نایین است و کویر و زیبایی های خودش
در سن ۷ سالگی پدر جانم برای یک ماموریت کاری راهی نایین شدند
و ما هم همراه ایشان
من زاده نایین نیستم
هر چند اجداد م همه کویری هستند
ولی بهترین و زیباترین لحظات زندگی ام را در شهر نایین سپری کردم
کلاس اول دبستان را در نایین شهر آب انبارها سپری کردم با سوسن خانم عزیزم
و دیگر کلاس ها را یکی بعد از دیگری در شهر زیبای نایین پشت سر گذاشتم
دوستان دوران دبستانم از ماندانا برهانی و الهام ظاهرنیا و ... همگی عزیزان دلم که بهترین لحظات را چه در کلاس درس و چه در بازی های کودکانه
ما بجه بودیم و فکر نمی کردیم زود بزرگ شویم
خوب به یاد دارم کانون پرورش فکری نایین در آن زمان یکی از بهترین و مجهزترین مکان ها بود
با دوستان به آنجا می رفتیم و در آن زمان سالن تئاتر داشت
با مداد رنگی ها و دفتر و کتاب های کاملا به روز
گاهی اوقات به آب انبارها می رفتیم برای برداشتن آب
و شب نشینی های خاص و دوست داشتنی با دوستان و خانواده ی عمو ی عزیزم
گفتم خانواده عمویم
بله از شانس خوبمان عموجان هم شدند رئیس اداره اموزش و پرورش نایین
و ما چه شادمانه ورودشان را به نایین نظاره گر شدیم
و چه روز ها و شب های زیبایی را در کنار دختر عموها و زن عمو جانم و عمو جانم سپری کردیم
و نایین برایرمن شد همه چیز
مامان جانم عصر که می شد پول می دادند تا بهترین خو راکی ها را بخریم و خانوادگی تناول کنیم
بابا شب ها بهترین بستنی یا پشمک را می خریدند و شب دور هم همگی و در کنار هم جمع می شدیم برای تقسیم غنائم
روز های پنج شنبه و جمعه یا ما منزل عمو جان بودیم یا آن ها منزل ما
چه خوب گذراندیم آن روزها را
و ما بودیم و یک خانه سازمانی و یک باغ بزرگ و چند اهو
آهوان زیبا با چشمانی بسیار زیبا
در باغمان اهو داشتیم
بهشان غذا می دادیم و وقتی بچه دار می شدند بابا بچه ها را می آوردن در خانه
شیر می خورد و کمی که جان می گرفت دوباره بر می گشت به باغ
نایین جانم
شهر کویری زیبایم
دوستت دارم و همیشه با خاطراتت زندگی می کنم❤️❤️
وقتی دلت برای نایین تنگ می شود
و دست به قلم می شوی
دوستان جان
همراهان دوست داشتنی عطر سفره
در حال ثبت سفارشات شما خوبان هستیم
و در انتظار سفارشات بعدی
انشالله تا چهارشنبه👆👆😍