@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۸)
✅نمونهای از تحریفات در مسیحیت
🔶کشور روم در زمان حضرت عیسی (ع)، با اینکه میدانست آن حضرت بر حق است، به شدت مقاومت کرده و به دین مسیحیت نمیگروید، اما توسط شائول به این دین گرایش پیدا کرد؛ البته به مسیحیتی گروید که دقیقاً در اختیار یهود بود. لقب شائول، پولَس شد؛ یعنی آزاد و رهاشده. امروز در جهان مسیحیت، اسم پولس از حضرت عیسی (ع) بیشتر به کار میرود. کلمه «پل» هم از کلمه پولس است که زیاد به کار میرود، در حالی که اسم حضرت عیسی (ع) را کمتر به بچههایشان میگذارند.
🔷البته تحریفات به طور مطلق به دین حضرت عیسی (ع) وارد نشد. عمده کاری که شائول انجام داد، این بود که بشارتها به پیامبر اسلام (ص) را از بین برد و آن بشارات را به ظهور مجدد حضرت عیسی (ع) تبدیل کرد. یک مسأله اساسی آنها را تهدید میکرد که عبارت بود از ظهور پیامبر اسلام (ص). آنها درباره پیامبر اسلام (ص) اطلاعات کاملی داشتند و بر اساس آن اطلاعات، برنامهریزی کردند که از ظهور و بروز آن حضرت جلوگیری کنند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۹)
✅توطئه یهود برای جلوگیری از ظهور پیامبر اسلام (ص)
🔶برنامه اول یهود در این زمینه که در مجموعه اقداماتشان مفهوم میشود، مانع شدن در راه ظهوراسلام، با جلوگیری از به دنیا آمدن پیامبر اسلام (ص) بود. قبر جد اعلای پیامبر اکرم (ص)، جناب هاشم در غزه فلسطین است. غزه فلسطین را غزةالهاشم هم میگویند. جای سؤال است که قبر ایشان به چه مناسبتی در آن منطقه میباشد؟آنچه که در تاریخ وجود دارد، این است که ایشان با کاروان تجارتی از مکه به سمت شام میرفتند و بین راه هم خریدوفروش میکردند. یکی از مراکز خریدوفروش مدینه بود. در آنجا جناب هاشم به عنوان رئیس کاروان تجاری که برای مدینه سود فراوانی داشت، مهمان شخصی میشد که رئیس مدینه و در ضمن، رئیس خزرج بود. از طرفی خضرجیها در کنار یهودیها زندگی میکردند و به این سبب، اطلاعات مربوط به پیامبر اسلام (ص) از بین یهودیها به خزرجیها منتقل میشد. بر اساس آن اطلاعات، رئیس مدینه به هاشم پیشنهاد میکند که شما داماد ما شوید و در پی این پیشنهاد، دخترش سلما را به ازدواج وی درمیآورد.
🔷زمانی که کاروان برای تجارت از مدینه به سمت شام حرکت میکند، جناب هاشم به همسرش میگوید: تو از ازدواج با من پسری به دنیا میآوری و من هم احتمالاً از این سفر جان سالم به در نمیبرم؛ اگر برنگشتم، مراقب باش تا یهودیها فرزند متولد شده را نبینند، وگرنه او را خواهند کشت.جناب هاشم به سمت شام رفت و همان طور که عدم برگشتش را پیشبینی کرده بود (چون میدانست که تحت تعقیب است)، از آن سفر برنگشت. (البته از دنیا رفتنش نمیتواند به سبب مریضی باشد، زیرا کسی که مریض است برای تجارت 1000 کیلومتری نمیرود).
