هیچوقت از پایان داستانا و رمانا خوشم نیومد، دوست داشتم همیشه ادامه داشته باشن.
حالاچه رمانای بقیه، چه داستانا و رمانای خودم. به عنوان کسی که مینویسه، واقعا سخته دنیایی که با ذهن خودت ساختی و توش زندگی کردی رو تمومش کنی، چه برسه به کاراکترای داستان که بهشون وابسته میشی. میشن مثل خانوادهات.
اما حیف که تموم نکردنش غیرممکنه..
_
موافقم
دلقکخونهشاهعباس!
هیچوقت از پایان داستانا و رمانا خوشم نیومد، دوست داشتم همیشه ادامه داشته باشن. حالاچه رمانای بقیه، چ
اما به قول آراس..
هر شروعی یه پایانی داره
وای محدثهههه بعد خوندن رمان دارم ضجه میزنم
همین که پیامت رو دیدم فهمیدم عا عا چیزهای خوبی در پیش نداریم 💀✨
ولی خدایی خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم ✨
_
🥲✨
من نمیفهمم واقعا تو کدوم جهنم دره ای ساعت شیش صبح صبحونه میدن ساعت هشتم تموم میشه صبحانش؟
خب برید گمشید اقا ساعت شیش صبح اون لقمه ای که بره تو دهن غذا نیست زهرماره اه
https://eitaa.com/atetesh/7567
اینجایی که ماایم ساعت 8 تا 9.39 عه
_
اینا ساعت شیش تا هشت تایم صبحونشونه
دیشب مثلا زود کپیدم صبح پاشم اصلا دیدم انگار بدنم از بتن ساخته شده منم نمیتونم بلندش کنم