#حافظ
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پيش تو گل رونق گياه ندارد
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از اين گوشه پادشاه ندارد
---------
بسیار انسان خوش شانسی هستید. هر کجا میروید بقیه کنار میکشند چون موفقیت تان در آنجا حتمی است. کاری را که انجام میدهید از دست هیچکس بر نمیآید و این به خاطر ذوق و سلیقه ی خودتان است. مواظب باشید راه خطا نروید چون دشمنان میخواهند شما را خراب کنند.
#تفأل_حافظ
voice-۲۰۲۱-۰۸-۰۹-۰۱-۰۶.mp3
2.38M
با نگاهی که شبِ دوش اشارت کردی
به خدا بود و نبودم همه غارت کردی
شعر و شور و دل دیوانه و آزادگی ام
همه را بستهیِ زنجیرِ اسارت کردی
نادر از هند نَبُرد، آنچه تو بُردی ز دلم
که تو مهری و مهاری و مهارت کردی
دلم ایران و تو اسکندرِ تائیس اطوار
زدی و سوختی و کشتی و غارت کردی
#اخوان_ثالث
#آواز_علی_جعفری_آملی ( عارف )
داغی که بوسهی تو به لبهای ما نهاد
یادشبخیر و خاطرهاش جاودانه باد
بر من ببخش، گاه چنان دوست دارمت
کز یاد میبرم که مرا بردهای ز یاد
دردا چنان که عمر و دریغا چنین که مرگ
از من گرفت مهلت و مهلت به من نداد!
ما را فریب دادی و جای گلایه نیست
ما زودباوریم و تو دلال اعتماد
صبرم کفاف این همه غم را نمیدهد
سرمایهام کم است و بدهکاریام زیاد
#فاضل_نظری
روی بالش مانده اشک و ردپای غربتم
خانه را آشفته کرده های های غربتم
باز امشب دردهایم را شبیه قصه ها
مادرانه گفتهام با لای لای غربتم
تو همینجایی، تپشهای دل شوریده ام
می شود تکرار پشت انزوای غربتم
کاش باد از پشت پرچین اتاقم می رساند
تا به گوش قاصدک هایت صدای غربتم
تکیه گاه من! کجای شهر منزل کرده ای؟
تا به دیوارت زنم من شانههای غربتم
در میان غصه خوابم می بَرد، هرچند که
باز رویای منی در ما ورای غربتم
ای طبیب درد عالم، آه سوزانم ببین
نسخهای تجویز فرما بر شفای غربتم
#زینب_عدالتیان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
من از صبر و شکیبم
شهریارا شهره آفاق
همه آفاق هم حیران
در این صبر و شکیب من
#شهریار
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در این شب ✨
زیبای شهریور ماه 🌙
دعا میکنم ...
زیر این سقف بلند
روی دامان زمین
هر کجا "خسته شدی"
یا که "پر غصه شدی"
دستی از غیب
"به دادت برسد"
و چه زیباست که آن
"دست خدا" باشد و بس..🌷
شب زیباتون خدایی🌙
بخت و اقبال مرا با
بودنت خوشڪردهایاے
ای دلیلِحال خوبمصبح زیبایتبخیر
| صبحتون بخیر و پر برکت 🌸🍃
#امیرعباس_خالقوردی
چشم که باز کردی
ماهیها به پرواز در آمدند!
به راه که افتادی
آهوها به ماه رسیدند
و با لبخندت
باران بارید...
حالا بیا
و با دوچرخهات به آسمان برو
تا همه ببینند،
زیبایی صبح، از روی ماه توست!
#اصغر_رضایی_گماری
با جرعه ی نگاه تو بی تاب می شوم
با صوت دلنشین تو در خواب می شوم
با من در این هوای بهاری قدم بزن
یک شعر تازه و غزل ناب می شوم
یک صندلی ، چای و نگاهت مرا بس است
با سبزی نگاه تو شاداب می شوم
شب باشد و تو باشی و شعر خوب عشق
با تو شبیه چهره ی مهتاب می شوم
گاهی بیا به کلبه ی تاریک و سرد من
چون شمع قطره قطره ببین آب می شوم
#فاطمه_محمدی
وصف شهر اصفهان
بنمود سوادِ شهری از دور
مانند سوادِ دیده پر نور
شهری همه خانه هاش پر زر
چون کاخِ خیالِ کیمیاگر
چون دل همه خانه ها شمالی
هر یک چو بنای چرخ عالی
مانند نهال گل، خیابان
چون گل در خانه هاش خندان
بیرون ز شمار مخزن گنج
چون تصفیف بیوت شطرنج
سیّار ز خانه ها به صد سال
بیرون نرود چو فکر رمّال
از سبزی کشور و بلادش
سر سبز چو سرو گرد بادش
بر شاخ درخت، مرغ رنگین
چون شمع، گشوده بال زرّین
بگرفته ز سبزه در جنابش
آیینه به موم سبز آبش
بنموده ز روشنایی آب
هر قطره به شب چو کرم شب تاب
آسان گردد، به طرف گلشن
شمع، از آتش، چو لاله روشن
آبش به صفایِ روح، غلطان
جان بخش به رنگ آب حیوان
گندم چو دواند ریشه زان نم
جان یافت چو عنکبوت در دَم
اجساد ز زندگی، بریده
در خاک چو ریشه قد کشیده
گر واله ی لاله ی بهاری
مشغول شدی به گل شماری
کشتیش آن حنا نهاده زان بام
در کام زبان چو مغز بادام
بنموده مناره های پُر فر
همچون علمِ از میان لشکر
خورشید و مه از فراز آنها
چون سر عَلَم از عَلَم هویدا
هر برجی را نموده از سر
این چرخ کبود چون کبوتر
در چار حدش بیوت مردم
کز دیدن او شود نگه گم
بنموده به چشم اهل انصاف
چون جوجه ی ماکیان ز اطراف
بازار و دکانش از عدد بیش
هر صنفی از و محبت اندیش
#وحیدالزمان_قزوینی
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
به سان شانهات سرپنجه گردانم گریبان را
به چنگ آرم مگر زین دست آن زلف پریشان را
نباشد نیک باطن در پی آرایش ظاهر
به نقاش احتیاجی نیست دیوار گلستان را
مگو از گریهٔ بیحاصلم کاری نمیآید
به دامن رهنمایی میکند چاک گریبان را
به خاک آستانت جبههٔ ما دارد آن نسبت
که ندهد رخصت آنجا نشستن نقش دربان را
اگر چشم ترم یک روز میراب چمن باشد
به فرق باغبان ویران کنم دیوار بستان را
نه از خواریست گر قدر سخن را کس نمیداند
به بازار جهان قیمت که داند آب حیوان را
کلیم از عشوههای او چه خوش کردی، نمیدانم
تغافلهای رسوا یا نوازشهای پنهان را
#شعر #کلیم_کاشانی