تیر هارو دونه دونه از تنِ برادرش خارج کرد و صورت به صورتِ برادرش گذاشت
میگن امام حسین سرِ حضرتِ عباس رو از خاک برداشت و بر زانوی مبارکش گذاشت
حضرتِ عباس وقتی سرش رک در آغوشِ برادرش دید، سرِ خود رو آهسته برداشت بر خاک کشید و رو زمین گذاشت، امام حسین فرمود: ای برادر! چرا اینکارو کردی؟
عرض کرد: ای برادر! الان تو سرِ من رو به دامن میگیری اما وقتی که تو بر خاک افتادی، کسی نیست که سرِ تو رو بر دامن بگیره..
در همین لحظات صدایِ ملکوتیِ قمرالله قطع شد و سیدالشهدا زار زار گریست و دشمن متوجه شد حسین برادرش رو از دست داده...
کف و هِلهِله کردن طوری که امام محمدِ باقر مضمونا فرمود ما با هلهله یِ دشمن فهمیدیم عمویِ ما شهید شده...
بنا بر وصیتِ خودِ حضرت عباس و خجالتشون از اینکه آبی برایِ اهلِ حرم نبردن، از سیدالشهدا خواستن که ایشون رو به خیمه ها نبرن
سیدالشهدا هی چند قدم میرفت و برمیگشت و پیکرِ ابوفاضل رو میدید، وقتی برمیگشت مقتل میگه جوری سیدالشهدا میگریست که با پشتِ آستینش اشکش رو پاک میکرد و پیکرِ ابوفاضل اسیرِ کفتارها شده بود و گروه گروه به این پیکر حمله و غارت میکردند...
برایِ امام حسن عسکری دو تا مهمان اومد. یکی از خراسان، مَدفَنِ آقا امام رضا و مهمونِ دیگه از سرزمینِ نِینوا.
وقتی داشتن داخل میشدن به منزلِ آقاجان، دیدن امام حسن عسکری داره پیاده برمیگرده! بهش عرض کردن آقا اسب که حاضره! سوارِ بر مرکب بشید...
آقاجان فرمود دوست ندارم و خوش ندارم محبان و دوستدارانم پیاده باشن و من سواره برگردم!
رسیدن به منزلِ آقاجان.
آقاجان از اون ها پذیرایی کرد.
کمی بعد از ورود، آقاجان گریست...
گفتن آقاجان چرا گریه میکنید؟
آقا فرمود به این دو محبِ مون نگاه میکنم...
یکی از خراسان اومده و زائرِ جدِ ما علی بن موسی الرضا بوده و یادم می افته که او در سرزمینِ غربت بی یاور و یار بود و کسی نبود که او رو یاری کنه و زهرِ مامونِ ملعون جگرش رو پاره پاره کرد و به اون یکی محب مون نگاه میکنم که از کربلا اومده و یادِ جدم حسین می افتم! لب تشنه و جگر خسته، بی کس و تنها! بینِ دشمنان با بدنِ پاره پاره رویِ خاکِ گرم کربلا، کسی نبود که سرش رو به دامن بگیره...
آقاجان در ادامه فرمود: هر کسی زائرانِ ما رو کمک کنه...
الله اکبر از این کلام! آقا فرمود:
هر کسی بهشون کمک کنه
و در عزایِ اون ها (محبانِ ما) ماتم و عزا برپا کنه انگار که به ما اهل بیت کمک کرده! و هر کسی بر ماتمِ زُوّارِ ما
گریه کنه، آتش دوزخ بر او حرام میشه!
یعنی چی؟
ینی تو اگه برایِ رفیقِ محبِ خودت که دوستدارِ سیدالشهدا بوده و از دنیا رفته! بر او گریه کنی، جهنم بر تو حرومه! گریه بر محبِ سیدالشهدا تو رو پاک میکنه! حالا تو ببین اشکِ بر سیدالشهدا چیه و چه درجه ای داره که گریه در سوگِ بر زائر و محبش اینه نتیجش!
این رو گفتم که قدرِ خودت رو بدونی که شب به شب کجا میری و چه میکنی. چه قیمتی داره این کارت. یه وقت کارت رو کوچیک نبینی! تو الماسی عزیزم! نوکریِ تو مهمترین کارِ دنیاست!
و جدی میگم، بدونِ شوخی میتونم تا خودِ صبح بشینم از فضیلتِ شمایِ محب حدیث و روایت بنویسم
يَبكي للحسين صَباحاً و مساءً
شب و روز برای حسین گریه میکنه
آی امام زمان مگه چی از اباعبدالله به شما رسید آقاجان که هر روز صبح و شام بر او گریه میکنین؟
مرحوم علامه مجلسی از قولِ امام باقر نقل کرده. امام باقر فرمود لَقَد قَتَلوهُ! اباعبدالله رو جوری کشتن که قَتلَه نَهَی رَسولُ الله اَن یُقتَلَ بِهَا الکِلاب! که پیامبر نهی کرده بود که سگان رو هم این چنین نَکُشید!
مگه چطور بوده آقاجان؟
امام باقر در ادامه فرمود لَقَد قُتِلَ بِالسَّیف! جدِ ما رو با شمشیر! وَ السِّنان! و نیزه! وَ بِالحِجارَه! و با سنگ! وَ بِالخَشَب! و با چوب! وَ بِالعَصا! و با عصا! وَ لَقَد اَوطَئُوهُ الخَیلَ بَعدَ ذلِک! و بر پیکرِ او با اسب تاختن!