@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۳)
✍️رفتار مسامحهآمیز هارون با امام کاظم(ع) در اوایل حکومتش
🔷بعد از مهدی عباسی که حکومت او ده سال به طول انجامید، هادی عباسی به قدرت رسید؛ ولی حکومت او یک سال هم طول نکشید. سپس نوبت به هارون میرسد. بعد از اینکه هارون پایههای حکومت خود را محکم کرده و مستقر میشود، مبارزه را شروع میکند. هارون ابتدا مجبور است که با امام(ع) مدارا کرده و تا قوی شدن پایههای حکومت، خود را به حضرت نزدیک کند. توسعه افرادِ معتقد به امام کاظم(ع) در حدی است که هارون خود را مجبور میبیند به امام(ع) نزدیک کرده و ایشان را به جلسات دعوت کند. البته هارون نمیداند از زمان مهدی عباسی تا زمان خودش، در سطوح وزارتی بنیعباس، افراد امام کاظم(ع) مانند آلیقطین حضور دارند. در زمان امام صادق(ع) نیز زراره، خزانهدار منصور دوانیقی بود؛ یعنی منصور دوانیقی که حساب و کتابش خیلی دقیق بود، نگهداری و حفاظت از اموال را در اختیار زراره قرار میدهد و زراره هم کمکم در امور مشورتی و اجرایی، نفوذ پیدا میکند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۴)
✍️رواج عنوان «ابنرسولالله» برای اهلبیت(ع) و عکسالعمل بنیعباس
🔶هارون از زمان مشخصی بهبعد، به مقابله با امام(ع) اقدام میکند. نقطه اساسی این تقابل، مقابله با عنوان خاصی غیر از عنوان «اهلبیت» است که اهلبیت(ع) آن عنوان خاص را رواج دادند. در آن زمان، عنوان اهلبیت به یک عنوان عامی تبدیل شده بود و حتی بنیعباس هم خود را با این عنوان معرفی میکردند؛ اما اهلبیت(ع) عنوان خاصی را در زمان بنیعباس رواج میدهند تا مختص به خود اهلبیت(ع) باشد و بنیعباس نتوانند از آن عنوان استفاده کنند. آن عنوان خاص، «ابنرسولالله» است. این عنوان در زمان امام صادق(ع) رواج پیدا میکند؛ ولی از طرف منصور دوانیقی مقابله شدید علیه اهلبیت(ع) بهدلیل استفاده آن بزرگوران از این عنوان دیده نمیشود. همینطور مهدی عباسی نیز مقابله شدیدی علیه اهلبیت(ع) بهدلیل استفاده آنها از این عنوان ندارد؛ اما هارون بهشدت با این جریان مقابله میکند. چندین روایت در این زمینه وجود دارد. یکی از روایاتِ نقلشده این است:
🔷در جلسهای هارون به امام(ع) میگوید: ” لِمَ جَوَّزتُم للعامة و الخاصة أن یَنسُبُوکم إلی رسول الله و یقولون لکم یا بَنِی رسول الله (چرا شما اجازه میدهید در موردتان عبارت «یابنرسولالله» و «یا أبناء رسولالله» استفاده کنند؟) و أنتم بَنُوا علیٍ (درحالیکه شما بچههای علی هستید) و إنما یُنسَب المَرءُ إلی أبیه (انسان را به پدرش نسبت میدهند) و فاطمةُ إنما هی وِعاءٌ (فاطمه فقط یک ظرفی برای شما بوده است) و النبیُ جَدُّکم من قِبَل اُمّکم (پیامبر از ناحیه مادر، جد شماست؛ یعنی ائمه(ع) از طریق پدر به پیامبر(ص) نمیرسند) فقلتُ: یا أمیر المؤمنین…
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۵)
✍️چرا برخی از ائمه(ع) خلفای زمان خود را امیرالمؤمنین خطاب میکردند؟
🔶ممکن است سؤال شود که چرا امام کاظم(ع) هارون را با عنوان «امیرالمؤمنین» مورد خطاب قرار میدهند؟! همچنانکه امام صادق(ع) نیز منصور را با همین عنوان مورد خطاب قرار میدادند. در پاسخ میگوییم: هارون، امیرالمؤمنین است؛ اما امیرِ مؤمنین به طاغوت و شیطان. خطاب قرار دادن چنین افرادی با چنین عنوانی، به توریه نیاز ندارد؛ بلکه عین واقعیت است.
