6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرحوم آغاسی انگاری زنده است.....
او شاعر انقلابی بود انگاری این روزهای سیاسیون منحرف الان را می دید.....!!
👏👏👏👏👏👏👏
به مناسبت
#هفته_بسیج
کانال شهید جمهور
👇👇
@shahid_joomhour
17.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماشین لباسشویی جدید دولت برای زمان قطعی برق علی برکت الله 😂
https://eitaa.com/asemane_velayat
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بر تو هنگامی که در راهِ ملتت به شهادت رسیدی
♨️ ماجرای انتقاد در مقابل #شهید_رئیسی
ـــــــــــــــــــــــ
🚨پایگاه خبری #پاسدار_نیوز 💠
Eitta: @passdar
Tell: https://t.me/passdarr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
گاهی با یک کلیپ یک دقیقه ای میشه
دهها درس رو به فرزندانمون بدیم.
حتما این مدل کلیپ ها رو به
بچه هاتون نشون بدید . شک
نکنید تاثیر خارق العاده داره
درود بر شرافتت مرد 👏👏
https://eitaa.com/asemane_velayat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 شوخی حضرت آقا با حاج صادق آهنگران دربین جمع 😂
#دلبرانه
@smj_abtahi
✅ اجازه بده بیشتر کار کنم...
«گفتم: «محسن جان! دیر میای بچهها نگرانتن». لبخندی زد و گفت: «هرچی من بیشتر کار کنم، نتانیاهو کمتر خواب راحت به چشمش میاد؛ پس اجازه بده بیشتر کار کنم».
معنای این حرفش را زمانی فهمیدم که شهید شد؛ وقتی که نتانیاهو توئیت زد و برای یهودیها شنبه خوبی را آرزو کرد. از شنبه آرام در اسرائیل گفت؛ از شنبه بعد از محسن فخریزاده». ...
🔹همسر شهید
🌹۷ آذر سالروز شهادت دانشمند هسته ای شهید محسن فخری زاده گرامی باد.
@smj_abtahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ هر بچه شیعه که می خواد یک دلیل محکم برای شیعه بودنش داشته باشه این را گوش کند...
شنیدن واجب
بر شیعه نشر واجب
علامه امینی و علمای اهل سنت
#حضرت_زهرا
https://eitaa.com/asemane_velayat
@ketab_دموکراسی یا دموقراضه.pdf
431K
#معرفی_کتاب
📖دموکراسی یا دموقراضه
نویسنده: سیدمهدی شجاعی
قصه از جایی آغاز می شود که پادشاهی در روزهای آخر عمرش وصیت می کند پادشاه بعدی را مردم از میان پسرانش انتخاب کنند و خودش را از تعیین جایگزینش مبرا می کند. با فوت پادشاه و با اجرای انتخابات بین پسران، اولین نوع دموکراسی در آن سرزمین آغاز می شود و داستان ها و تصمیم هایی که در این بین گرفته می شود شیوه و راه و رسم سیاست و سیاست مداری را برای خواننده آشکار می سازد.
«"مردم عادت می کنند" یادتان باشد! این جمله کلید اجرای همه برنامه ها، سیاست ها و تصمیمات ماست. با مردم هرکاری کنید، به آن کار عادت می کنند و دستتان را هم می بوسند.» این قسمت از کتاب و ادامه ی آن را که می خوانی متوجه می شوی چرا در هر مملکت و کشوری تصمیم بزرگان هرچقدر هم که با منفعت مردمانش متغیر باشد بعد از مدتی به یکی از قوانینی که فقط باید اطاعت کرد تبدیل می شود زیرا که "مردم عادت می کنند".»
