امشب اومده میگه ایوبی تو کلاس شماست نشسته غیبت که اره یارو مارو سر کار گذاشته از اول سال همش رشته اش رو عوض میکنه( اینم بگم این دختر خاله من یه آدم دو رو دروغگو و آدمی هست که همش پشت سر همه بد میگه و مطمئنم که پشت سر من هم بد من رو پیش بقیه میگه حتی به دروغ) بگذریم اومده میگه تو واسه رشته ات باید بیشتر دقت میکردی ( من ریاضی رفتم اون تجربی) حالا چرا اینو میگه چون من از اول هدفم رو مشخص کرده بودم و میخواستم برم ریاضی منم هی بهش تیکه میندازم دیگه فک کنم دوباره هم قهر کرده پیام بعدی میگم
_
😐🤦♀
من میخوام باهاش قطع رابطه کنم اصلا نمیخوام باهاش حرف بزنم نمیدونم چجوری خیلی وقتا هم سر کارش میزارم واسه این کار هاش همه ولش کردن نمیدونم من چیکار کنم
_
رابطتتو کم کن
کمتر باهاش حرف بزن
تنهایی بهتر از همنشین بد است
هیچکس دور و ور من ذهنیت و عقیده هاشون شبیه من نیست نیمدونم با این تنهایی خودم چیکار کنم بیرون بخوایم بریم تنها میرم خرید میخوام برم تنها میرم نه ذوقی دارم نه هیچی یدونه اون دختر خالم بود که هرجا میخواستیم باهم میرفتیم نیمدونم اون من نباشم زنگ دختر عمه هاش میزنه ولی من دختر دایی ها همه یه شهر دیگه هستن خانواده پدری هم همه پسر هستن نمیدونم چیکار کنم😑
_
هیچ کاری نکن با خودت حال کن
یه چالش میدم
نشانه طلبگی پسرا عباس
نشانه طلبگی شما چیه
_
عشق تو دلمون به طلبگی