🔷اشکال نشود که چنین عنوانی به حضرت علی(ع) انصراف دارد؛ چون انصراف عنوان «امیرالمؤمنین» نسبت به جایگاه فردی است که مورد خطاب قرار گرفته است. بهعبارتی، خطاب قرار دادن حضرت علی(ع) با عنوان امیرالمؤمنین، معنایش امیر مؤمنان به خداست و اگر مخاطب این عنوان، امثال معاویه و منصور و هارون باشند، معنایش امیر مؤمنان به شیطان و طاغوت خواهد بود. تمام انسانهای فاجر و فاسق، اطراف امثال معاویه و منصور را گرفتند؛ لذا معاویه امیر مؤمنان به فسق و فجور است.
🔶در عبارات و اصطلاحات نیز عبارت «یؤمن بالطاغوت» وجود دارد. همینطور در روایاتی عبارت «یؤمن بالطاغوت» وجود دارد. مخاطب خداوند در قرآن از عبارت «یا أیها الذین آمنوا» کسانیاند که به خداوند ایمان دارند؛ اما خداوند نسبت به کسانی که به او ایمان ندارند، عبارت «یا أیها الناس» به کار برده است.
🔷هارونالرشید خودش را امیرالمؤمنین میداند. کسانی که اطراف او هستند، به خداوند ایمان ندارند؛ بهدلیل اینکه هارون نماینده خداوند نیست. اطرافیان هارون به خود هارون ایمان دارند؛ لذا اگرچه هارون، امیر مؤمنان است، اما امیر مؤمنان به خودش که مصداق طاغوت است.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۶)
✍️چرا از به کار بردن عنوان «امیرالمؤمنین» در غیر علی(ع) نهی وجود دارد؟
🔶اینکه از به کار بردن عنوان امیرالمؤمنین نسبت به سایر ائمه(ع) نهی وجود دارد، به این دلیل است که امارت و حکومت هیچکدام از ائمه(ع) غیر از علی(ع) به فعلیت نرسید. مردم، امام حسن(ع) را نیز بهمدت شش ماه با همین عنوان مورد خطاب قرار میدادند؛ اما بعد از قراردادِ ترک نبرد با معاویه و کنارهگیری حضرت از حکومت، ایشان را با این عنوان مورد خطاب قرار ندادند. کسی که در قله حکومت قرار میگرفت، او را با عنوان امیرالمؤمنین مورد خطاب قرار میدادند و دلیل اینکه پیامبر(ص) را با چنین عنوانی مورد خطاب قرار ندادند، این بود که حضرت را با عنوان رسولالله میشناختند و همهجا رسولالله، اصل، و امارة المؤمنین، فرع رسولالله است.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۷)
✍️آیا کسانی که به امثال هارون با اعتقاد خدمت میکردند، به بهشت میروند؟
🔷هارون بر مردم امارت داشت و نوع مردم به حکومت طاغوتی او ایمان داشتند؛ اگرچه جاهل و معذور بودند. مردم بهدلیل جهل معذورند و به جهنم نمیروند؛ اما آیا بهدلیل خدماتی که آنها به هارون ارائه داده بودند، به بهشت هم میروند؟ خیر. مانند اینکه کسی امیرالمؤمنین(ع) را نمیشناسد و اگر شناخت داشته باشد، به قتل ایشان اقدام میکند؛ چراکه فکر میکند آن حضرت هم مانند نفر اول، دوم و سوم است؛ ولذا به حضرت خدمت میکند. آن فرد بهدلیل چنین خدمتی مستحق بهشت نیست. بهعبارتی، اقدام چنین فردی، حسن فعلی دارد؛ اما حسن فاعلی ندارد. مانحنفیه نیز اگرچه حسن فاعلی دارد، اما حسن فعلی ندارد. دلیل حسن فاعلی داشتن اقدام مردم مبنی بر قبول حکومت هارون این است که آنها فکر میکردند هارون بر حق است و دلیل عدم حسن فعلی این است که آنها به فردی مانند هارون با پذیرش ولایت او بر خودشان، خدمت کردند.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۸)
