eitaa logo
شرح حال آسیب دیدگان عرفان حلقه
885 دنبال‌کننده
196 عکس
51 ویدیو
12 فایل
پایگاه تخصصی مقابله با عرفان های کاذب و دشمن شناسی ارتباط با ادمین: فاطمه میرزاییان، پژوهشگر عرفان های کاذب مسئول شبکه کشوری خواهران مجمع فرق و ادیان خاتم الاوصیاء، مدرس حوزه،مشاور،عضو جمعیت بانوان فرهیخته،عضو مجمع مبلغات تهران @f_Mirzaeeyan
مشاهده در ایتا
دانلود
جزوه فرادرمانی که از طرف مستر به آیسان داده شده
در گوشه سمت چپ جلد جزوه ،زمان اتصال روزانه را یادداشت کرده بود(ساعت ۶ عصر) در این ساعت آیسان هر روز اتصال میگرفت،در روز حادثه نیز،آیسان راس ساعت شش عصر،به پشت بام رفته و پس از اتصال،از طبقه هفتم ساختمان خود را پرت می کند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۳۹) ♦️با سلام آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد: برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود. اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند . از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند. او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است) دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد . برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست . او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد . اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند. از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند. با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود . "سلسله موی دوست حلقه دام بلاست @halghesharhehal فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۴۰) ♦️این موضوعی که میگم مربوط به سال 89 الی 90 هست...تاریخ دقیقش یادم نیست.. دوستم یه سری از کلاس هایی رو تو مشهد میرفتن....که خیلی هم تبلیغات زیادی داشت... دوست من اون زمان 20 ساله بودن و خیلی هم مذهبی نبود...جلسه اول که برگشتن کلی برای ما از جلسه گفت و اینکه خیلی فضای معنوی و روحانی داشت...احساس آرامش داشت.. و میگفت خیلی آروم میشه....از بهشت و جهنم برای ما حرف میزد.... ما خیلی جدی نگرفتیم ...جلسه دوم رو رفت وقتی بر گشت...به همه ما نگاه میکرد و میگفت شما شیطانید.... حتی وقتی خنده های مارو میشنید حالت زدن به خودش میگرفت که مارو بزنه...و میگفت صدای خندتون بوی شیطان میاد...حتی تو خونه و کنار ما هم چادر سر میگرفت و میگفت نگاه شما نگاه شیطانیه....کل شب رو مشغول نماز خوندن بود اما دیوانه وار....حرکاتش خیلی عجیب بود....آرام و قرار نداشت...یبار برای یکی از کلاسای دانشگاهش رفت تو دانشگاه بیهوش شد و وقتی اومد همش میگفت همه سیاهن و این نور سیاه منو اذیت میکنه...خیلی حرفای بی اساس دیگه میزد ما فقط میخندیدم...چون هیچ درکی نداشتیم از حرفش... جلسه سوم رو رفت و دیگه ازش خبری نشد..چون زمان امتحانات بود و فرجه ها دیگه ازش خبری نگرفتیم..تا اینکه برادرش به یکی از هم اتاقیام زنگ زد و گفت خواهرش تو بیمارستان بستریه و دکتر ها گفتن این مربوط به واحد روانیه....ازما سوالایی پرسید که خواهرش این مدت چرا اینجروی شده و ما فقط جلساتشو بهش گفتیم کجا رفته...اما وقتی گفتیم برادرش به شدت برخورد بدی کرد با ما و بعشد غیر مستقیم متوجه شدیم که دکترها هم گفتن به خاطر جلسات گروهی نیست ..و ممکن نیست همچین تاثیری داشته باشه این جلسات به همین خاطر برادرش هم چنان مارو مقصر میدونست اما در اصل دقیقا به خاطر اون جلسات بوده 4 ماه تیمارستان بود تا حالش خوب شد...ازون موقع دیگه باهاش تماس یا غیره نداشتیم.. فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تجربه من.docx
حجم: 34.5K
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۴۱) تنها شبی که هفت ساله خوابیدم و هزاران ساله برخاستم‼️ فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🎯شرح حال آسیب دیدگان فرقه ی حلقه 🔴 آسیب دیده شماره (۴۲) ♦️ سلام یه موضوعی هست نمیدونم که در جریان هستید یانه الان یه سری گروههایی در تلگرام هست که به اسم و اسمهای دیگه دقیقا دارند همون کار رو انجام میدند، چندوقت پیش من دریکی ازین گروهها شرکت کردم ،هیچی از عرفان نمیدونستم ، قرارشون این بود که سریه ساعتی هرکسی یه جای خلوت ،چشماشو ببنده و با دم نورسفید و با بازدم نو خاکستری رو تصور کنه ،بعد هر کسی حسش رو بنویسه، منم اینکارو انجام دادم، در اولین بلایی سرم اومد که خودمم باورم نمیشه... شب جیغ کشان از خواب پریدم ،تمام تنم سردو عرق کرده،میلرزیدم و به گوشه ی اتاق خیره شده بودم ،فک میکردم یه نفر اونجاس اما نمیدیدمش،فقط ترسی که از طرف اون داشت به من وارد میشد رو میفهمیدم ، همسرم لامپو روشن کرد و منو که داشتم میلرزیدم رو محکم گرفته بود وهی اسمم رو صدا میزد که بهوش بشم ... خلاصه یکی از .هم گروهی هام مثل یه معجزه منو از اهداف اونها باخبر کرد و منم بعداز تحقیق در مورد عرفان حلقه در همون گروه افشاگری کردم ... خانم خیلی از دست من عصبانی شد... خیلیها از گروه درومدند ولی خیلیها هم موندندومنو مسخره کردند... خلاصه الان هراز چندگاهی خوابای اشفته و ترسناک میبینم و خودم فک میکنم که از طریق عکس پروفایلم برام نیروهای اهریمنی میفرستند ، عکسو اسمم رو عوض کردم اون خانم مستر تازگیا برام یه کانال فرستاده که بگه ماپیشرفت کردیم کانال داریم فاطمه میرزاییان کانال ایتا: https://eitaa.com/asibehalghe کانال تلگرام: https://t.me/joinchat/QnXfxSQopNfRPYqj
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا