثربخش خواند و درباره سطح آثار تولید شده اظهار داشتند: «برخی از این تولیدات دارای ویژگیهایی هستند که میتوانند در سطح ملی و دیورانگارههای پایتخت به اکران درآیند.»
🆔 @artlorestanir
💢 ببینید | مجموعه آثار تولید شده در کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹بخش اول
♦️برای دریافت فایل با کیفیت آثار میتوانید به شماره +989166985123 در پیامرسان ایتا پیام بدهید.
🆔 @artlorestanir
💢 ببینید | مجموعه آثار تولید شده در کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹بخش دوم
♦️برای دریافت فایل با کیفیت آثار میتوانید به شماره +989166985123 در پیامرسان ایتا پیام بدهید.
🆔 @artlorestanir
💢 ببینید | مجموعه آثار تولید شده در کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹بخش سوم
♦️برای دریافت فایل با کیفیت آثار میتوانید به شماره +989166985123 در پیامرسان ایتا پیام بدهید.
🆔 @artlorestanir
💢 ببینید | مجموعه آثار تولید شده در کارگاه #آن_مرد_پایان_ندارد
🔹بخش چهارم
♦️برای دریافت فایل با کیفیت آثار میتوانید به شماره +989166985123 در پیامرسان ایتا پیام بدهید.
🆔 @artlorestanir