اسرین.
آه ولدی، اینا کینه دارن از اسمت علی:)
به گمونم برای همینه که صد و ده تکه شده جسمت علی :))
سردار موسوی یکی از آدم هایی بودن که بدون هیچ شناختی ازشون از صمیم قلب دوسشون داشتم :))
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد، دلشوره ما بود؛ دلآرام جهان شد...
- ممنون که فور میکنی🌟
داشتم به سمت مسجد میرفتم، در سرم هی " قمری عباس" تکرار میشد، یادم هست از بچگی هروقت روضه حضرت عباس را برایم تعریف میکردند بغض گلویم را چنگ میزد، بعد از اتمام سخنرانی سوالی در ذهنم طنین انداز شد، "اربعین؟ یعنی میشه؟" که یکهو روضه خوان شروع کرد، بعد از اتمام شعرش رسید به مقتل خواندن، بغض در گلویم دست و پا میزد، در حال خودم بودم روضه خوان با بغض گفت، امیدت نا امید شد، امیدمونو نا امید نکن، بغضم ترکید، داشتم بلند بلند گریه میکردم، میان گریه حاجت هایم را از او خواستم، تمامی حاجت هایم را، از ریز و درشت را فقط از او میخواستم، سوالی دوباره ذهنم را درگیر کرد، "او کیست؟ که همه عالم دیوانه اوست؟"، گویی روضه خوان صدای ذهن مرا میشنید، داد زد، او باب الحوائج است، او عباس است. گریه هایم شدید تر میشد، دستمال هایم تَه کشیده بود، با روسری اشک خود را پاک میکردم، خانوم بغلی من که از شدت اشک صورتش سرخ شده بود، داد زد، "یا باب الحوائج، اربعینم رو از خودت میخوام" بلند تر گریه کردم، دیگر برایم مهم نبود چی درباره ام فکر میکنن، دست از فکر و خیال برداشتم، فقط گریه میکردم، گریه ام دست خودم نبود، با هر بیتی که روضه خوان میخواند گریه میکردم، در سرم بود اگر محرم سال بعد زنده نباشم چی؟، بخاطر همین یک جمله سینه زنی هایم محکم تر شد، اشک هایم روی دستم میریخت، انگار صدایم را شنیده است، عباس"ع" صدایم راشنیده؟!
*ممنون که فوروارد میکنی.🌟
اسرین.
داشتم به سمت مسجد میرفتم، در سرم هی " قمری عباس" تکرار میشد، یادم هست از بچگی هروقت روضه حضرت عباس
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hwen932&btn=اسرین
تروخدا نظراتتونو بگید، من سرش گریه کردم😭☝️🏼
اسرین.
داشتم به سمت مسجد میرفتم، در سرم هی " قمری عباس" تکرار میشد، یادم هست از بچگی هروقت روضه حضرت عباس
یکم دیگه ادامه داشت ولی گفتم بهش نمیاد.😭
هدایت شده از قهوه تلخ
عمو عباس اگر نشد بیاوری مشک فدای سرت..
برخیز که حرمله بد به بابا می خندد..
اگر بند نمی آید تشنگی و اشک فدای سرت..
برخیز که سه شعبه بد به گلوی نوپا می خندد..