a tired ,
از کنار غریبه ای رد شدم، غریبه ای که تمامش را میشناختم؛
امشب این جمله تو ذهنم ثانیه به ثانیه بلند تکرار میشد
ولم کن لعنتی
بچه ها بهترینن، من واقعا عاشق بچه هام، میتونم باهاشون برم تو رویا، باهاشون درمورد چیزای کوچیک و ساده صحبت کنم، میتونم وقتی بوسشون میکنم و عمیق بغلشون میکنم ذوق تو چشاشونو ببینم، بهم دروغ نمیگن و الی آخر
بچه ها بهترینن، درود بر بچه ها