https://eitaa.com/atetesh/4783
واقعا شب امتحان خیلی بده اون استرس وحشتناکش آدمو پیر میکنه . نه کتاب تموم میشه نه میتونی بخوابی . از شدت کم خوابی هم چشم هات سوزش شدید میگیرن .( بلایی که امروز سر من اومد )
_
https://eitaa.com/atetesh/4769
تو صحن کوثر اون آخرش فکر کنم ورودی حر عاملی بود
باز میگم از خادم های حرم بپرسید شاید اشتباه کرده باشم
اونا قشنگ راهنمایی تون میکنن
_
https://eitaa.com/atetesh/4756 محدثه مامان من همین دوشنبه رفت پروتئین کرد نگا مو صاف میشه ها اوکیه ولی خیلی مراقبتش سخته مثلا نباید عرق کنی، تا چند روز اول همش باید موهات باز باشه رو بالشتی باید ساتن باشه و خیلی از دنگ فنگا
_
جدی میگی؟
پس فعلا بیخیال شم تا برگردم بندر
یسری آدما هستن که باعث میشن خجالت بکشی حرف نزنی بترسی از بیرون رفتن بدت بیاد بعد همونا میگن چرا خجالتیی چرا ساکتی چرا ترسویی چرا همش تو خونهایی
چون تویِ مُزخرف باعث شدی من این شکلی شم
منه احقم هعی دوباره و دوباره حماقت میکنم با این آدما میرم بیرون کاش یسری آدم خوب پیداشه که این احترام مهم بودن رو خرج اونا کنم نه یه مشت در به در که هیچی واسشون مهم نیس حتی احساس آدما
_
ببین حقققق
خققهقهقهثههثهی
اینقدر حقه پامیشم ایستاده برات دست میزنم
یعنی برات بگم کلی با ذوق و شوق پاشدم کارا مو کردم که با شون برم بیرون وقت بگذرونم بعد که زنگش میزنم میگه حالا دیر نمیشه، فلانی هنو نرفته، اگه دیرت میشه خودت برو، حالا با ماشین میتونیم بریم
من باتو و به خاطر تو میخوام بیام وگرنه عمرا میومدم خب یه ذره برا آدم ارزش قائل بشین بخدا اگه پول نداده بودم واسش نمیرفتم
_
دقیقا چقدر درکت میکنم
دلقکخونهشاهعباس!
یعنی برات بگم کلی با ذوق و شوق پاشدم کارا مو کردم که با شون برم بیرون وقت بگذرونم بعد که زنگش میزنم
از دلایلی که با هیچ کسی غیر هانیه کنار نمیام همینه
طبیعیه که خواب دیدم رحیم نجار اومده از رفیقم منو خواستگاری کرده بعد که مامان بزرگم رو هم دیده خواسته منو خواستگاری کنه؟؟؟؟🤣🤣🤣
_
اثرات شیشه و حشیشه
محدثههههه محدثهههه
https://eitaa.com/vitrin_toranj/866
آلبالوییه رو نیگا
_
چه نازه
https://eitaa.com/aryan_ali0/9006
وای باورم نمیشه...
این کلیپ انگار خود منه یعنی بعد از گذشت 6 ماه هنوز هرشب وضعیتم همینه...!
_
🥲
دلقکخونهشاهعباس!
یبار تپش قلب بهم دست داده بود داشتم میمردم
منم همینطور
انگار عزارائیل جلوم نشسته بود
داشتم مرگو با چشای خودم میدیدم