بسم الله الرحمن الرحیم
فروتنانه در پاسخ به نقدها (بخش نخست)
درباره یادداشت اخیر نقدهایی به دستم رسیده که نکات زیر درباره آنها قابل عرض است:
1.ادعا کرده بودم که نهی از منکر چون با طرد شرکتکنندگان بیحجاب، ملازمه عادی قطعی دارد پس مسأله بومی باب تزاحم است.
1/الف) بسیاری از منتقدان عزیز، این ملازمه را باور نداشته و فرمودهاند که میتوان با روشهای جذاب، نهی از منکر را انجام داد بنابراین وقتی مندوحه وجود دارد، تزاحمی وجود ندارد.
عرض بنده این است که این سخن ناقدان را من نه تنها رد نمیکنم بلکه در ادامهی همان یادداشت، تأیید کرده و به روشنی نوشتهام: «مگر اینکه کسی بتواند نهی از منکر را به صورتی انجام بدهد که شائبه طرد و سلب انگیزه از شرکت کنندگان کنونی و شرکتکنندگان بعدی را نداشته باشد.» خب، هرکس میتواند به چنین شکلی تذکر لسانی بدهد، در باب تزاحم نیست ولی چنان که میدانید کثیر (یا اکثر) کسانی که متسرِّع در تذکّر لسانی هستند، یا توانایی کافی برای تذکر جذاب را ندارند یا اگر واکنش خاصی از طرف مقابل سر بزند، توانایی جمع و جور کردنش را ندارند. آنها در باب تزاحم هستند و وجوب تذکر لسانی از آنها ساقط است.
1/ب) برخی از منتقدان ادعا کرده بودند که چون مکلف میتواند با نرمزبانی نهی از منکر کند، پس مندوحه وجود دارد و وقتی مندوحه وجود داشته باشد مسأله ربطی به باب تزاحم ندارد. عرض بنده این است که باب تزاحم به مقام امتثال مربوط میشود و باتوجه به شخصی بودن مقام امتثال، هر مکلّف، شرایط خودش را باید لحاظ کند، یعنی شرایط مکلّفانی که توانایی نرمزبانی (مندوحه) دارند و در باب تزاحم نیستند، قابل تعمیم به مکلّفان دیگر نیست.
1/ج) در برخی از نقدها، حتی در فرض قبول ملازمه نیز، باب تزاحم رد شده و مسأله را به اجتماع امر و نهی بازگردانده بودند. عرض بنده این است که این سخن ممکن است طبق برخی مبانی اصولی نادرست نباشد اما بنده این سخن را درک نمیکنم و مسأله را کما کان بومی باب تزاحم میدانم.
1/د) در یکی از نقدها با تأکید بر ذومراتب بودن نهی از منکر، ادعا شده است که نهی از منکر هرگز در باب تزاحم از فعلیت نمیافتد بلکه از مرتبهی لسانی به مرتبه قلبی کشیده میشود. این سخن، سخن نادرستی نیست لکن تعبیر دیگری از همین مطلب است که مرتبه لسانی نهی از منکر، که از قضا در تجمعات این روزها مورد بحث ما است، از فعلیت ساقط میشود ولی مرتبه قلبی آن که تکلیف دیگری است، به جای خود باقی است.
محمد عشایری منفرد
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
هدایت شده از با نهج البلاغه
بسم الله
وَ لَعَمْرِي مَا عَلَيَّ مِنْ قِتَالِ مَنْ خَالَفَ الْحَقَّ، وَ خَابَطَ الْغَيَّ مِنْ إِدْهَانٍ وَ لَا إِيهَانٍ،
به جان خودم سوگند، در نبرد با كسى كه مخالفت با حق كند و طريق گمراهى بپوید، نه مداهنه مىكنم و نه سستى.
فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ فِرُّوا إِلَى اللَّهِ مِنَ اللَّهِ وَ امْضُوا فِي الَّذِي نَهَجَهُ لَكُمْ وَ قُومُوا بِمَا عَصَبَهُ بِكُمْ، فَعَلِيٌّ ضَامِنٌ لِفَلْجِكُمْ آجِلًا إِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عَاجِلًا:
پس اى بندگان خدا، از خداى بترسيد و از خشم خدا، به پناه رحمت خدا بگريزيد. و آن راه روشنى را كه خداوند در پيش پاى شما گشاده است طی کنید و به آنچه خداوند شما را بدان مكلف ساخته، قيام كنيد كه على بن ابیطالب ضمانت میکند در درازمدت پیروزی نصیبتان شود اگر در کوتاهمدت نصیبتان نشود.
