eitaa logo
‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞ø𝙣 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
737 دنبال‌کننده
17 عکس
4 ویدیو
27 فایل
‌  ‌𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 𝖿𝗈𝗋‌‌ᨘ︩ 𝖿𝖺n𝗌 o𝖿 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖻𖹭𝗒s · ─── · 𖹭 · ─i کپی؟ نه جوجو. Leader¹: @jeonxjm Leader²: @Novaa26
مشاهده در ایتا
دانلود
و در اخر رها کردن کسی که با تمام وجود میخواستم
71.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پیـنرتست‌به‌ایـتاپیـوست؟🤯💓 💬: چنلـی با پیـک های ، فلاتـرشای/پینکی‌پای/ریبنودش/توایلایت/رریتی/اپل‌جک⁉️ ⃘ꥋ݁ꨲ݁ꨲ⃘𐇽ꥋᩛ My Little Pony💘:>> سریع‌عضو‌این‌چنله‌شو‌تا‌پاک‌نشده❕
نشده مرسی عزیزم ✨ ممنون ای جان حیحی نمی‌دونم آیدی مالک برین اخی🤏 اما کدوم رمان؟؟ من هنوز رمانی شروع نکردم 😊 میزارممم
‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞ø𝙣 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
درمیان آن همه هیاهو چشمانش فقط خیره به یک نفر شد کسی که دست بر پشت معشوقه‌اش گذاشته بود و با لبخند ص
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پــــــــــــــــــارت : 1. با ورودش به زمین مسابقات در لحظه تمام توجه ها به سمت او جلب شد مردی قد بلند با لباس مسابقات مشکی رنگی و موهای بلوندی که رنگ های طوسی در بینش کار شده بود وارد محوطه بزرگ مسابقات شد تمام نگاه ها روی او بود ستاره‌ی امروز.. آقای لی فلیکس همانطور که داشت اطرافش را رسد میکرد با صدای آقای جِی حواسش را به او داد مرد که معلوم بود از وجود فلیکس آن هم در زمین بزرگ مسابقاتش به شدت خوشحال است دست در دست فلیکس گرفت و سفت فشرد فلیکس لبخندی زد و با آن یکی دستش عینکش را از روی صورتش برداشت که چشمان کهربایی اش نمایان شد فلیکس با لبخند روی صورتش به آرامی دستش را از میان دستان مرد بیرون کشید و گفت فلیکس : اوه آقای جِی ... فکر نمی‌کردم اینجا ببینمتون شما الان باید روی صندلی مخصوص تان در بالای صحنه باشید مرد لبخندی زد و گفت جِی : فلیکس خودت هم می‌دونی من برای تو ارزش بسیاری قائلم... ادامه‌ی حرف مرد با صدای دختری متوقف شد لیسا : پدر مرد با صدای دخترکش با لبخندی به سمت او برگشت و گفت جِی : جانم ؟؟ فلیکس که تاحالا پشتش به سمت لیسا بود برگشت و با او رو به رو شد اوه.. اون دختر چقدر بزرگ شده بود او لباس مسابقات مخصوصش را تن کرده بود و موهای خرمایی رنگش را دور تا دورش رها کرده بود اون دختر.. خیلی زیبا شده بود خیلی زیاد. لیسا که با توپی پر میخواست اعتراض چیزی را به پدرش بکند لحظه‌ای با دیدن فلیکس حرفش را خورد و با چشمانی گرد شده به او خیره شد کمی بعد با صدایی که کم از جیغ نداشت گفت لیسا : لیکسییییییییی
‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞ø𝙣 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
#صدای_تو پــــــــــــــــــارت : 1. با ورودش به زمین مسابقات در لحظه تمام توجه ها به سمت او جلب ش
و بعد به درون اغوش فلیکس پرید با صدای جیغ لیسا با این که همه جا شلوغ و پر سر و صدا بود یسری ها حواسشان به سمت آن دو پر کشید مخصوصا.. او. کسی که نباید یکسری چیز ها را میدید... رقیب اصلی فلیکس پسری با موهای سبز رنگ و لباس مخصوص مسابقاتش که به دَر ماشینش تکیه داده بود و داشت به تلفنش ور می‌رفت..