🔶9 سال پس از آن، کاروان تجاری مشابهی به سمت شام رفت که رئیس آن برادر هاشم، جناب مطّلب بود. مطّلب هم مهمان همان خانه رئیس خزرجیان میشود. در آنجا میبیند که بچهای با بقیه بازی میکند و در بازی کُشتی بر آنها غلبه پیدا کرده و میگوید من بچه هاشم هستم. زمانی که از قضیه پرسوجو میکند، در گفتن استنکاف میکنند؛ اما بالأخره به ما وقع پی برده و تصمیم میگیرد که آن بچه را به همراه خود ببرد. در تاریخ اختلاف است که با توافق بچه را از آنجا میبرد یا به زور؟ به اعتقاد ما توافقی بوده و اکراهی بودنش ساختگی است.مطّلب بچه را به مکه آورد و به همه گفت که این، برده من است؛ و به این ترتیب، فرزند هاشم به عبدالمطّلب (برده مطّلب) معروف شد. به همین روال بود تا اینکه عبدالمطّلب بزرگ شده و فاش میشود که او برادرزاده مطّلب است نه بنده او. پس از آن، عبدالمطّلب به سیادت رسیده و رئیس قوم میشود، و به این ترتیب از گزند یهودیان در امان میماند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۱۰)
✅پیروان ادیان در انتظار ظهور پیامبر اسلام (ص)
🔶اطلاعات مربوط به ظهور پیامبر اسلام (ص)، در سده قبل از آن حضرت، تمام مکه را فراگرفته بود و مکه در حال انتظار به سر میبرد. دلیل پخش شدن اخبار مزبور این بود که مکه به مرکز رفتوآمد کاروانهای تجاری تبدیل شده بود؛ همچنانکه پیروان ادیان الهی نیز به آنجا رفتوآمد داشتند، زیرا کعبه برای همه مسیحیها، یهودیها و مشرکین معتبر بود. دلیل دیگر برای آمدن علمای مسیحی و یهودی به آن سرزمین، این بود که آنها میدانستند محل ظهور پیامبر اسلام (ص)، مکه است و دو هدف متفاوت در این زمینه دنبال میشد: یهودیها میخواستند او را بکشند، اما مسیحیهای اصیل میخواستند به او ایمان بیاورند، زیرا سختیهای دوران جاهلیت به آنها فشار میآورد.
🔷جناب عبدالمطّلب بعد از مطّلب، رئیسالتجار شده بود. او در یک سفر تجاری به یمن رفت و مهمان سیف بن یزن، حاکم یمن شد. او به عبدالمطّلب میگوید که آیا در شهرتان خبر جدیدی اتفاق نیفتاده است؟ عبدالمطّلب پاسخ منفی میدهد. سیف دوباره میپرسد: آیا از پیغمبر آخرالزمان که قرار است بیاید، خبری نشده است؟ عبدالمطّلب ظاهراً اظهار بیاطلاعی میکند. حاکم یمن به عبدالمطّلب میگوید: علیالظاهر، آن پیغمبر با شما نسبتی دارد و او به دنیا آمده است. جناب عبدالمطّلب چیزی بروز نمیدهد. حاکم یمن سخنش را تکرار کرده و از عبدالمطّلب میخواهد که از آن مولود مراقبت کند؛ وگرنه اگر یهود او را ببینند، خواهند کشت.
🔶از امثال این قضایا معلوم میشود اینکه جریان یهود به دنبال کشتن پیامبر اسلام (ص) بودند، برای جهان مسیحیت آن روز و حتی برای مشرکان، کاملاً معلوم بوده است.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۱۱)
✅توطئه یهود علیه جناب عبدالله
🔶یهودیان طبق اطلاعاتی که داشتند، پس از عدم توانایی در سوء قصد نسبت به عبدالمطّلب، به سراغ فرزند وی، جناب عبدالله رفتند. طرح اولیه آنها این بود که اگر بتوانند، نسل پیغمبر (ص) را به خودشان منتقل کرده و در آنجا از بین ببرند. روی همین اساس، میخواستند زنی را به همسری عبدالله درآورند، و چون آنها نسل را از طرف مادر میدانند، در نتیجه، پیغمبر از نسل آنها میشد.
🔷زن زیبایی از طرف یهودیان مأمور شد که تلاش نموده و با عبدالله ازدواج کند؛ اما چون عبدالله با آمنه ازدواج کرد، این مأموریت هم به موفقیت نینجامید. نحوه ازدواج عبدالله با آمنه هم به این صورت بود که روزی جناب عبدالله و پدر آمنه مشغول شکار بودند. ناگهان پدر آمنه متوجه شد که چند نفر از پشت تپهای حمله کردند تا جناب عبدالله را بکشند. او تلاش کرد که برود و به عبدالله کمک کند، اما دید که آنها از چیزی ترسیده و فرار کردند. بیدرنگ به مکه و خانه عبدالمطّلب رفت و به او پیشنهاد ازدواج دختر خودش با عبدالله را مطرح کرد. این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفته و بدین ترتیب، ازدواج عبدالله با آمنه صورت گرفت.