✍️ادامه روایت
🔶…فقلتُ یا أمیر المؤمنین لو أن النبی نُشر (امام کاظم(ع) میفرماید: خطاب به هارون گفتم: ای امیر مؤمنان! اگر الآن پیامبر(ص) زنده شوند) فخطَب إلیک کریمتَک (و از دخترت خواستگاری کند) هل کُنتَ تُجِیبُه (آیا او را اجابت میکنی؟)فقال: سبحان الله و لِمَ لا اُجیبه (بله دخترم را به او میدهم) بل أفتَخِرُ علی العرب و العجم و قریشٍ بذلک (افتخار میکنم که پیامبر(ص) داماد من است) فقلت له لکنّه لا یَخطُب إلیّ (اولا پیامبر(ص) از دختر من خواستگاری نمیکند) و لا اٌزَوِّجُه(ثانیا اگر خواستگاری کند، من دخترم را به عقد ایشان در نمیآوردم) فقال و لِمَ؟ (چرا؟) فقلت لأنه وَلَدَنی (من فرزند او هستم) و لَم یَلِدک (درحالیکه پیامبر(ص) تو را به دنیا نیاورده است. اگر پیامبر خدا(ص) بخواهد با دختر من ازدواج کند، معنایش این است که با نوه خودش ازدواج کرده است و حال آنکه در شرع مقدس، چنین چیزی جایز نیست) فقال أحسنتَ یا موسی ثم قال کیف قلتم إنا ذریة النبی (چرا خودتان را ذریه پیامبر میدانید؟) و النبیُ لَم یُعقِب (درحالیکه پیامبر(ص) پسری نداشت) و إنما العَقِبُ للذَکَر (ادامه نسل برای پسر است) لا للاُنثی (بنونا بنوا أبنائنا و بنوا بناتنا بنوا آبائهن؛ فرزند پسر فرزند است) و أنتم وُلدُ البِنت (شما فرزند دختر هستید) و لا یکون لها عَقِب فقلت أسألک یا أمیر المؤمنین بحق القَرابة و القبر (ظاهرا این گفتوگو در مسجدالنبی و در انظار مردم صورت گرفته است. یعنی بهحق فامیلیای که با پیامبر(ص) داری و بهحق این قبر) و مَن فیه (بهحق قبر و کسی که در قبر است. از این عبارتِ حضرت که فرمودند بهحق کسی که داخل قبر است، معلوم میشود جنازه پیامبر(ص) داخل قبر است؛ نه اینکه بدن حضرت از بین رفته باشد)إلا ما أعفانی عن هذه المسألة (بهتر است جواب این مسئله را ندهم) فَقَالَ لَا أَوْ تُخْبِرَنِي بِحُجَّتِکُم فیه (باید دلیل خود را بگویی) یا وُلدَ علی و أنتَ یا موسی یَعسُوبُهم و إمامُ زمانهم (تو سید و رئیس افراد خود هستی و امام زمان آنها هستی) کذا اُنهِیَ إلیّ (به من اینگونه گزارش شده است. معلوم میشود سیستم امنیتی هارون چقدر قوی بوده و اطلاعات را جمعآوری کرده بوده است) و لَستُ اُعفِیک فی کُل ما أسألک عنه حتی تَأتِیَنی فیه بحُجَّة مِن کتاب الله تعالی (عذری پذیرفته نیست؛ مگر اینکه از کتاب خدا دلیل ارائه بدهی) و أنتم تَدَّعُون مَعشَرَ وُلدِ علیٍّ أنه لا یَسقُط عنکم منه بشیءٍ ألِفٍ و لا واوٍ إلّا و تأویلُه عندکم (ای بچههای علی! شما ادعا میکنید هر الف و واوی که در قرآن گفته شود، نزول و تأویل و تفسیر آن را میدانید) و احتَجَجتُم بقوله عزوجل «ما فَرَّطنا فی الکتاب من شیء» (معلوم میشود گزارشها را چگونه به هارون دادند!) و قد استَغنَیتُم عن رأی العلماء و قیاسِهم (شما میگویید رأی علما به درد نمیخورد و قیاس باطل است).
