کاش میگذاشتن یه مدت بگذره و خوشحالی شون برای حمله آمریکا و توییت های تنکیو ترامپ شون یادمون بره؛ بعد نگران فدای لبنان شدن ایران میشدن!
#برعنداز
| متکلّمِ متکلّف |
بیایید میخوام بهتون بگم که این روزامو با چی میگذرونم!
#قسمت_اول
فتنه و غرور هم عاملی است که بر تقدیرات، یعنی بر محاسبهها و ارزیابیهای آدم اثر میگذارد و او خیال میکند چیزی دارد؛ خیال میکند از فضل خدا طلبکار است؛ بعد میبیند دستش خالی است. «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا»؛ خیال میکنند طلبکارند.
قصه آن عابد است که ملائکه دیدند خیلی کار میکند، ولی حاصلی ندارد و رشدی در نامه عملش نیست. دلیلش را سؤال کردند. خطاب آمد که بروید امتحانش کنید.
به او بگویید خدا تو را بشارت میدهد که به فضل خودش داخل بهشت کند. سراغ آن عابد آمدند و به او گفتند چنین بشارتی برای تو آمده. رو ترش کرد و گفت: «فضل یعنی چه؟! من کار کردهام، درس خواندهام، مزدم این است. فضل برای بیکارهاست، به درد من نمیخورد که هفتاد سال عبادت کردهام. در این هفتاد سال، خدا فقط نانی برای ما داده و گاهی هم اناری. هیچ چیز دیگر در این دنیا نخوردهام و لذتی نبوده.»
برای اینکه معلوم شود چطور محاسبه کرده، به او گفتند: یک انار را که قبول داری خوردی و از میان یک انار، یک دانه انار را که قبول داری مصرف کردی؟ مقدار کاری را که ایشان در طول هفتاد سال عبادتش کرده ـ که خورد و خوراک و نشست و برخاستش، همهاش هفتاد سال بوده ـ مقایسه کردند با مقدار کاری که روی یک دانه انار انجام شده؛ از خورشیدی که کار کرده، ملائکه کار کردند؛ زمین و باغبان و واسطهای که تا دم اتاق آمده! ببینید چقدر بدهکار میشود؟!
| متکلّمِ متکلّف |
#قسمت_اول فتنه و غرور هم عاملی است که بر تقدیرات، یعنی بر محاسبهها و ارزیابیهای آدم اثر میگذارد
#قسمت_دوم
ما خیال میکنیم خیلی کار کردهایم. وقتی محاسبه میشود، میبینیم مقدار کار ما هیچ است. برای سبز شدن یک درخت در این عالم، چقدر ملائکه کار کردهاند؛ چقدر نیرو در این عالم صرف شده؛ که تو بخوری؟! که چه بکنی؟! ما تلقّیای از گناه نداریم.
دختر کوچک من تازه به دنیا آمده بود. داشتم او را تمیز میکردم؛ در ذهنم بود که یک جایی بایستیم او را تمیز کنم. جرقهای زده شد؛ متوجه شدم که این کارخانه چقدر تند میچرخد، چقدر نیرو در این عالم سر هم میکنند تا زبان من بچرخد، دستم حرکت کند، چشمم ببیند، ذهنم آماده باشد، که چه؟ یک جایی نگه داریم مثلاً بچه را تمیز کنیم. حاصل این همه کار این کارخانه این باشد؟!
برای حسرت ما گناه و زنا و لواط لازم نیست، همین برای حسرت ما بس است. اینکه تو یک کارخانه بزرگ به پا کرده باشی و صد سال کار کند تا یک تکه نخ ـ که بد نیست، بلکه مباح است ـ به تو بدهد، خیلی گناه است، خیلی حسرت است. آیا این چرخ بزرگ و رفیع هستی را، جامعه را، ملک و ملکوت را چرخاندهاند که من سر پا باشم، فکر کنم، حرف بزنم، که مثلاً بگویم: «یک جایی برویم برای اینکه فلان کاری را بکنیم» یا «چه خیار خوبی!»؟! آدم دیگر کلمههایش خیلی سخت از دهانش بیرون میآید. اگر بداند کارخانه چقدر کار میکند، به این حاصل دل خوش نمیکند.
📚خانهٔ فریب | علی صفایی حائری
#کتاب #عین_صاد
هدایت شده از استاد مؤیدی
15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سؤال: بعضی سخنرانان میگویند: «ده سال است داری هیئت میروی، ولی همهاش داری درجا میزنی ولی خودت متوجه نیستی.». از کجا بفهمیم داریم: «پیشرفت میکنیم؟ یا داریم درجا میزنیم؟»؟
یکشنبه ۴آبان۱۴۰۴
https://eitaa.com/OstadMoayyedi/4148
برای عضویت در کانال «استاد مؤیدی» روی اینجا بزنید.
| متکلّمِ متکلّف |
سؤال: بعضی سخنرانان میگویند: «ده سال است داری هیئت میروی، ولی همهاش داری درجا میزنی ولی خودت متو
برای دنیا و آخرت مون دو دقیقه وقت بذاریم و گوش کنیم...
خبردار ای عزاداران
حسینون یاسی باشلاندی🏴
🗓صبح جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
مراسم طشت گذاری
📍بیت الاحزان حضرت زهرا (س)
تهران، منیریه
#یادگاری
#محرم_۱۴۴۸
| متکلّمِ متکلّف |
این پیام رو نه در دفاع از مذاکره و توافق و عراقچی، بلکه در یادآوری دوباره منطق کثیف رسانهای فضای بع
من نه مثل بعضی عزیزان معتقدم چیزی به رهبری قابل تحمیل نیست و همه چی همیشه هماهنگ و گل و بلبله❌
نه مثل بعضی عزیزان دیگه معتقدم که از اول انقلاب همه چی به ائمه انقلاب تحمیل شده و سراسر تاریخ جمهوری اسلامی چیزی جز خیانت نیست❌
فقط همیشه تاسف میخورم که هر دو طرف گاهی متوسل هر کلمه و جمله ای میشن تا موضع خودشون رو موجه کنن😓