🔶رسمی در آن زمان بود که کسی که ازدواج میکرد، باید به تجارت میرفت. بر اساس همین رسم، عبدالله هم پس از ازدواج، مالالتجارهای از عبدالمطّلب گرفته و برای تجارت، به سمت منطقه شام حرکت کرد. موقعی که به مدینه رسید، او را زدند؛ اما همچنانکه هاشم را دیر زده بودند، عبدالله را هم دیر زدند، چون نطفه فرزندش (پیامبر اسلام) در مکه بسته شده بود.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۱۲)
✅مطلع شدن علمای یهود از تولد پیامبر (ص) و عکسالعمل آنها
شبی که پیامبر اسلام (ص) متولد شد، صبحش در مکه، یکی از علمای یهود به دارالندوه که محل اجتماع بزرگان قریش بود، میرود و در آن اجتماع میپرسد: دیشب کدام یک از شما صاحب فرزند شدید؟ همه آنها پاسخ منفی میدهند. عالم یهودی میگوید: پس حتماً در شام به دنیا آمده است. عبدالمطّلب در آن جلسه حضور نداشت، اما بعد متوجه میشوند که او صاحب نوه شده است. عالم یهودی تقاضا میکند که مرا ببرید تا این بچه را ببینم. زمانی که چشمش به بچه میافتد، ناگهان بیهوش میشود. پس از مدتی به هوش آمده و میگوید: این همان شخصی است که میخواهد بساط ما را از روی زمین جمع کند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه پانزدهم(۱۳)
✅دور نگه داشتن پیامبر (ص) از محیط مکه
🔷بعد از تولد پیامبر اسلام (ص)، آنها تصمیم میگیرند تا ایشان را بربایند. در مکه به راحتی میتوانستند این اقدام را انجام دهند، چون آنجا شهر توریستی بود و ورودوخروج کنترل نمیشد. بر همین اساس و جهت محفوظ ماندن پیامبر (ص) از توطئه یهود، عبدالمطّلب آن حضرت را به بهانه سپردن به دایه از مکه دور کرد.اینکه گفتهاند: مادر پیامبر (ص) شیر نداشت و به این جهت او را به دایه دادند، سخن صحیحی نیست؛ چون اگر علت، این بود، دایهای میگرفتند تا در همان مکه به آن حضرت شیر دهد.گاهی هم میگویند: رسم عرب این بود که بچهها را به دلیل بدی آب و هوای مکه یا به دلایل دیگر به دایه میدادند. سؤال ما این است که آیا غیر از پیامبر (ص) هم بچهای را آن زمان میتوان پیدا کرد که او را به دایه سپرده باشند؟ مگر علی بن ابیطالب (ع) یا جناب حمزه را که یک ماه از پیامبر (ص) بزرگتر بود، به دایه دادند؟ در بنیهاشم و بنیعباس حتی یک بچه را آن زمان پیدا نمیکنیم که به دایه سپرده، و او را از شهر بیرون برده باشد.
🔶بالأخره پس از پنج سال، حلیمه از افراد غریبهای که اطراف چادرها میگشتند، احساس خطر کرده و پیامبر (ص) را به مکه، نزد عبدالمطّلب بازگرداند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
2_1152921504685150841.mp3
10.18M
💠 سلسله دروس #تاریخ_تطبیقی_اسلام
#استاد_طائب
📔جلسه شانزدهم
📝پیامبر اسلام (ص) 👈[۱]
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
.@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام حلسه شانزدهم(۱)
بسم الله الرحمن الرحیم
✍تجارت پیامبر اسلام (ص) با سرمایه خدیجه
🔶جلسات گذشته گفتیم که پیامبر اسلام (ص) به وصیت عبدالمطّلب، وارد خانه ابوطالب شده و تا 25 سالگی در خانه ابوطالب رشد کرد. آن حضرت زمانی که به این سن رسید، خواستار این شد که به صورت مستقل زندگی کند.در خاندان بنیهاشم رسم بر این بود که به شغل تجارت بپردازند. البته نحوه تجارت آنها به دو صورت بود: سرمایه عدهای به اندازه مدیریتشان بود و عدهای هم بودند که مقدار سرمایه آنها از حد مدیریتشان بیشتر بود.