👳 @mollanasreddin 👳
#طنز_جبهه
اسیر شده بودیم
قرار شد بچه ها برا خانواده هاشون نامه بنویسن
بین اسرا چند تا بی سواد و کم سواد هم بودند که نمی تونستن نامه بنویسن
اون روزا چند تا کتاب برامون آورده بودن که نهج البلاغه هم لابه لاشون بود
یه روز یکی از بچه های کم سواد اومد و بهم گفت:
من نمی تونم نامه بنویسم
از نهج البلاغه یکی از نامه های کوتاه امیرالمومنین علیه السلام رو نوشتم روی این کاغذ
می خوام بفرستمش برا بابام
نامه رو گرفتم و خوندم
از خنده روده بُر شدم
بنده خدا نامه ی امیرالمومنین علیه السلام به معاویه رو برداشته و برای باباش نوشته بود
https://eitaa.com/asemane_velayat
#داستانک 📚
اتومبیل جلویی لاکپشتوار پیش میرفت و با اینکه مدام بوق میزدم، به من راه نمیداد داشتم خونسردیام را از دست میدادم که یک دفعه چشمم به برچسب کوچکی روی شیشه عقباش افتاد:"نقص فنی، لطفا صبور باشید!"
و این نوشته همه چیز را تغییر داد!بلافاصله آرام گرفتم و سرعتم را کم کردم.راستش حتی مراقب آن ماشین و رانندهاش هم بودم! چند دقیقه با تأخیر به خانه رسیدم اما مشکلی نبود.
ناگهان فکری تلنگر زد: اگر آن برچسب نبود من صبوری به خرج میدادم؟ چرا برای بردباری در برابر مردم به برچسب نیاز داریم؟و دست آخر اینکه: اگر مردم برچسبهایی به پیشانی خود بچسبانند، با دیگران صبورتر و مهربان خواهیم بود؟در واقع همه درگیر مشکلاتی هستند که ما از آن چیزی نمیدانیم. حداقل کاری که میتوانیم بکنیم، صبر و مهربانی است.بیایید به برچسبهای نامرئی یکدیگر احترام بگذاریم.
👳 @mollanasreddin 👳
خار و میخك - قسمت ۶.mp3
6.12M
🎙#روایت_شب| مصلحتگرایی و مقاومت
🔸برخی بازرگانان میگفتند ضرر مقاومت بیشتر از فایدهاش است...
🖼 قسمت ششم کتاب خار و میخک، نوشتۀ شهید یحیی سنوار
https://eitaa.com/asemane_velayat
#طنز_جبهه
داخل چادر ، همه بچهها جمع بودند ، می گفتند و میخنديدند
هر كسی چيزی میگفت و به نحوی بچهها رو شاد میكرد
فقط يكی از بچهها به قول معروف رفته بود تو لاك خودش!
ساكت گوشهای به كوله پشتی اش تكيه داده بود و توی لاک خودش بود.
بچه ها هم مدام بهش تیکه می انداختن و می خندیدن
اما اون چیزی نمی گفت
یهو دیدم رو کرد به جمع و گفت:
ـ بسّه ديگه، شوخي بسّه! اگه خيلی حال دارين به سوال من جواب بدين
همه جا خوردیم. از اون آدم ساكت اين نوع صحبت كردن بعيد بود. همه متوجه او شدند.
ـ هر كی جواب درست بده بهش جايزه میدم
با تعجب گفتم: «چه مسابقهای ميخوای بذاری»
پرسید: آقايون افضل الساعات (بهترين ساعتها) چیه؟
پچ پچ بچهها بلند شد ، يكی گفت:
ـ قبل از اذان، دل نيمه شب، برای نماز شب.
ـ غلطه، آی غلطه، اشتباه فرمودين.
ـ می بخشين، به نظر من اذان صبح وقت نماز و...!
ـ بَهَ، اينم غلطه!!
ـ صلاة ظهر و عصر و...!
خلاصه هر كسی یه چیزی گفت و جواب ایشون همچنان " نه " بود
نيم ساعتي از شروع بحث گذشته بود، همه متحير با كميی دلخوريی گفتند:
«آقا حالگيري میكنيا، اصلاً ما نمی دونيم. خودت بگو»
او هم وقتی کلافه شدن بچه ها رو دید ، لبخند زد و گفت:
ـ از نظر بنده بهترين ساعتها ، ساعتی هستش كه ساخت وطن باشه
ساعتی که دستِكوارتز و سيتي زن و سيكو پنج رو از پشت ببنده...
بعدش با خنده از جا بلند شد و رفت تا خودش رو برای نماز ظهر آماده كنه
https://eitaa.com/asemane_velayat
@mollanasreddin