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۹)
✍️احتجاج امام کاظم(ع) با علمای درباری
🔷هارون مجموعهای از اقدامات را که علیه امام کاظم(ع) در آن زمان انجام میشد، در یک عبارت گزارش داد. تاریخ را باید از این حرفها و عبارات به دست آورد. معلوم میشود حضرت با قیاس مبارزه و با علمای آن زمان احتجاج میکنند و تمام این ماجرا ثابت میکند علما از طرف حکومت پول میگرفتند؛ چون هارون، قاضی ابویوسف (شاگرد ابوحنیفه) را مطرح کرده و مرجع فتوا قرار داده بود و او هم اهل قیاس بود و سعی میکرد امام کاظم(ع) را در مناظرات و یا در سؤال کردن، ناتوان و در انظار مردم خفیف سازد.
🔶در جریانی، قاضی ابویوسف بههمراه یحیی برمکی در مکه کنار ورودی بیتاللهالحرام بود. یکمرتبه با حالت گستاخانهای جلوی امام کاظم(ع) نشست و به ایشان گفت: آیا مُحرِم در حال راه رفتن میتواند زیر سایه حرکت کند؟ حضرت فرمودند: خیر. او دومرتبه از حضرت پرسید: وقتی به مکه آمد و اراده طواف داشت و یا اینکه قصد رفتن به منزل داشت، چگونه است؟ حضرت فرمودند: در این صورت میتواند زیر سایه حرکت کند. قاضی ابویوسف با حالت تمسخر خندید و گفت: اینگونه فتوا میدهی؟! درحالیکه رسول خدا(ص) میگوید نباید زیر سایه حرکت کرد، شما میگویید در حال طواف و در حال رفتن به منزل، حرکت کردن در سایه اشکالی ندارد! حضرت فرمودند: ای ابویوسف قیاس نکن؛ اگر دین قیاس شود، دین نابود میشود. خداوند در قرآن، وجود دو شاهد عادل را هنگام طلاق واجب میداند؛ درحالیکه موقع ازدواج آن را واجب نمیداند. ازدواج با آن اهمیت، نیاز به شاهد ندارد؛ اما طلاق و جدایی به شاهد نیاز دارد؛ ولی شما میگویی ازدواج به شاهد نیاز دارد؛ اما در طلاق شاهد را لازم نمیدانی. شما قیاس کردید و چون ازدواج را مهمتر دانستید، شاهد را برای آن لازم دانستی. آیا از خدا بیشتر میدانی؟! ابویوسف در برابر امام(ع) کم آورد و از جلسه با حالت شرمساری بیرون رفت.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۱۰)
✍️ادامه روایت
🔷…قلت (حضرت فرمودند) أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «و مِن ذریته داوودَ و سلیمانَ و أیوبَ و یوسفَ و موسی و هارونَ و کذلک نَجزِی المُحسِنین* و زکریا و یحیی و عیسی و إلیاسَ و کلٌ من الصالحین» (امام فرمودند:) مَن أبو عیسی یا أمیرَ المؤمنین؟ (پدر عیسی(ع) کیست؟ خداوند در قرآن، عیسی(ع) را از ذریه ابراهیم(ع) میداند) فقال لیس لعیسی أبٌ. فقلت إنما ألحَقناه بِذَراریِّ الأنبیاء مِن طریق مریم (خداوند عیسی(ع) را از ذریه ابراهیم(ع) شمرد) و کذلک اُلحِقنا بذَراریِّ النبی(ص) من قِبَل اُمِّنا فاطمةَ (ما هم همینگونه فرزند و ذریه پیامبر(ص) محسوب میشویم) أزِیدک یا أمیرَ المؤمنین؟ (آیا دلیل بیشتری نیاز است؟) قال هاتِ (بله بگو) قلت قولُ الله عزوجل «فمَن حاجَّک فیه مِن بَعدِ ما جاءک مِن العِلم فقُل تَعالَوا نَدعُ أبنائَنا و أبنائَکم و نساءَنا و نساءَکم و أنفُسَنا و أنفُسَکم ثم نَبتَهِل فنَجعَل لعنتَ اللهِ عَلَی الکاذبین» و لَم یَدَّعِ أحدٌ (کسی ادعا نکرده است) أنه أدخل النبیُ تحتَ الکِساءِ عند المباهلة للنَصاری إلا علیَ بنَ أبی طالب و فاطمةَ و الحسنَ و الحسینَ (کسی ادعا نکرده است که پیامبر(ص) غیراز خودشان و علی(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) فرد دیگری را زیر کسا وارد کرده است) فکان تأویلُ قوله تعالی «أبنائَنا» الحسنَ و الحسینَ و «نساءَنا» فاطمةَ و «أنفُسَنا» علی بن أبی طالب(ع) عَلَی أن العلماءَ قد أجمعوا علی أن جبرئیلَ قال یومَ اُحُد یا محمد إنّ هذه لَهِیَ المُواساةُ مِن علی قال (رسول اکرم(ص) به جبرئیل فرمودند:) لأنه منّی و أنا منه (من از علی هستم و علی از من است. ای هارون تو میگویی که چرا من فرزند پیامبر(ص) هستم؟ خداوند در قرآن از قول پیامبر(ص) میفرماید: ما خودمان میآییم و شما هم خودتان بیایید. از اینکه خود پیامبر(ص) آمده بودند، معلوم میشود علی(ع) نفس پیامبر(ص) است و اگر موسی الکاظم فرزند علی است، درواقع فرزند پیامبر(ص) است)فقال جبرئیل وأنا منکما یا رسول الله ثم قال لا سیفَ إلا ذوالفَقار و لا فتی إلا علیٌ فکان کما مدَح اللهُ تعالی به خلیلَه(ع) اذ یقول «فَتًی یَذکُرُهم یقال له إبراهیم» إنّا مَعشَرَ بَنی عمِّک (ما پسرعموهای تو ای هارون) نَفتَخِر بقول جبرئیل إنه منا .
🔶از این روایت معلوم میشود در آن زمان استعمال عبارت «یابنرسولالله» چقدر توسعه پیدا کرده بود؛ چون هارون به امام کاظم(ع) گفت: تو بزرگ ابناء علی(ع) هستی و تو امام آنها هستی و ادعا میکنید که شما ذریه رسول خدا(ص) هستید. از این سخن هارون معلوم میشود عبارت مذکور خیلی استعمال میشد.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
@atna_ir☀️
دوره جامع تدریس مجازی #تاریخ_تطبیقی_اسلام جلسه هفتاد و هشتم(۱۱)
✍️قضیهای در ارتباط با علت انتقال امام کاظم(ع) به بغداد و بحث در صحت آن
🔶بالأخره هارون، امام(ع) را به بغداد آورد و زندانی کرد و آنقدر امام(ع) را از این زندان به آن زندان منتقل کرد تا اینکه حضرت را به شهادت رساند.
🔷در علت انتقال حضرت به بغداد گفته شده است: برادرزاده امام کاظم(ع) یعنی فرزند اسماعیل، از علیبنجعفر برادر موسیبنجعفر(ع) -که از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و امام جواد(ع) هم روایت نقل کرده است- میخواهد تا از حضرت برایش وقت ملاقات بگیرد. علیبنجعفر نیز نزد امام(ع) میرود و از حضرت برای او وقت ملاقات میگیرد و درضمن، ایشان را در جریان سفر برادرزادهشان به بغداد قرار میدهد. فرزند اسماعیل نزد امام(ع) میآید و عرض میکند: میخواهم به بغداد بروم، أوصِنی؛ مرا وصیتی بفرمایید. حضرت فرمودند: إتَّقِ اللهَ فی دمی؛ مراقب باش خون مرا نریزی. برادرزاده امام(ع) از قول حضرت تعجب کرد و دومرتبه عرض کرد: مرا وصیتی بفرمایید. برای مرتبه دوم، حضرت به او فرمودند: إتَّقِ اللهَ فی دمی. هنگام رفتن بهسمت بغداد، حضرت یک کیسه حاوی 150 درهم به او دادند. دومرتبه کیسه دیگری حاوی 250 درهم به او دادند و برای مرتبه سوم کیسه دیگری حاوی 150 دینار به او دادند. باز هم حضرت امر کردند تا 1200 درهم دیگر به او دادند.
