eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
26.4هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
971 ویدیو
629 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Haram75 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
نظر کن بر دل بیتابم دهم جان به راهِ اربابم یا اِلهي بِحَقّ الْحسین... دلم خواهد فدایش گردم ساکنِ کربلایش گردم یا اِلهي بِحَقّ الْحسین... ای خد کن خدایی ما را لاله اي کربلایی ما را یا اِلهي بِحَقّ الْحسین... به حقّ گل یاسِ پرپر به حقّ آن امامِ بی سر یا اِلهي بِحَقّ الْحسین... به حقّ شهیدِ علقمه به حقّ ذکرِ یا فاطمه یا اِلهي بِحَقّ الْحسین... به حقّ ناله های لیلا به حقّ جسمِ اِرباً اِرباً یا اِلهي بِحَقّ الْحسین...
اندر آنجا نوحه خوان آن مادرش زهرا شود او که از داغِ پسر بر سینه وُ سر می زند زین مصیبت تا ابد در ماتمِ عظمی شود گوشِ دل گر وا کنی وا یا حسینش می رسد از دلِ مجلس نوایِ شور و شینش می رسد بی کس و بی اقربا اندر میانِ قتلگاه گو هنوز آن ناله ی نورِ دو عینش می رسد در عزای نازنینش شور و بلوی می کند با سرِ خونین نشست و دردِ دلها می کند نخلِ شمشادم چرا در خاک و خون افتاده ای؟ اینچنین با حنجرِ بُبریده نجوا می کند گوید ای جانِ پسر ای نورِ چشمانِ ترم بعدِ تو ای مَه جبین شد خاکِ عالم بر سرم زاده ی زهرا کجا وُ کار زارِ کربلا خیز و جدّت را صدا کن ای شهِ بی یاورم کی بگفتا اینچنین آواره ی صحرا شوی؟ در میانِ قتلگه بی یاور و تنها شوی؟ کی بگفتا ای گلِ باغِ جنانِ فاطمه با لبانِ خشک و سوزان کشته ی اعدا شوی؟ سینه ی عالم بسوزد از نگاهِ غربتت گو عدو شرمش نبود آیا ز روی مادرت؟ رأسِ تو بر نیزه وُ جسمت فتاده آفَتاب زلفِ مشکینت همی با خونِ فرقت شد خضاب هر کجای پیکرِ تو مانده زخمِ بی حساب قلبِ مادر ای پسر از زخمِ رویت شد کباب من به قربانِ تنِ صد چاکِ چاکت ای پسر کشتند از چه نکردندت به خاکت ای پسر؟ بسترِ خارا فتاده جسمِ پاکت ای پسر تا به جولانِ بلا دیدم هلاکت ای پسر گو بمیرد مادرت ای شاهِ بی یار و معین در تنت جا مانده زخمِ دشنه یِ جلادِ کین
لطف حسین ما را تنها نمی‌گذارد گر خلق وا گذارد، او وا نمی‌گذارد او کشتی نجات و کشتی شکسته ماییم مولا به کام غرقاب مارا نمی‌گذارد هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی‌گذارد زهرا به دوستانش قول بهشت داده است بر روی گفته خویش او پا نمی‌گذارد ما و فسرده حالی مولا نمی‌پسندد مسکین و دست خالی مولا نمی‌گذارد از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم باید که سوخت مارا زهرا نمی‌گذارد رضا مؤید _______
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها ( ایام اسارت آل الله ) - قالب چهارپاره کرده ای سرفرازمان ای سر مرحبا ای سرِ برادرِ من ای سرِ سربلندِ بر نیزه سایه ات مستدام بر سرِ من تا شود پای راه رفتنِ تو نیزه از محضرت اجازه گرفت تا شکوفا شدی چو گل بر نی آسمان رنگ و بوی تازه گرفت شانه زد باد، گیسوانت را بوسه ها چید از رخت خورشید ماهِ شَیبُ الخضیبِ غرقِ به خون ماه با دیدن تو آه کشید نی به نایِ گلوت بسته دخیل چون گدایی که حاجتی دارد شاهِ من روی نیزه هم شاه است همه جا، جاه و عزّتی دارد آمدی همرهم که از بالا شاهدِ انقلابِ من باشی از بدن گشته ای جدا که چنین پاسدارِ حجابِ من باشی غیرتُ اللهی و چهل منزل بوده ای پاسبانِ محملِ من بارِ غم را کشیده ام امّا کم نشد از حجابِ کاملِ من خونت افتاد قطره قطره به خاک تا نیفتد به خاک معجر من مرد میدان شدم اگرچه زنم وَ همین چادر است سنگرِ من سپرم عفّت است و حجب و حیا سنگرم را کسی نمی گیرد به سیاهیِ چادرم سوگند زن بدونِ حجاب می میرد به تو سوگند ای سر زخمی و به خونت که روی خاک چکید گله دارد دلم از آن زن که پا گذارد به روی خونِ شهید
