eitaa logo
انتشارات آسمان سوم📖
275 دنبال‌کننده
476 عکس
64 ویدیو
8 فایل
📖 انتشارات آسمان سوم ناشر تخصصی کتاب های دفاع مقدس📚 🏢شیراز، بلوار پاسداران، جنب باشگاه فجر 📚فروشگاه آسمان کتاب ادمین: @Ftm_dhghn1
مشاهده در ایتا
دانلود
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "رزم نامه ی افتخار"🌱 📖گزیده: فارس در هشت سال دفاع مقدس 🖊 نویسنده:کریم کاظمی 📚نوبت چاپ: اول، 1403 بریده ای از کتاب: رزمنامه ی افتخار یک مثنوی کاملا حماسی است که شاعر معلم و پیشکسوت دلسوز آقای کریم کاظمی در خلال آن روایت های مستند جنگ ایران و عراق را در نزدیک به سی هزار بیت به نظم کشیده است. اثر حاضر از منظر محتوایی نکاتی تازه را به مخاطبان ادبیات پایداری عرضه می دارد و بسیاری از نقطه های پوشیده ی جنگ ایران و عراق رابا شیوایی و شایستگی ترسیم کرده است. 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "چراغ دار"🌱 📖گزیده: روایت هایی از زندگی شهدای حادثه تروریستی حرم حضرت شاهچراغ(ع) 🖊 نویسنده:جمعی از پژوهشگران حسینیه هنر شیراز 📚نوبت چاپ: اول ، 1403 بریده ای از کتاب: حادثه تلخ و در عین حال پُرشکوه حرم مطهّر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) یک حادثه ماندنی است در تاریخ. اوّلاََ خیلی پُر معنا است؛ثانیاََ ماندنی است؛حادثه ای نیست که به این زودی از یاد تاریخ ایران برود.خب خود جناب احمدبن موسی(ع) را هم شهید کردند. برادر بزرگوار ایشان یعنی حضرت علیّ بن موسی الرّضا(ع) را هم شهید کردند.شهید کردند که نام آنها و یاد آنها فراموش بشود؛فراموش شد؟یاد امام رضا(ع) فراموش شد؟یاد شاهچراغ(ع) فراموش شد؟به کوری چشم دشمنان،یاد اینها،ارزش اینها،جایگاه اینها،عظمت رحمت الهی برای اینهاروزبه روز آشکارتر خواهد شد. 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "جومونگ یا ابوزینب"🌱 📖گزیده:خاطرات رحمت الله رئیسی از شش ماه اسارت در سوریه 🖊 نویسنده:طاهره کوه کَن 📚نوبت چاپ: اول 1403 بریده ای از کتاب: تنم گُر گرفت. صورت سفیدحبیب سرخ شد.توی دلم امام رضا را قسم همسایه اش را نجات بدهد.ابوحمزه تبر را دو دستی برد بالا.به ماها نگاه کرد.انگار می خواست عکس العملمان را ببیند که التماسش می کنیم یانه. شهادتین را زیرلب گفتم.قلبم محکم می کوبید.به نفس نفس افتادم.هر لحظه تصور می کردم سر حبیب پرت می شود ا سکو پایین و خونش فوران می کند روی صورتم.ابوحمز باتمام توان خواست دستش را پایین بیاورد که چشم هایم را بستم. 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "غروب آخرین روز"🌱 📖گزیده: خاطرات دو برادر 🖊 نویسنده:محمد محمودی نورآبادی 📚نوبت چاپ: اول، 1403 بریده ای از کتاب: تنگ غروب،به سوخته زار رسیدم.نمی شود گفت که مادرم با دیدن من چه حالی داشت و پدر چطور نگاهم می کرد. مثل ضریح امام زاده مرا بغل کرده بودند و چنان می بوییدند و می بوسیدند که گریه ام گرفت. تصورم این بود که خبر فرارم به گوش سپاه نورآباد و از آن طریق به گوش خانواده هم رسیده است!اما از این خبرها نبود! چیزی که مرا از درون می سوزاند،همان بود که خانواده نمی دانستند من فرار کرده ام.