- اشکین .
.
پناه زندگی ِما ، شاید دست نداشت ؛
ولی یك عمر زندگیمون ُنگه داشت ! .
شما کفیل ِمنی ، جناب ابوفاضل .
- اشکین .
.
تو همچو من سر کویت هزار داری ؛
ولی بدان ك نوکرت فقط تو را دارد ! .
خودت عزیز ُغمـت عزیزتر ، محبوب ِعراقی .
زندگی میکشد به کجا کارت را ؟ .
باید از دور تماشا بکنی یارت را ؛
روز دیدار ، خودت را به ندیدن بزنی ،
شب ولی دوره کنی لحظهی ِدیدارت را (( :
تو اما فراموش نکن ؛
روزی که افتاده باشی ، بلندت میکنم ُاگر هم نتوانم ، کنارت دراز میکشم .