گریه میکنم فقط گریه برام تسکینه من بازم سرم به سنگ خورده سرم پایینه هرجوری حساب کنم بازم فقط شرمندم کاش میشد بهت بگم به قولمون پابندم من دلم گرفته از خودم برام کاری کن اشتباهی از تو دور شدم برام کاری کن سر میزارم روی زانوم که بغل کنی منو غمهامو تو خیالم ذره ذره برا تو میگم همه حرفامو روزی میاد که روبروت میشینم من مطمئنم که تو رو میبینم **** من که در به در بودم پی نشونت آقا دستی دستی دور شدم از در خونت آقا میدونم میدونی که یه عمر گناه میکردم حالا اومدم بگم که اشتباه کردم من غیر خونه ی تو هرجا دلمو بردم آقا هم ضرر کردم و هم چوبشو خوردم آقا نمیتونم که بمونم تو سیاهی گناهام آقا آرزومه که یه روزی رو به تو وا بشه چشمام آقا میبینمت ای حسرت شرینم من مطمئنم که تو رو میبینم **** از همه بجز خودت خسته شدم میدونی من به تو بدجوری وابسته شدم میدونی تویی اونکه از روزای بچگیم همرامی هم رفیقمی هم آبرومو هم آقامی آسمون تنگ و زمین تنگ و دل من تنگه چرا دست روزگار با دل من میجنگه زندگیمو به تو میدم تو که خیلی خوب منو میشناسی مهربونی همزبونی برا من تو بهترین احساسی درد و دوای این دل غمگینم من مطمئنم که تو رو میبینم 🔻شور ▪️مداحی جدید شب عاشورا محرم 1403
بین ظلمت دنیا روضه ها برام نوره لحظه لحظه ی هیئت درس شور و شعوره و شایعت علی قتله یه عده با تیر تماشا یه عده با سکوت بی جا حسینو کشتن و شایعت علی قتله اگرچه بی نیزه و خنجر ولی شدن سیاهی لشکر حسینو کشتن یادمون نمیره داغ کربلا رو بین جهل مردم غربت مولا رو یا اباعبدالله **** وقت امتحان هر بار حقو میزاره تنها اونکه چشمشو پر کرد زرق و برق این دنیا و بایعت علی قتله یه عده در بیعت دنیا یه عده ی بَرده ی هوس ها حسینو کشتن و بایعت علی قتله یه عده با وعده ی دینار شدن همسنگر کفار حسینو کشتن از حسین اگرچه کرده دنیا دورم قلبمو تو روضه با گریه میشورم یا اباعبدالله **** کربلا اگه خنجر روی حنجر مولاست ریشه ی درخت ظلم از سقیفه پابرجاست و تابعت علی قتله یه عده اهل بغض و کینه پرو ظالم مدینه حسینو کشتن و تابعت علی قتله یه عده جمعیت اشرار مدینه بین در و دیوار حسینو کشتن روضه ها مرور روضه ی مدینه است خونِ بین گودال خونِ زخم سینه است یا اباعبدالله 🔻زمینه ▪️مداحی جدید شام غریبان محرم 1403
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ (_ع ) (_ع) حضرت زینب (س) بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحمن السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم ْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَین ⬅️آجر و مزده شما برادران و خواهران عزاداران با بی بی دوعالم فاطمه (س)انشاالله آبروی ابا عبدالله در هر گوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روا بشید روضه برات بخونم همه اموات فیض ببرند 🔶هفت روز است که من داغ برادر دیدم 🔶هفت روز است سر نیزه فقط سر دیدم 🔶هفت روز است فقط زخم زبانم زده اند 🔶طعنه بر اشک من و قد کمانم زده اند 🔶هفت روز است که بعد تو گرفتار شدم 🔶پی تو راهی هر کوچه و بازار شدم 🔶باورم نیست سرت بر سر نی ها باشد 🔶بدن بی کفنت در دل صحرا باشد 🔶باورم نیست زدم بوسه روی حنجر تو 🔶باورم نیست که غارت شده انگشتر تو 🔶باورت نیست که این کوفه چه آورده سرم 🔶باورم نیست که با قاتل تو همسفرم 🔶عده ای پیرهن کهنه تو دزدیدند 🔶عده ای بر سر تو سنگ زده خندیدند 🔶چشم گریان مرا خوب تماشا کردند 🔶پیش چشمان ترم هلهله برپا کردند 🌺صل‌الله‌علیک‌یااباعبدالله ⬅️دلتو ببرم کربلا آی کربلائیا..آی حاجت دار آی جوون دارا..آی مریض دارها ای کسانی که دلتنگ کربلا شدید دعا کنید زنده باشیم که بتوانیم ازنزدیک حرم آقا امام حسین رو زیارت کنیم خیلی ها بودند درسالهای قبل در عزاداری امام حسین شرکت داشتند ولی جایشان خالیست روحشان ازاین مجلس ومحفل فیض ببرند عزیزان عزادار شب/روز هفت ابی عبدالله... روز هفتم/سوم که میشه..دختر میاد کنار قبر بابا...خواهر میاد کنار قبر برادر.. دسته گل میارن..عکس بابارو میارن . زیر بغلای خواهرا و دخترها رو میگیرن..تسلا میدن..یه دل سیر گریه میکنند (عزاداری میکنند سبک میشن) ⬅️اما من بمیرم برا یتیمان ابی عبدالله درکربلا...آوارهٔ بیابونا...سر حسین ع بالای نیزه ..بدنش تو کربلا...بچه ها آواره اند...تا اسم بابا را می گرفتند کتکتشون میزنند...آب میخوان میزنند.. غذا میخوان کنک میزنند.. بابارو میخوان کتک میخورند.. ⬅️ الهی غریب نشی... الهی گرفتار نشی...الهی بی کس نشی.. چه کشیدند یتیمان آقا ابا عبدالله چه کشید خانم بی بی زینب کبرا( س) باید بگم عزاداران 💔امان از دل زینب 💔چه خون شد دل زینب چه زینبی که یک لحظه طاقت دوری حسینشو نداشت اما ✔️(هر روضه ای میشه خوند)✔️ چون روضه ای نیست که اسم زینب درآن نباشد صدا زد...برادران حسین جان 🔸به‌سوی‌شام‌وکوفه‌ام‌چه ظالمانه میبرند 🔸نمیروم ولی مرا به تازیانه میبرند 🔸سر تو را به نوک نی زدند این ستمگران 🔸نمی روم ولی مرا به تازیانه میبرند یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر از این مجلس و محفل فیض ببرند گریزی هم داشته باشیم به روضه زینب (س) بهره امواتمان باشه امروز دلها را ببریم حرم زینب ، انشاء الله یک روزی کنار حرمش اشک بریزید . امروز از چشمانت بخواه برای زینب گریه کند ، زینب اُم المصائب است ، پیغمبر بشارت داده برای آن چشمی که برای زینب گریه کند . فرمود : پاداش او همچون کسی است که برای حسن و حسین گریه می کند .۲ هر وقت دلش می گرفت سر از محمل بیرون می آورد ، می شنید از بالای نیزه یک آقایی دارد قرآن می خواند هی صدا می زند : «وَسَیَعلَمُ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ»۳ گاهی هم صدا می زند : «أَم حَسِبتَ أَنَّ أَصحابَ الکَهفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِن آیاتِنا عَجَباً»۴ قربان قرآن خواندنت برادر ، برادر با قرآن خواندنت رفع تهمت از ما کر دی ، آخر به ما خارجی می گفتند . آی گریه کنندگان امام حسین ، دلها بسوزد یک وقت هم سر از محمل بیرون آورد دید یک نا نجیبی با سنگ پیشانی برادرش را می زند همه صدا بزنید یاحسین … الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون احمد بهزادی التماس دعا ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
🥀🥀🥀🥀🥀▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ اما حسن(ع) احمد بهزادی بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحیم يَا أَبا مُحَمَّدٍ، يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ 🔶جانم فدای آن بنایی که نداری 🔶قربان آن گلدسته‌هایی که نداری 🔶هرجا حرم دیدم سرودم زیر لب از 🔶دلتنگی گنبد طلایی که نداری 🔶باب‌الرضا رفتم نشستم گریه کردم 🔶با یاد باب‌المجتبایی که نداری 🔶قالیچه‌ی ارثیه‌ی مادر بزرگم 🔶نذر تو و صحن و سرایی که نداری 🔶من هر شب جمعه سلامی می‌دهم به 🔶شش‌گوشه‌ی کرببلایی که نداری 🔶ما سینه‌زن‌هایت حسن کم گفته‌ایم آه 🔶در مجلس دارالبکایی که نداری 🔶دردی که داری در خودت می‌ریزی آقا 🔶حق می‌دهم درد آشنایی که نداری ⬅️آه گرفتارها آه مریض دارها حاجت مندان جوون دارها امشب دلها را روانه کنید مدینه منوره کنار تربت بی سایبان امام مجتبی انشاالله به پاره های جگر امام حسن(ع) درهرگوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید حاجت روابشید شفای همه مریض‌ها انشاالله همه اموات فیض ببرند یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله 🔸دلی پر زتب و پرازغم 🔸نه طبیب ونه دعوایی 🔸چه کند غریب و بی کس 🔸که ندارد آشنایی حتی در خونه اش هم غریب بود امام حسن دعا کرد آشناش بیاد میدونی اشنا امام حسن که بود خواهرش زینب بود وقتی که زینب دید حال برادر مقلب شده این جا خواهر نگران شد رفت تمام برادران را صدا زدعباسم حسین جان بیاید برادر چه شده خواهر نگرانی زینب فرمود حال برادرمان حسن منقلب شده این جا براداران امدند اما همین که امام حسین دید حال برادر خوب نیست امام حسین نشست کنار برادر آن قدر گریه کرد که امام حسن فرمود حسین جان عزیز مادر مکن گریه ز مرگم ای برادر مریز از دیدگان اشکت چه گوهر یادشهد امام شهدا اموات جمع حاضر فیض ببرند گفت عزیز مادر مرا باشد پرستاران بسیار امروز کنار بستر من عده ای زیادی نشسته اند برادران و خواهران همه هستند پرستار من امام حسن اخ مرا باشدپرستاران بسیار اما حسین جان پرستار یک زینب آن هم گرفتار پرستار تو روز عاشورا یک زینب وان هم گرفتار اخ امان از دل زینب که خون شد دل زینب😭 زینبی که یک روزی در مدینه پاره های جگر برادر حسن را می بیند اما یک روزی هم در شهر شام همین زینب ببیند نازنین سر بریده حسین یا حسین یا حسین یا حسین درآن مجلس بزم یزیدزینب یک صحنه ای را انشاالله هیچ خواهری به مثل زینب غم نبیند مگر چه دید زینب دران مجلس بزم یزید زینب دید ملعون به یک دست جام شراب گرفته به یک دست هم چوب خیزران ای داره با چوب برلب ودندان برادر می زنه 🔸یزیدا چوب مزن آخ برلب برادرجان 🔸سر بریده چه کرده است باتو خواهان پرپرمن 🔸سرش بریده ای بادو صد خواری 🔸هنوز دست از سر او بر نمی داری (یا بقیه الله امام زمان ) 🔸سری که درمقابل تو است نور عین من است 🔸خدا نکرده امام تو حسین من است ⏪گفت نانجیب این لب و دندان را با چوب می زنی اما لب و دندان رایک روزی پیمبر خدا بوسید این لب ودهان رابابام علی مادرم زهرا بوسید 🔸مزن ظالم حسین مادر ندارد 🔸آخ مزن ظالم که خواهر دل ندارد حسین آرام جانم...حسین روح روانم الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون التماس دعا 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 1403/3/28