این البته سرّی نبود که بشود برای همیشه آن را در سینه نگه داشت چون معلوم بود این راز خیلی زود بر ملا خواهد شد... 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "ساعت گل"🌱 📖گزیده: 🖊 نویسنده:اکبر صحرایی 📚نوبت چاپ: اول، 1403 بریده ای از کتاب: اتفاقات ترسناک و مهم زندگی ام از ورود به دبیرستان کمال الملک رقم خورد. یعنی در سیزده سالگی.آن هم... آقای فروردین معلم تاریخ،به یک باره ناپدید و غیب شد!جرأت پیدا کردم و رفتم سراغ آقای افراسیابی که بیشتر به میرغضب شباهت داشت تا ناظم مدرسه کمال الملک! آقا اجازه!آقای فروردین دیگه نمی آن سرکلاس؟ افراسیابی چشم درشتش را دراند،انگشت اشاره را سیخ گذاشت روی دماغ عقابی اش و هیس را سوت دار کشید:«هیسس!»قرمز شد گوشاش و فوری خم شد و لبش را نزدیک گوشم آورد و گفت:«فروردین،کله اش بو قرمه سبزی می داد!بردنش جایی که عرب نی انداخت» چشمم به کلاه گیس پر کلاغی روی سرش بود،پرسیدم:«اجازه!کله اش بو قرمه سبزی می داد،یعنی چی ؟»... 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
از کتابفروشی پرسیدند: وضع کسب و کار چگونه است؟؟ گفت: بسیار بد...! چون آنهایی که پول دارند اهل مطالعه نیستند و آنهایی که سواد دارند پول ندارند! @asemane3
به مناسبت روز کازرون و سالروز شهادت ۸۴ رزمنده ی شجاع دیار قهرمان پرور کازرون در عملیات کربلای ۴ رونمایی از کتاب "چاشنی‌های خیس" خاطرات فرمانده تخریب لشکر ۱۹ فجر، حاج نصرالله کتویی‌زاده برگزار شد. این کتاب به کوشش نویسنده حوزه ادبیات پایداری جناب مهدی دُریاب و کار مشترک مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و انتشارات آسمان سوم در راستای دومین به چاپ رسیده است. @asemane3
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "چاشنی های خیس"🌱 📖گزیده: خاطرات فرمانده تخریب لشکر 19 فجر حاج نصرالله کتویی زاده 🖊 نویسنده:مهدی دُریاب 📚نوبت چاپ: اول 1403 بریده ای از کتاب: رسیدیم به جادۀشنی .بدون آنکه از جایم بلندشوم مثل یک مار خودم را کشاندم روی خشکی .صدایی آشنا از زیر سینه ام شنیدم؛چیریییک،صدای ضربه ماسورۀ مین وی اس 50 بود!فقط فرصت کردم چشم هایم را ببندم که شعله و شدت انفجار را نبینم.نفس ام بی اختیار حبس شد.در کمتر از یک ثانیه تمام تذکرهایی که به تخریبچی ها داده بودم از ذهنم رد شدند:توی معبر مغرور نشین،خیلی حواستون جمع باشه،اولین اشتباه آخرین اشتباهه.اشتباه بزرگی مرتکب شده بود،امادیگر برای این حرفها دیر بود. 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
📌در راستای دومین کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس 🔸تولیدات کمیته تالیف کنگره شهدای فارس معرفی کتاب "دیوان آشنا"🌱 📖گزیده:مجموعه اشعار شهید مهدی اثنی عشری «مهدی آشنا» 🖊 نویسنده:به کوشش محسن جوادی آزادی 📚نوبت چاپ: اول، 1403 بریده ای از کتاب: خوش که با دوست بسی نامه سرآغاز کنیم سر گفتار به تصریح دگر باز کنیم خوش که با دوست بدین شیوه دلایل گوییم با سخن عرضه ی افکار تو پرواز کنیم سخن از روز و شب و روشنی راه زنیم پس به آیات نو این قائله پرواز کنیم 🇮🇷 📖 📚 @asemane3 @kshohadayefars 🇮🇷کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس