رفیقم پاشده کارزار راه انداخته که روزبه حصاری تو فصل پنج بچه مهندس بازی کنه، بخدا اگه من انقدر اراده داشتم الان اینجا نبودم.
اسرا.
امروز منتظر باشید که قراره اولین پادکستمون رو تو آلبوم منتشر کنیم.
چشمتون به اینجا باشه 👀.
هدایت شده از آلبوم اسرا.
آلبوم اسرا.داستان دو دست؛.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
_📻 '
بسم الله الرحمن الرحیم.
پادکست "داستان دو دست" به مناسبت شهادت سید مقاومت، سید حسن نصرالله.
~🎙
نوشتهٔ: اسرا.
با آوای: F, Roohbahksh.
و کاور: اسرا.
-📻
گردآوری شده به تلاش گروه "آلبوم اسرا"
_
اسرا.
_📻 ' بسم الله الرحمن الرحیم. پادکست "داستان دو دست" به مناسبت شهادت سید مقاومت، سید حسن نصرالله. ~🎙
به میلادی تاریخ شهادت امروز هست*
به هجری شمسی فردا.
راستش را میخواهید؟
امروز میخواهم راستش را بگویم.
من هنوزهم منتظرم کانالهای خبری بنویسند "سید حسن نصرالله دبیر حزب الله لبنان تا دقایقی دیگر سخنرانی خود را آغاز میکند"
من هنوزهم منتظر رجزهایش هستم.
منتظرم یک نفر با عمامهای مشکی و ریشهای سپید، جوانمردانه در مقابل اسرائیل بایستد. یک نفر دو دستش را روی هم قرار دهد و بگوید "عمودی میآیید و افقی میروید".
امروز دروغ نمیگویم. من شهادت ایشان را باور نکردهام. از بعد دی ماه ۹۸ همه چیز برایم غیرقابل باور شده. نمیخواهم شهادتشان را باور کنم. چون اگر این را باور کنم با بقیهاش چه کنم؟ نمیخواهم باور کنم در چنین روزی چهارساختمان در ضاحیه بیروت به کلی تخریب شد. نمیخواهم باور کنم از شدت آوار تونل زدند و پیکرشان را بیرون آوردند، نمیخواهم باور کنم گویندهٔ جملهٔ "ما ترکناک یابن الحسین" دیگر اینجا نیست. اگر باور کنم، خرد میشوم. پودرم را باید از روی زمین جمع کنند. اگر باور کنم دیگر نای ادامه دادن ندارم. خودم را در توهم بودنش میگذارم چون نمیتوانم تصور نبودنش را بکنم. تصور نبودنش نابودم میکند ولی دنیایی که دیگر اورا حس نمیکند را دارم تجربه میکنم و یک سال دوام آوردهام. عجیب است، عجیب و سخت و جان فرسا.
راستش را بگویم. نمیتوانم قبل اسمشان شهید بچسبانم. من باور داشتم شهید نمیشود. من خبرهای روز انفجار را سرسری رد میکردم و به ریش کسانی که میگفتند شهید میشود میخندیدم. مگر میشد شهید شود؟ نامیرا بود. نامیرا هم هست. او کنار ماست. هنوزهم دست مهرش بالای سرماست و گزند دشمن را دور میکند. اگر نباشد که تاکنون جام هلاکت نوشیده بودیم.
آقای نصرالله، لطفا امروز در یاد ما یک سخنرانی مقتدرانه داشته باشید. دست مهرتان را از بالای سرمان نبریدها، وگرنه بیشما و یارانتان نمیتوانیم. دعایمان کنید.
الی اللقاء.
به امید لیاقت حضور در بهشت و دیدار شما.
فرزندانتان.
نویسنده : اسرا.
[کپی نکن دوست من، قلم خودت خیلی بهتر مینویسه💕. ]