موج زیبای دل دریای تو میزند بر صخره قلبم هنوز
چشم مست بیقرار عاشقت میشکافد این دل سنگم هنوز
کاش با یاد تو وسودای تو میرسید آرامش روز وصال
آتش عشق وفراق روی تو میدمد در این رگ سردم هنوز
#عاشقانه
دلم را شکستی دهانم تو بستی
عزیز من اما همیشه تو هستی
هنوز عاشقانه به پای تو هستم
من و دام عشقت ولیکن تو رستی
#عاشقانه
دیوانگیم کم نیست آشفته وسرمستم
هرچه دگران گویند من باز همین هستم
بیچاره وحیرانم در وصف تو میخوانم
من جز تو نمیدانم رفته دلم از دستم
#عاشقانه
گاهی کنار پنجره
میبینم از خود سایه ای
کز نور گشته او جدا
دنبال کوهی جاده ای
سایه به سایه روزها
میگردد او دنبال عشق
اما همیشه نورها
گویند تو بیچاره ای
سایه کنار پنجره
هر روز آهی میکشد
وقتی که سایه میدود
گویند تو آواره ای
من خسته ام از نورها
از شادها مسرورها
و سایه ای از دورها
میبینم اما سایه ای
هربار این دل دود شد
عمرم همه نابود شد
حسرت به جایش بود شد
من قلب پاره پاره ای
ای کاش سایه نور بود
از درد وغمها دور بود
پر از شراب وشور بود
اما نمانده چاره ای
بیچاره ام ای نازنین
این سایه را زن بر زمین
تا نور عشقت مه جبین
روشن کند هر سایه ای
#عاشقانه
شاید زمانی عشق را با سایه پیوندی زنم
تا از ورای خاطره با یار لبخندی زنم
از یاد تو بنیاد من بر باد رفت ای نازنین
شاید زمانی باد را بر موی دلبندی زنم
#عاشقانه
بشکاف دل سنگم ای باقر هر علمی
پر ساز تو جامم را ای فاتح هر عشقی
امروز دلم خون است از بهر تو مجنون است
شعرم بنگر چون است ای شاهد هر شعری
#مذهبی
#آئینی
#امام_باقر
امشب دلم بی تاب تو پر میزند بر بام تو
سوز دلم درمان نشد یا جام تو یا کام تو
عقلم سراپا گوش شد آری دلم مدهوش شد
نابود فکر وهوش شد یا خام تو یا رام تو
#عاشقانه