🔶از این بخشش امام(ع) معلوم میشود اموال حضرت زیاد بود و این پولها از خمسهایی بود که مردم از نقاط مختلف نزد ایشان میبردند. با 250 دینار در آن زمان میتوان یک زندگی را تشکیل داد.
🔷این شخص به بغداد آمد و نزد هارون رفت. هارون به او گفت: ابناسماعیل! مدینه چه خبر است؟ برادرزاده امام(ع) گفت: تا الآن ندیده بودم دو خلیفه در زمین باشند؛ یکی در مدینه و دیگری در بغداد. هارون به او گفت: در مدینه چه کسی خلیفه است؟ پسر اسماعیل گفت: موسیبنجعفر؛ مردم در مدینه به او سلام میکنند و او را با عنوان امیرالمؤمنین مورد خطاب قرار میدهند. هارون دستور داد 100هزار درهم به او بدهند. او 100هزار درهم را گرفت و وقتی به خانه رسید، لرزش و رعشه گرفت و مُرد. هارون دستور داد تا پولها را برگردانند.
🔶بر فرض صحیح بودن روایت، علت اینکه امام(ع) اینهمه بذل و بخشش نسبت به او داشتند، این است که بعدها پسر اسماعیل بهانهای نداشته باشد که بهدلیل فقر و تنگدستی نزد هارون رفتم؛ درحالیکه عمویم میتوانست به من کمک کند.
🔷این روایت نشان میدهد شبکه حضرت خیلی توسعه پیدا کرده بود و واقعا ترس هارون از امام(ع) بجا بود. وقتی اشخاصی مانند تجار، کسبه، کشاورز و… خمس اموال خود را به امام(ع) میدهند، معلوم میشود آن افراد، حضرت را بهعنوان امام قبول دارند؛ هرچند ظهور و بروزی در جامعه ندارد.
🔶آیا واقعا این داستان واقعیت و حقیقت دارد؟ یعنی آیا هارون بهخاطر سخن فرزند اسماعیل، حضرت را به بغداد آورد یا اینکه این داستان ساخته شده تا در بین اهلبیت(ع) اختلاف بیندازد تا درنتیجه بعدها گفته شود آنها به خودشان هم رحم نمیکردند؟
🔷البته باید توجه داشت که اختلاف بین فرزندان امام حسن(ع) و بین ائمه اطهار(ع) بر سر قیام بود و آنها بهدلیل عدم شروع قیام از طرف ائمه(ع)، به آن بزرگواران ایراد میگرفتند؛ ولی در جریانی که نقل شد، بحث قیام نیست. همچنین باید دانست که خود اسماعیل انسان خیلی خوبی بود. امام صادق(ع) در تشییع جنازه اسماعیل با پای برهنه حاضر شده و فرمودند: ایها الناس! شاهد باشید اسماعیل از دنیا رفت. حال آیا فرزند اسماعیل بهدلیل حسادت مبنی بر اینکه چرا امامت به پدرش اسماعیل نرسیده بود، چنین سخنچینی علیه امام(ع) کرده است یا اینکه این داستان ساختگی و دروغ میباشد؟ انشاءالله نظر خود را در این باره، جلسه بعد مطرح میکنیم.
🔰کانال اتنا(اندیشکده تمدن نوین اسلامی)
🇮🇷آموزشهای تمدن ساز (#تاریخ_تطبیقی_اسلام روز های زوج در کانال اتنا)
@atna_ir
پایان تدریس امروز فایل صوتی را گوش دهید و برای تدبر بیشتر متن نوشته ها را هم مطالعه فرمائید⬆️⬆️