🔷اینجا لازم است توضیحی درباره کاروانهای تجاریِ آن زمان ارائه دهیم:
🔶کاروانهای تجاری در آن زمان، محمولههای مختلفی را روی شترها حمل میکردند و در مسیر عبور از مبدأ تا مقصد، میدانستند که چه افرادی به چه چیزهایی نیاز دارند؛ بنابراین کالاهای مورد نیاز هر منطقه را تهیه کرده و به اهالی آن منطقه میفروختند.رئیس این کاروان، تاجر اصلی بود و بنا بر تجربهای که در تجارت داشت، میدانست که باید چه جنسی را در چه منطقهای تهیه کند تا بتواند آن را با سود زیادی در منطقه دیگر به فروش برساند. بنابراین به هر میزان که تاجر در کار خود تبحر داشت، سرمایهاش گردش پیدا میکرد و برایش سودآوری به همراه داشت.
🔷زمانی که پیامبر اسلام (ص) خواست مستقل شده و به سفر تجاری برود، سرمایهای از خود نداشت. جناب ابوطالب از جناب خدیجه (س) سرمایهای درخواست کرد و خودش ضمانت پیامبر (ص) را تقبل کرد. با ضمانت ابوطالب، سرمایهای از طرف جناب خدیجه (س) به پیامبر (ص) داده شد.
🔶جناب خدیجه (س)، مسؤول دفتری به نام مَیسَره داشت که از علمای مسیحی بود. ایشان در یکی از سفرهای تجاری که قرار بود انجام شود، به میسره سفارش کرد موقع بازگشت، گزارشی از سفر و نحوه عملکرد محمد برای من بیاور.پیامبر (ص) با کاروان تجاری مکه همراه شد و بر اساس محاسباتی که داشته و میدانست که چه اجناسی را در کدام مناطق تهیه کرده و در کجا به فروش برساند، دقیقا به میزان سرمایه، به سوددهی رسید. متبحرترین تاجر هم نمیتوانست به این صورت عمل کند. این مقدار سودآوری، امر غیر عادی بود، خصوصا که این سفر برای پیامبر (ص)، سفر اول تجاری محسوب میشد.
🔷جناب خدیجه (ص) از میسره گزارش سفر را خواست. ایشان گفت که اولاً بالای سر ایشان همیشه سایه بود. دوم اینکه در فلان منطقه درختی است که در ساعت معینی از روز، هر کسی به شکل خاص زیر آن نشسته باشد و این حوادث اتفاق افتاده باشد، او یا نبی است یا وصی نبی است؛ ایشان دقیقاً در زیر آن درخت، در همان حالت نشسته بود.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام حلسه شانزدهم(۲)
✍بحثی در خاندان حضرت خدیجه (س)
🔶جناب خدیجه (س) بعد از این گزارشِ سفر، برای جناب ابوطالب پیام داد که من حاضرم با فرزند شما ازدواج کنم. اینکه میگویند حضرت خدیجه (س) قبلاً دو بار ازدواج کرده بود و فرزندانی هم داشت، دروغ است. این سخنان، جریانسازی و تاریخسازی است که بعدها اتفاق افتاد. حضرت خدیجه (س) در حقیقت دختر مکه است. خانواده ایشان باید خیلی مورد مطالعه قرار بگیرد که با کمال تأسف، نگذاشتهاند این امر صورت پذیرد. این خانواده، به دین حنیف و پیرو آیین حضرت ابراهیم (ع) بودند.
🔷اتفاق تاریخ بر این است که خاندان حضرت خدیجه (س)، مسیحی بودند. سؤال ما این است که مسیحی در مکه چه میکند؟! مکه که محل حضرت عیسی (ع) نبوده است. اینها از خاندان عادی مسیحی هم نبودند. تاریخ ثبت کرده است که وَرَقَة بن نَوفَل، عموی حضرت خدیجه (س)، عالم مسیحی است. در مکه مسیحیها آکادمی نداشتند. ورقة بن نوفل در مکه چه کار میکند؟ در کجا درس خوانده بوده است؟ اصالت اینها چیست؟ اینها در تاریخ گم است. تاریخسازی شده است.
