https://eitaa.com/atetesh/2608
سه ساله همه زندگیمو گذاشتم برا هیئت مدرسمون!
الان بعد سه سال جزو مهمترین بخشای هیئته!
باید یه دور از اول بچینمش و تحویل مسئول بعدی بدم.
اجازه نمیده از خونه برم بیرون!
میگه مسئولیت و هیئت و کار فرهنگی بسه.
خیلی جاها دوست نداشتم بری اجازه دادم.الان دیگه تمومه،اختیارتو دارم.
متوجه تعهد و شرایط من نیست.
نمازمو بخاطر تفکرات آشغال مامانم گذاشتم کنار!از صبح تا شب یکسره نماز و دعا و قرآن میخونه و کلاس تفسیر و تدبر میره.
دریغ از ذرهای اخلاق
مثل بچهها به جونم نق میزنه.
_
ادامه مبحث مامانم:
وقتی مریض میشم ازم کار میکشه خیلیم روحیش حساسه همش گریه میکنه.
خسته شدم محدثه،
من اصلا تو خانواده با محبتی بزرگ نشدم.
کمکم کن.
نمیدونم چیکار کنم.کلی سوال دارم.
وقتی که حرفای دلمو به مامانم گفتم گفت قضاوتها و ادبیاتت واقعا زشته.
مث آشغال باهام رفتار میکنه،
میگه بد دهنم.
یکسره سرزنشم میکنه،خیلی اذیتم میکنه.
تو فامیل پیش همه بیآبرو شدیم.
آبروم جلو معلمام رفت.
_
https://eitaa.com/atetesh/2611 درسته ولی شرط میکنم هیشکی مثل من استرس نداره مضطرب نیس دلهره و دلشوره نداره
_
خب من یه اتفاقی برام افتاده یعنی نمیدونم،چطوری بگم؟
عاشق شدم...
با هیچکس نمیتونم در میون بزارم نمیدونم باید چیکار کنم
فقط میدونم حالم خوب نیست
_
سلام محدثه
میگم که من رفتم مغازه میخواستم از یخچال یه بطری بردارم،یه مشتری جلوم بود گویا داشت آب معدنیشو برمیگردوند، پشت به مغازه قبل اینکه بزاره سر جاش درشو باز کرد یه قلوپ خورد بست گذاشت رفت
خیلی حس بدی دارم،کسی جز من ندیدش ولی به منم توجه نکرد
دارم از عذاب وجدان میمیرم😞😖
_
به تو چه ربطی داشته؟ 😂😂😂
https://eitaa.com/hahhhaah/20374
محدثهه توو😂💔
_
وای مطمعنم بیست سالم بشه افسردگی میگیرم