#نوحه
#حضرت_رقیه
#سیدمهدی_میرداماد🎤
چه عجب صفا آوردی ؛ نگو که غذا آوردی
ای طبق ممنونم از تو که برام بابا آوردی
شدی رحل و جای قرآن ؛ برامون آوردی قاری
چرا دندونت شکسته نگو که خبر نداری
ببین لبایی که ترک خورده
ببین موهایی که به هم ریخته
ببین محاسنی رو که سوخته
ببین با دیدنش دلم ریخته
خبر اومد پدر اومد ؛ تو آغوشم با سر اومد
کاشکی گریه هام بذاره یه کمی نفس
بگیرم
کاش می شد گوشواره هامو یه دقیقه پس بگیرم
کاش منو نبینه با این سر و وضع نامرتب
کاش شده لااقل بود تو خرابه عمه زینب
معجرمو برام بیارید تا
صورت نیلی رو بپوشونم
منم شبیه فاطمه باید
جای یه سیلی رو بپوشونم
فراوونه کبودیام،فقط میگم امون از شام
خبر اومد پدر اومد،توآغوشم با سر اومد
اگه شامیا حسودن،گه دست و پام کبودن
این همه سختی می ارزید به یه لحظه با تو بودن
چقدر انتظار کشیدم ،چقدر رو خار دویدم
تا که گوشهٔ خرابه آخرش به تو رسیدم
خو اومدی مسافر خسته
تو بهترین بابای دنیایی
خدا میدونه خیلی شرمنده م
ندارم اسباب پذیرایی
عجب داغی ؛ عجب دردی ، منو کشتی تا برگردی
خبر اومد پدر اومد،تو آغوشم باسراومد
.
#پنجم_صفر
ارائه متن وصوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،،
مدیریت کانال:شعبانپور
@Haram75
─⊱✾♡✾⊰─
https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122
─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
اصلا افتاده کسی از قلم آقا شاید!
حاجمهدیسلحشور
#زمزمه
#اربعین #سلحشور
شاید امسال بیایم حرمت یا شاید
سر و کار دل من هست فقط با شاید
یک نگاهی به همان برگه بیانداز حسین
اصلا افتاده کسی از قلم آقا شاید
فکرش افتاده شبیه خوره ای بر جانم
اصلا انگار بدت آمده از ما شاید
یا که یک نوکر زشتی که سیه رو هم هست
جا ندارد وسط این همه زیبا شاید
ولی ارباب اگر زود به دادم نرسی
دگر از دست رود این دل شیدا شاید
باید امروز همین حال مرا دریابی
مرگ آید به سراغ من فردا شاید
.
#زمینه
#حضرت_رقیه
رمز حیات کربلا/راه نجات کربلا
میگیرم از سفره ی تو /برگ برات کربلا
عنایتی به حال عاشقا کن
با یه نگاه راه حرم رو وا کن
بیا و با اون دستای کوچیکت
رقیه جان برا فرج دعا کن
رقیه جان برا فرج دعا کن۴
بند اول:
بلا آوردن سر تو / تو کوفه و شام بلا
شامیا مانعت شدن/ تا نرسی به کربلا
چه زجری تو کشیدی از حرمله
بسته بودن دستاتو با سلسله
یه کاری کن برای جامونده ها
آخه خودت جاموندی از قافله
بند دوم:
کنار سفرت میشینم / برا تو گریه میکنم
خار مغیلان میبینم / براتو گریه میکنم
چشام مثه ابر بهار میباره
مرهمی رو زخمای پات بذاره
آتیش میگیرم تا میگه روضه خون:
*طفل سه ساله که زدن نداره*
#حضرت_رقیه و #حضرت_زینب
برات بمیرم عمه جون/ یه روزه قامت خمید
قبل از تو بین اهلبیت/ هیشکی اسارت نکشید
برام سپر شدی با حال خسته
هم قلب تو هم سر تو شکسته
سهم غذاتو هم به من میدادی
که میخونی نمازتو نشسته
.............................
چیزی سرم نیومده / گریه نکن برای من
ببین دیگه نمیسوزه / آبله های پای من
بابامو میخوام اگه دلغمینم
بگو کجاس عموی نازنینم
پهلوم اگر شکسته گریه نکن
نمیتونم که اشکاتو ببینم
........................
روضه این شبام شده/ من الذی ایتمنی
اگر کبوده تن من/ تو هم کبودتر از منی
همراه قافله منو آوردی
به جای من تو تازیونه خوردی
سر مزار بابا یاد من باش
اگه منو تا کربلا نبردی
جواب های پیشنهادی:
واویلتا واویلتا واویلا
رقیه یا رقیه یا رقیه
امون امون امون ازین غریبی
سبک:شور احساسی بسیار سوزناک...
متن:آشوبم اینقدر این...
مداح:کربلایی #رضا_شیخی
آشوبم اینقدر این روزا
فکر و ذهنم شده اربعین
راه کربُبلاتُ ارباب
میگن بسته شده اربعین
شده تا مهران میرم/اربعین خونه باشم میمیرم
همه دنیا بگه بستهس/فاطمه اگه بخواد من میرم
کربُبلا، موکبارو بهپا کنید
کربُبلا، زائرا رو صدا کنید
اَللهُمَ الرْزُقْنا کربلا...
دلشوره میکُشه نوکر رو
ترس افتاده بهجونم آقا
عزابم میده حتی فکره
اربعین من نرم کربلا
به حسین ایمان دارم/اربعین سر رو ضریخش میزارم
مادرم رو من امسال/حتی روی شونمم شد میارم
کربُبلا، نوکر درمونده ببین
کربُبلا، قرارمون این اربعین
کربُبلا آرزومه ببینمت
کربُبلا دق میکنم نبینمت
اَللهُمَ الرْزُقْنا کربلا...
