همیشه دوست داشتم دور باشم
دور از صدا ها. صداها رو دوست دارم اما صداهایی واقعی.
تو جنگل یه کلبه ی کوچیک آروم و یه لیوان چای.
هدایت شده از ←محفلچایخوران᭡
درود و نیکی ، 🐋 .
این پیام رو فوروارد کنید + عضو چنلِ محفلچایخوران ، 𝑀𝑎𝑟𝑛𝑖𝑒 باشین ؛
تا من یک شعر و امیلیا یک انیمه متناسب با وایبِ چنلِ شما تقدیمتون کنیم ⋅˚₊‧ ଳ ‧₊˚ ⛲️
جهت تگ ؛ )
قسمتی از من برای همیشه مثل غروب جمعس.
مثل تموم شدن چای تو خونه
مثل رفتن برق بین مهمونی..