🔶حدس ما این است که اینها جزء مهاجرین بودند. اخبار مربوط به ظهور پیامبر (ص) ما، هم بین یهود بود و هم بین مسیحیت. قبلاً گفتیم که پیکره انجیل بشارت است. اساساً انجیل به معنای بشارت است؛ «مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین (صف/ 6)، من به پیامبری که بعد از من میآید بشارت دهنده هستم ... ». بنابراین، علائم در کتب اینها فراوان بود. هر کدام به میزان همتش سعی میکرد به این نقطه نزدیک شود؛ چون میدانستند که در اینجا ظهور میکند. این خانواده، خانوادهای پر همت بود که به اینجا آمده بود. از رفتار حضرت خدیجه (س) هم میشود حدس زد که ایشان متوجه شده بود که زمان، زمان ظهور آخرین پیامبر است. تلاش ایشان این بود که همسر آن پیغمبر شود، تا بتواند به او کمک کند.
🔷یکی از چیزهایی که ما نتوانستیم از تاریخ در بیاوریم و دلیلش هم این است که تاریخ را خراب کردهاند، منشأ ثروت حضرت خدیجه (س) است، که این ثروت عظیم از کجا حاصل شده بود؟ یک زن 40 ساله که به این حد ثروت دارد، او باید از چه موقع به تجارت شروع کرده باشد؟ آیا در آن زمان و در آن محیط ناامن، چنین زنی اجازه تجارت پیدا میکرده است؟ ماجرا چیست؟ این مباحث را نگذاشتند که در تاریخ بیاید و عمداً سرکوب شده است و شاید اگر حقایقش معلوم میشد، در حد بالایی، گرایش جهان مسیحیت به اسلام انجام میگرفت.
🔶به هر تقدیر، این تاریخ نشان میدهد که این خانواده نسبت به پیامبر (ص) یک حالت انتظار داشتند. حضرت خدیجه (س) منتظر بوده و میگشته است تا پیامبر وعده داده شده را پیدا کند. حضرت خدیجه (س)، خانواده پیامبر (ص) را هم میشناخته است. دلیل ما بر این مطلب این است که وقتی حضرت ابوطالب برای تجارت پیامبر (ص) تقاضای مالالتجاره میکند، حضرت خدیجه (س) میسره (مسؤول دفتر خود) را همراه آن حضرت میفرستد. وقتی میسره در بازگشت از سفر میگوید که محمد زیر آن درخت با چنین حالتی نشسته بود، معلوم میشود که او از علائم پیامبران مطلع بوده که آن علامت را فهمیده است.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
.@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام حلسه شانزدهم(۳)
.✍خدیجه (س) در جستوجوی پیامبر آخرالزمان
🔶در اینجا میخواهیم به پاسخ این سؤال بپردازیم که چرا حضرت خدیجه (س) میسره را همراه پیامبر (ص) فرستاد؟
🔷علت اقدام مذکور این بود که حضرت خدیجه (س) احتمال قوی میداده است که در مورد پیامبر (ص) درست حدس زده است. ایشان با آن ثروت فراوان، به تمام خواستگارهای فراوانش جواب رد میداده است؛ در حالی که چنانچه گفتهاند، فقط یکی از خواستگارهای ایشان 400 تا غلام داشته است. آن کسی که 400 تا غلام دارد، باید 1000 تا 2000 شتر داشته باشد. این فرد آمده بوده و حضرت خدیجه (س) جواب رد داده بود. ایشان منتظر پیامبر آخرالزمان بود و پس از سفر تجاری مذکور، یقین پیدا کرد که محمد همان است. و از همین رو بود که برای حضرت ابوطالب پیغام داد که من حاضرم با ایشان ازدواج کنم.
🔶از طرفی، جواب حضرت ابوطالب هم که گفت: «من باید با خود محمد مطرح کنم»، نشان میدهد که در آن طرف هم، حضرت به دنبال مورد خاص خودش بوده است.