📚خطبه 24 نهج البلاغة
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
💬 نظرات
بسم الله الرحمن الرحیم
فروتنانه در پاسخ به نقدها (بخش دوم)
2.ادعا کرده بودم که نهی از منکر با طرد شرکتکنندگان در تجمعات ملازمه دارد.
ناقد بزرگواری با استناد به این جملهی حضرت صدیقه طاهره س (فرض الله ... النهي عن المنكر جمعا للكلمة) این اشکال را مطرح کردهاند که نهی از منکر خودش موجب الفت و انسجام است و چطور ممکن است موجب طرد و اختلاف شود؟
عرض بنده این است که برای فهم این فرمایش حضرت صدیقه س، باید به فرمایش رسولالله ص در خطبه غدیر مراجعه کرد که فرمودند: «أَلا فَأَقیمُوا الصَّلاهَ وَآتُوا الزَّکاهَ وَاءْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ أَلا وَ إنَّ رَأْسَ الأمر بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إلى قَوْلی وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَتَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ عَنّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ فَإنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَمِنّی وَلا أَمْرَ بِمَعْرُوف وَلا نَهْیَ عَنْ مُنْکَر إلاّ مَعَ إمام مَعْصُوم» (احتجاج طبرسی).
جملهی «إنَّ رَأْسَ الأمر بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إلى قَوْلی و تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَتَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ عَنّی وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِه»، رأس امر به معروف را گره زدن قلوب مردم به یکدیگر و سوق دادن آنها به سوی امام جامعه (ولاء اجتماعی و ولاء زعامت) دانسته است.
ممکن است مراد حضرت، این باشد که همه معروفهایی که مورد امر قرار میگیرند وقتی در کنار هم قرار میگیرند باید بتوانند جامعهای یکدست در حول محور ولایت شکل بدهند و همه منکرهایی که مورد نهی قرار میگیرند باید بتوانند موانع این هدف را از سر راه بردارند.
شگفت آنکه در ادامه فرمودهاند: اگر گِرد امامتان جمع نشده باشید، دیگر آنچه محقق میکنید امر به معروف و نهی از منکر شمرده نمیشود(لا أَمْرَ بِمَعْرُوف وَلا نَهْیَ عَنْ مُنْکَر إلاّ مَعَ إمام مَعْصُوم) بنده هم عرض کرده بودم فقط «تذکر لسانی» آن هم در صورتی که «ولاء اجتماعی در گرداگرد زعیم جامعه» را مخدوش کند، دستکم در شرایط جنگ باید کنار نهاده شود.
قطعا نمیخواهم با این بیان، شرطی به شروط فقهی امر به معروف اضافه کنم بلکه صرفا میخواهم از منظر معارفی به جهتگیری کلان امر به معروف نگاهی انداخته باشم.
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
26.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ضمانت پیروزی ما چیست؟
▪️ صدق شرط پیروزی
حجتالاسلام #محمد_عشایریمنفرد
🔻گوش فرادهید، این سخن علی (ع) است که پیروزی صادقان را تضمین کرده است.
برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید!
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
20.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جنگ، انسان بینقش نداریم!
▪️ جنگ و تکثر نقشها
حجتالاسلام #محمد_عشایریمنفرد
❓وظایف جامعه در حال جنگ چیست؟
برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید!
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
هدایت شده از با نهج البلاغه
بسم الله
در هنگامه جنگ صفین به لشکریانش فرمود:
قَدْ خُلِّيتُمْ وَ اَلطَّرِيقَ؛ فَالنَّجَاةُ لِلْمُقْتَحِمِ وَ اَلْهَلَكَةُ لِلْمُتَلَوِّمِ
انتخاب راه به خودتان واگذار شده است؛ نجات، از آنِ کسی است که خطر کند و دل به دریا بزند و هلاک، سرنوشت کسی است که اینپاوآنپا کند.
📚خطبه 123 نهج البلاغة
https://eitaa.com/banahjolbalaghe
💬
بانی، خادم، سینهزن فاطمیه،
فروتن و خاکی و افتاده،
مثل مردم عادی روستا ...
سردار سرلشکر مجید خادمی
چقدر او برای شهادت و شهادت برای او شایسته بود...
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
بسم الله
«ترک جهاد» اگر از روی تاکتیک یا راهبردهای نظامی باشد، در آموزههای امیرالمؤمنین علیهالسلام نکوهش نشده اما اگر از روی «بیرغبتی به جنگ» باشد، نکوهش شده است. یکی از موارد این نکوهش، در خطبه 27 آمده است:
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ ...
