eitaa logo
| متکلّمِ متکلّف |
945 دنبال‌کننده
407 عکس
110 ویدیو
9 فایل
اینجا محصول ذهن و قلب من به شما هم سرایت میکنه! «معتقد به اسلامِ امام خامنه ای🇮🇷» #هنوز_هم_میشود_حسین_را_یاری_کرد ❤ 📩 : @Atid_313 برای وقتایی که نمیخوای بشناسمت:) 👇🏻 https://harfeto.timefriend.net/17768037564151
مشاهده در ایتا
دانلود
سخنرانی دیشب سید علی خمینی خیلی پخته و دقیق بود خوبی ماجرا اینجاست که ظاهرا با یک شخصیت انقلابی، عالم، فاضل و شجاع مواجه هستیم که داره توی جامعه جا می‌افته این حقیقتا خوشحال کننده است
14050418_پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران.pdf
حجم: 154K
📝 متن کامل پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران | ۱۸/تیر/۱۴۰۵ 🔗 Rahbar.ir/s/1522 ▪️ | 📲 @rahbar_enghelab_ir
هم شعری و شاعری به‌جز چشمت نیست هم راحت خاطری به‌جز چشمت نیست در صحت اینکه آسمانی هم هست قول متواتری به‌جز چشمت نیست
داشتم به این فکر میکردم که حاج مهدی رسولی چه حالی داشت کنار تابوت آقا چون حاج مهدی خیلی به آقا نزدیک بود و آقا به ایشون خیلی محبت داشتن توی همین فکر یاد یه خاطره افتادم
| متکلّمِ متکلّف |
داشتم به این فکر میکردم که حاج مهدی رسولی چه حالی داشت کنار تابوت آقا چون حاج مهدی خیلی به آقا نزدی
یک بار دور یک میز نشسته بودیم و من دقیقا کنار حاج مهدی نشسته بودم جلسه چند شب قبل محرم بود دقیقا یادمه حاج مهدی از ساعت ۱ شب تا ۴ و نیم صبح ماشالا پرانرژی صحبت میکرد و البته اسراری هم فاش شد😅 توی همون نشست صمیمی بود که نصف شبی آقای کوروش زارعی (بازیگر نقش لاوی در سریال یوسف پیامبر و دبیر تئاتر جشنواره فجر) و همراهانش هم یهویی و بی خبر وارد اتاق شدن و حتی حاج مهدی هم خیلی تعجب کرد از دیدن شون داشتن برای یه کار فرهنگی میرفتن یه کشور خارجی و از زنجان رد میشد که آقای زارعی گفته بودن حالا که زنجانیم بریم حاج مهدی رو هم ببینیم
| متکلّمِ متکلّف |
یک بار دور یک میز نشسته بودیم و من دقیقا کنار حاج مهدی نشسته بودم جلسه چند شب قبل محرم بود دقیقا یا
غرض این که من اون شب خیلی خوابم میومد و چند بار به حالت خواب و بیداری رفتم یک بارش حاج مهدی یک خاطره از مکالمه اش با آقا نقل میکرد که یک حرفی به آقا گفته بود و آقا میخواستن جواب بدن من توی همون لحظه تقریبا خوابم برد و سرم خم شد بعد حاج مهدی طوری که حرکات آقا رو ادا میکرد گفت آقا دست گذاشتن روی شونه ام و گفتن «آقای رسولی!» و به همون شکل دست گذاشت روی شونه ام و تکونم داد که از خواب بپرم😅😅😅 البته حاج مهدی اون شب چند بار با تکون دادنم منو از خواب بیدار کرد ولی این تیکه اش که مربوط به خاطره اش با رهبر شهید بود جالب بود برای خودم هم
| متکلّمِ متکلّف |
غرض این که من اون شب خیلی خوابم میومد و چند بار به حالت خواب و بیداری رفتم یک بارش حاج مهدی یک خاطر
من چند بار دیگه با حاج مهدی همکلام و همنشین شدم ولی اون شب خیلی به یاد ماندنی بود یاد چه ایامی زنده شد...
سرود آقای رحیمیان دیگه؟ چرا باید گوشت‌تون بریزه؟😂😂 چون سنت خونه سازی با مهر در حرم ها رو پایه گذاری کرد که خوشبختانه مقطعی بود و فراموش شد این سنت🤦‍♂ همینقدر بسه تفصیلش بماند...
سال‌ها آدم های دلسوز برای مبارزه با حجاب‌استایل های متعفن تلاش کردند ولی در نهایت ستاد تشییع رهبر شهید، حجاب‌استایل ها رو برای تولید محتوا مستقر کرد و بهشون امکانات داد تا از خون رهبر هم کاسبی کنن!
| متکلّمِ متکلّف |
سال‌ها آدم های دلسوز برای مبارزه با حجاب‌استایل های متعفن تلاش کردند ولی در نهایت ستاد تشییع رهبر شه
من بارها گفتم بازم میگم که ما سال ها بیخود خودمون رو درگیر رسانه کردیم و جز ابتذال و سطحی‌نگری چیزی برای ارائه نگذاشتیم کاش این‌قدر ادای آدم های فهمیده رو درنیاریم یک بار برای همیشه این توهم افسر جنگ نرم از بین بره
| متکلّمِ متکلّف |
من بارها گفتم بازم میگم که ما سال ها بیخود خودمون رو درگیر رسانه کردیم و جز ابتذال و سطحی‌نگری چیزی
حیف آقای شهید که اصطلاح والای «افسر جنگ نرم» رو فرمود و ما هیجان زده به مسخره بازی و وقت تلف کردن توی فضای مجازی و دوربین به دست شدن های بیهوده تقلیل دادیمش