کولمرو روی دوش میزارم
با اذن حضرت سلطانم
نزدیکِ روزی که میبینم
من پشت گیتای مهرانم
کربُبلات بسته باشه/اربعینت روز مرگ من میشه
فقط آقای خراسان/میتونه تسکینِ این دردم باشه
امام رضا، کربلارو نبینم میام پیشت
امام رضا، یه چند روزی رو میمونم پیشت
#کربلایی_رضا_شیخی
#اربعین
#مرگ_بر_آمریکا
#انتقام_سخت
|⇦•از بس که حُسن نام تو شد...
#روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده ماه صفر۱۴۰۰ به نفس حاج امیر کرمانشاهی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
از بس که حُسن نام تو شد مشق جوهرم
عطر بقیع میوزد از باغ دفترم
شوق بهشت سهم بقیه، ز من مخواه
از گندم مزار شما ساده بگذرم
مسکین، یتیم، اسیر، همه زود آمدند
مثل همیشه در صف این خانه آخرم
*چهخونه ای ،چه آقایی، چهکریمی، قربونت برم آقا ...دیدی یه مشکلی برات پیش میاد فکر میکنی میگی
این مشکل رو با کی درمیون بذارم؟ به اون آدمِ نزدیک زندگیت فکر میکنی، باز میگی اصلا بهش بگم؟ نگم؟ نکنه بهش بگم فکری با خودش بکنه؟ نکنه روم رو زمین بندازه؟
اما من همین قدر میتونم برات بگم هرکسی تو زمان امام حسن مجتبی تو مدینه زندگی میکرد، هروقت به مشکلی برمیخورد خیالش راحت بود، میگفت: میرم پیش کریم اهل بیت مشکلم رو حل میکنه، دوست و دشمنم نداشت، أغوشش همیشه به روی همه باز بود .
تو قیامت میگن: اصحاب امامحسین کجان؟ یه جمعیت عظیمی بلند میشن، میگن اصحاب امام حسن کجان ؟ یه جمعیت کمی بلند میشن...
میخوام غربت رو بدونی، تو مدینه وقتی امامحسن رو میدیدن از مرکب پیاده نمیشدن، از رو مرکب میگفتن: "السَّلام عَلَیکَ یا مُذِلَّ المُؤمنین"...
اینقدر سائل عطا میکرد، که سائل می موند، اصلاً باورش نمیشد، در تاریخ أوردن یه روزی از صبح تا شب صدقه و هدیه میداد به سائلهای مختلف، هرچی داشت عطا میکرد، شب یه سائلی اومد، گفت: بده آقا! در راه خدا، حضرت فرمود: هرچی داشتم از صبح دادم، همین کفش ها مونده برام، اینارو بدم بهت برو بفروش...
دیدی میگن: فلانی به داداشش رفته؟ تو گودال از حسین همه چی رو بردن، عبا، عمامه، کلاه خود،رِدا،کفش هاارو بردن، ساربان اومد دید دست خالی مونده، انگشت و انگشتر رو برداشت .....*
نقش است بر کتیبهی خلقت، هُوَ الکَریم
ثبت است بر جریدهی عالم، هُوَ الکَریم
من خواب دیدهام پس از آبادی بقیع
نذر ضریح توست النگویِ مادرم
آنقدر حلقه بر در این خانه کوفتم
حالا خودم کُلونِ قدیمی این درم
گفتند سائلان که پس از تو کجا رویم
گفتی که این شما و سرای برادرم
حسین جان ...حسینجان ...
اینها دو واژهاند که با هم غریبهاند
بر صفحه چون دو خط موازی: حسن، حرم
حسن جان ...
#شاعر میلاد حسنی
|⇦•عمریه آقا سینه زنم...
#سینه_زنی و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام اجرا شده ماه صفر۱۴۰۰ به نفس سیدرضا نریمانی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
عمریه آقا سینه زنم
حک شده بر روی بدنم
بر سر سفره خان کَرَم
جیره خور نان حسنم
مست خراباتی این سینه زنی ام
من حسنی حسنی حسنی ام
تا سایه ی تو باشد به سرم
محتاج تو ام سلطان کَرَم
این نمکِ سفره ی تو کرده اسیرم
آمده ام مُزد مُحرم رو بگیرم
نگاهی کن به دستانم
دَخیلک یا حسن جانم
مثلِ نبی تو بی مثلی
فاتحِ میدان جملی
سیرتِ تو شد فاطمیون
رفته قد و بالات به علی
عاشقتم از ازل ای یار قدیمی
جن وملک جیره خورت بس که کریمی
ای نور دل و چشمان نبی
ای حیدر منش و زهرا نسبی
حل شده با تربت تو آب و گِل ما
صحن و سرای تو بنا شد به دلِ ما
منم عبد و تو سلطانم
دَخیلک یا حسن جانم
مور و سلیمون خاک درت
گردش اصلیِ دور سرُ
روح الامین و جن و مَلَک
خادم دربار پسرت
شاه کَرَم هستی و بی سنگمزاری
ای به فدای حرمی که تو نداری
آتش زده این، غربت جگرم
آقای کریمی، خاکت به سرم
حسر ت دیدار تو افتاده به جانم
فاطمیه کنج بقیع روضه بخوانم
پریشان پریشانم
دَخیلک یا حسن جانم