🔷خدای متعال ثروت عظیمی را در اختیار حضرت خدیجه (س) قرار داد تا پشتیبان مالی پیامبر اکرم (ص) باشد. هر حرکتی که به لحاظ مالی پشتیبانی نشود، نمیتواند تداوم داشته باشد. زمانی که پیامبر اسلام (ص) حرکتش را در مکه آغاز کرد، کسی از بنیهاشم نمیتوانست پول در اختیار ایشان قرار دهد.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام حلسه شانزدهم(۴)
✍ازدواج پیامبر اسلام (ص) با خدیجه (س)
🔶جلسه خواستگاری تشکیل میشود و خیلی از بزرگان و ثروتمندان شهر دعوت شده بودند. چون حضرت خدیجه (س) به همه ثروتمندان جواب رد داده بود، آنها از این موضوع خیلی ناراحت بودند و از همین رو میخواستند جلسه را تحقیر کنند. قرار بود وَرَقَة بن نَوفَل خطبه عقد را بخواند، اما حضرت خدیجه (س) فرمود: عموجان، خودم عقد را میخوانم. آن بانوی بزرگوار خطاب به پیامبر اسلام (ص) گفت: من خویش را به تزویج شما درآوردم و مهر را هم خودم میدهم. جماعت حاضر با این گفته خدیجه (س) به هم ریخت. یک نفر از آنها گفت: رسم بر این است که مهر را مرد بدهد؛ پس چرا تو میخواهی آن را بپردازی؟ جناب ابوطالب بلند شد و گفت: اگر داماد کسی مانند فرزندان شما باشد، باید هزاران مهر دهید تا به شما دختر دهند؛ اما اگر داماد کسی مانند برادرزاده من باشد، باید زنان پول دهند تا او حاضر شود با آنها ازدواج کند. ابوطالب سخنانش را اینگونه ادامه داد که محمد در عرب نظیر ندارد؛ بلکه در عالم نظیر ندارد و هیچ کس مثل او نیست. کسی از حاضران گفتههای ابوطالب را انکار نکرد و این قابل تأمل است؛ با وجود اینکه هنوز پیامبر اکرم (ص) به رسالت مبعوث نشده، سخن ابوطالب مورد تأیید بزرگان مکه قرار میگیرد.
🔷این ازدواج تحقق پیدا کرد و حضرت خدیجه (س) در همان ابتدا به پیامبر (ص) فرمود: تمام اموال را به شما بخشیدم. معلوم بود که اگر مدیریت پیامبر اکرم (ص) روی این اموال بیاید، چه اندازه افزوده میشود. البته آن حضرت هم، قبل از بعثت و بعد از آن، به این پولها نیاز داشت. قبل از بعثت، این اموال را در امور خیر صرف میکرد؛ فلذا بعد از اینکه به رسالت مبعوث شد و از مردم مکه پرسید که من چگونه انسانی در بین شما بودم، اوصافی که برای ایشان بیان کردند، از همین زاویه قابل توجه است؛ گفتند: تو به یتیمهای ما رسیدگی میکردی؛ دختران بیجهاز را جهاز میدادی؛ علیالدوام به ما مهمانی میدادی؛ بدهکاریهای ما را ادا میکردی و ... . این ویژگیها به دلیل جمع کردن نیرو نبود، بلکه خصلت آن حضرت انجام دادن اینگونه امور بود؛ اما بالأخره تأثیر خود را میگذاشت، و از همین رو، وقتی ایشان مبعوث شده و با تحریک سران قریش، مورد آزار اهالی مکه قرار میگرفت، توسط خود همان مردم مداوا میشد؛ چرا که ناگهان به آن سابقه بازگشته و یادشان میآمد که این همان فردی بود که برایشان خدمات زیادی انجام داده است.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام حلسه شانزدهم(۵)
✍جعل یک موضوع در مورد پیامبر اسلام (ص)
🔶اینجا سؤالی مطرح میشود که پیامبر اسلام (ص) چه موقع چوپان بوده است؟ این همه روایات دروغ درست کردند که خداوند متعال هیچ پیغمبری نفرستاد مگر اینکه قبل از آن، چوپانی میکرده است. حضرت آدم (ع) چه موقع چوپانی کرده بود؟ او به محض اینکه به زمین آمد، پیغمبر شد. حضرت موسی (ع) هم چوپان نبود و فقط قرارداد داشت که 8 سال برای شعیب کار کند.
🔷گفتهاند پیامبر اسلام (ص) چوپانی میکرده است تا بتواند مدیریت یاد بگیرد! میپرسیم: مگر انسانها گوسفند هستند که پیامبر (ص) مدیریت را با چوپانی یاد بگیرد. این چوپانی دروغ محض است که جعل و تاریخسازی کردهاند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام شنبه، دوشنبه، چهارشنبه در کانال اتنا)
@atna_ir