جهاد بابی از ابواب بهشت است ...
فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ، أَلْبَسَهُ اَللَّهُ ثَوْبَ اَلذُّلِّ وَ شَمْلَةَ اَلْبَلاَءُ
هرکس آن را «به جهت بیعلاقگی به جنگ» ترک کند، خداوند بر قامتش لباس ذلت و جامه بلا میپوشاند
وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ اَلْقَمَاءَةِ
و [در زیر چکمههای] تحقیر و ذلت، لگدمال میشود
وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ
و عقل و تدبیر انسانیاش را از دست میدهد،
وَ أُدِيلَ اَلْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ اَلْجِهَادِ
به سبب تباه كردن جهاد، حق از او روى میگرداند
وَ سِيمَ اَلْخَسْفُ
به سختى و رنج گرفتار شود
وَ مُنِعَ اَلْنِّصْفُ
و از عدالت بیبهره میشود
محمد عشایری منفرد
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared
بسم الله
کیفیت حضور خیابانی مردم و نقش آن در تصمیمگیری امام مسلمین
در نهجالبلاغه «تأثیر حضور مردمی بر تصمیمگیری امام مسلمین» در سه نوع، صورتبندی شده است:
1️⃣ حضور برای نصرت امام:
نوع اول در آنجا بود که «جامعهی خلافتزدهی پس از پیامبر»، پر از سیری شکمبارگان و گرسنگی گرسنگان شده بود و بازگرداندن این «جامعهی پر از ظلم» به تنظیمات عصر نبوت، هرچند آرزو و مأموریت امیرالمؤمنین بود اما آنقدر دشوار یا غیرممکن بود که حضرت، در ابتدا حاضر به قبول این کار نبودند (دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي). در این عرصه مردم، در شهر حاضر شدند ولی نوع کنشگری آنها از سنخ «نصرت» بود. این «نصرت» مردمی چنان اثرگذار بود که «حجت» را بر امام تمام کرد (لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِر...) و موجب شد که حضرت تن به اتخاذ این تصمیم دشوار (بازگرداندن جامعه از تنظیمات خلفا به تنظیمات عصر نبوت) بدهد.
2️⃣حضور اما برای عصیان و خذلان امام
نوع دوم، آنجا است که حضرت، پس از جنگ نهروان، میخواهد آخرین نبرد را با شام، که کانون «شکمبارگان سیر» بود، رقم بزند تا مسیر «بازگرداندن جامعه به تنظیمات عصر نبوت» هموار شود. در اینجا نیز مردم، حضور دارند؛ در مسجد و میادین شهر پای سخنرانیهای علی ع مینشینند اما کنشگری آنها از سنخ «نصرت» نیست بلکه گاه کنشی است از سنخ «جنگگریزی» (فَأَنْتُمْ وَ اَللَّهِ مِنَ اَلسَّيْفِ أَفَرُّ) و گاه واکنشی است از سنخ «خذلان و عصیان»؛ و در مجموع، موجب عقیم شدن تصمیمات امام خود میشوند (وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَيَّ رَأْيِي بِالْعِصْيَانِ وَ اَلْخِذْلاَنِ) چرا که امام مسلمین برای به نتیجه رساندن تصمیماتش به یارانی مطیع نیاز دارد (لاَ رَأْيَ لِمَنْ لاَ يُطَاعُ).
3️⃣حضور اما برای امر و نهی امام
سومین نوع، در جایی است که مردم حضور خیابانی دارند اما حضورشان نه از سنخ نصرت است و نه از سنخ عصیان و خذلان است بلکه در صحنه حاضر میشوند تا امام خود را امر و نهی کنند! (لَقَدْ كُنْتُ أَمْسِ أَمِيراً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَأْمُوراً وَ كُنْتُ أَمْسِ نَاهِياً فَأَصْبَحْتُ اَلْيَوْمَ مَنْهِيّاً)! چنانکه در صفین نیز مردم، حاضر بودند اما به جای فرمانپذیری از امیرالمؤمنین به ایشان فرمان میدادند! (أَ لَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ اَلْمَصَاحِفَ حِيلَةً وَ غِيلَةً وَ مَكْراً وَ خَدِيعَةً: إِخْوَانُنَا وَ أَهْلُ دَعْوَتِنَا اِسْتَقَالُونَا؟»
محمد عشایری منفرد
💯 کانال استاد محمد عشایری منفرد (حفظه الله)
🆔https://eitaa.com/ashayerimonfared