با صدای جیغ لیسا و اسمی که گفته بود سرش با ضرب به سمت صدا برگشت و فلیکسی که حالا بزرگ تر شده بود را دید فلیکس متقابلاً لیسا را به آغوش کشیده بود به طوری که پاهای لیسا از زمین فاصله گرفته بود هیونجین با دیدن صحنه‌ی رو به رویش پوزخندی در کنار لبش جا گرفت اما او نمی‌توانست روز به این مهمی اش را خراب کند پس سعی کرد بی تفاوت باشد و به ادامه‌ی کارش بپردازد فلیکس که از این حرکت لیسا به شدت شوکه شده بود او را سفت به خود چسبانده بود که مبادا بر روی زمین نیفتد کمی بعد لیسا به آرامی از او جدا شد و با چشمان مشکی رنگش به فلیکس خیره شد و گفت لیسا : هی لیکسی.. می‌دونی چقدر دل تنگت شده بودم؟ فلیکس با خنده برا تغییر جو گفت فلیکس : لیسا ! من جای عموی تورو دارم تو باید بگی فلیکس لیکسی یعنی چی؟ این را گفت چون می‌دانست اگر کمی دیگر این بحث جدایی بینشان ادامه پیدا میکرد لیسا به گریه می افتاد و بعد برای آرام کردنش باید از هفت خان رستم می‌گذشت فلیکس او را خوب می‌شناخت دختر کوچولویی که همیشه مثل یک حامی حمایتش میکرد و تمام راز های کوچکش را می‌دانست را خوب می‌شناخت لیسا که از حرف فلیکس حرصش گرفته بود مشتی به بازوی فلیکس زد بعد با چشمانی گرد شده گفت لیسا : چقدر سفته بعد دوباره دو دستش را بین بازوی فلیکس حلقه کرد و با خنده شروع به فشار دادنش کرد فلیکس که از این شیطنت های دخترک هم به خنده افتاده بود و هم خجالت کشیده بود گفت فلیکس : لیسا زشته تو تمام اوبوهت من رو می‌بری زیر سوال دختر بیا تا آخر مسابقات دختر خوبی باش تا بعد یه خوش گذرونی حسابی با هم داشته باشیم چطوره؟ دختر که با حرف فلیکس به شدت ذوق زده شده بود مطیعانه تند تند سرش را تکان داد که صدای رورا در گوشش پیچید رورا : لیسا لیسا که به شدت از اون دختر متنفر بود صورتش را در هم کرد و شکلکی در اورد که صدای خنده‌ی فلیکس بلند شد بعد اخمی بامزه به فلیکس کرد و به سمت رورا برگشت لیسا : بله؟ رورا : اوه لیسا دلم برات تنگ شده بود دختر. و همین که خواست او را بغل کند لیسا عقب رفت و اجازه‌ی این کار را به او نداد رورا که معلوم بود به قصد کنایه زدن به کنار او آمده بود گفت رورا : لیسا جان .. شما اجازه نمیدی من بغلت کنم. بعد با جیغ توی بغل یه مرد اون هم وسط این همه جمعیت میپری؟؟ لیسا که با این حرف رورا به شدت جا خورده بود و عصبانیت از صورتش بیداد میکرد گفت لیسا : رورا جان. مثل این که نمیدونی فلیکس جای برادر نداشته‌ی منه! رورا پوزخندی زد و زمزمه کرد رورا : بعید می‌دونم لیسا که دیگر کنترل خشمش دست خودش نبود سمت او رفت و با کف دستش به قفسه‌ی سینه‌ی رورا کوبید و کلمه به کلمه تکرار کرد لیسا : فلیکس. برای. من. مثل. یه. برادر. میمونه! چیه؟ نکنه دوست داری دوست پسرم باشه!؟؟ فلیکس که با این حرف لیسا کمی جا خورد اخم هایش در هم رفت و با تحکم گفت . . . واسه پارت بعد 5 ناشناس راجب پارت بدین تا بزارمش https://abzarek.ir/service-p/msg/4892171
3303517478037823235_206529429799847.pdf
حجم: 3.2M
✯Name: See you in the next world ☆Genare: Dark, fantasy, romance, drama ✯Idol: kim seokjin ☆Side Idol: kim taehyung, jeon jungkook خلاصه داستان: «در دنیای بعدی میبینمت » داستان عشق میان یک پادشاه خون‌آشام (جین) و همسر گمشده‌اش ا.ت که در کالبد یک گرگینه بازگشته است. در حالی که هویت انسانی ا.ت با جادوی تهیونگ پنهان شده، سایه‌هایی تاریک به قصر حمله می‌کنند. حالا ا.ت باید با کمک محافظ روح خود (جونگ‌کوک) و قدرت‌های جدیدش، به قلب جادویی قصر برسد تا از نابودی دنیای جین و خودشان جلوگیری کند. (چنل خودمه کپی نکردم)
-2827502813200638205_188859706345794.pdf
حجم: 649.8K
Name: My star Genre: Tragic Romance / Idol AU / Angst Idol: Kim Taehyung (چنل خودمه کپی نکردم)