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🔸در روضة الشهداء نقل شده: خولی سر امام حسین علیه السلام را برداشته روی به کوفه نهاد،او را در یک فرسخی کوفه منزلی بود،و در آن منزل فرود آمد،و زن او از انصار بود،واهل بیت را به جان و دل دوستدار بود ▪️خولی از وی ترسید و سر امام حسین علیه السلام را در آن خانه در تنوری پنهان کرد،زنش پیش آمد که در این چند روز کجا بودی؟ 🔸گفت شخصی با یزید یاغی شده بود.به جنگ وی رفته بودیم،زن دیگر هیچ نگفت و طعامی بیاورد تا خولی خورد و خوابید و زن را عادت بود که به نماز شب بر می خواست و آن شب برخاست و خانه را طوری روشن دید که گویا صد هزار شمع و چراغ برافروخته اند ▪️نظر کرد و دید که روشنائی از آن تنور بیرون می آید،از روی تعجب گفت سبحان الله من خود در این تنور آتش روشن نکرده ام و کس دیگری هم نبوده ، این روشنائی از کجاست؟ ▪️در آن حیرت دید که آن نور بسوی آسمان میرود تعجب او بیشتر شد ،ناگاه چهار زن دید که از آسمان فرود آمده بالای تنور آمدند،یکی از آن چهار زن به سر تنور رفته و آن سر را بیرون آورده می بوسید..😭 و بر سینۀ خود می گذاشت،و می نالید و میگفت ای شهید مادر و ای مظلوم مادر.. 😭 حق سبحانه و تعالی روز قیامت حق من از قاتلان تو بستاند،و تا حق من ندهد دست از قائمۀ عرش باز نگیرم.. 😭 و آن زنان دیگر بسیار بگریستند و آخر سر را در آن تنور نهاده غائب شدن.. زن انصاریه برخاست و به سر تنور آمده سر را بیرون آورد و درست نگاه کرد، چون حضرت امام حسین علیه السلام را بسیار دیده بود شناخت،نعره ای زد و بیفتاد...😭
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🔸در روضة الشهداء نقل شده: خولی سر امام حسین علیه السلام را برداشته روی به کوفه نهاد،او را در یک فرسخی کوفه منزلی بود،و در آن منزل فرود آمد،و زن او از انصار بود،واهل بیت را به جان و دل دوستدار بود ▪️خولی از وی ترسید و سر امام حسین علیه السلام را در آن خانه در تنوری پنهان کرد،زنش پیش آمد که در این چند روز کجا بودی؟ 🔸گفت شخصی با یزید یاغی شده بود.به جنگ وی رفته بودیم،زن دیگر هیچ نگفت و طعامی بیاورد تا خولی خورد و خوابید و زن را عادت بود که به نماز شب بر می خواست و آن شب برخاست و خانه را طوری روشن دید که گویا صد هزار شمع و چراغ برافروخته اند ▪️نظر کرد و دید که روشنائی از آن تنور بیرون می آید،از روی تعجب گفت سبحان الله من خود در این تنور آتش روشن نکرده ام و کس دیگری هم نبوده ، این روشنائی از کجاست؟ ▪️در آن حیرت دید که آن نور بسوی آسمان میرود تعجب او بیشتر شد ،ناگاه چهار زن دید که از آسمان فرود آمده بالای تنور آمدند،یکی از آن چهار زن به سر تنور رفته و آن سر را بیرون آورده می بوسید..😭 و بر سینۀ خود می گذاشت،و می نالید و میگفت ای شهید مادر و ای مظلوم مادر.. 😭 حق سبحانه و تعالی روز قیامت حق من از قاتلان تو بستاند،و تا حق من ندهد دست از قائمۀ عرش باز نگیرم.. 😭 و آن زنان دیگر بسیار بگریستند و آخر سر را در آن تنور نهاده غائب شدن.. زن انصاریه برخاست و به سر تنور آمده سر را بیرون آورد و درست نگاه کرد، چون حضرت امام حسین علیه السلام را بسیار دیده بود شناخت،نعره ای زد و بیفتاد...😭