من از عشق گفتم او از جدایی
رهایم کرد و کردَش بی وفایی
هزاران بار با دلم قهر کردم
روزگار را ،چون شب تار کردم
به او گفتم که دنیا ،بی وفایی
رفیق من کجایی آی کجایی
چه می شد که دنیا عاشق بماند
که باران از درد عشق هرگز نَنالد
#باران
و چه زیباست در خیالم آغوش پرمهر تو که در وسعتی کوچک به پهنای شانه های مهربانت ، بهشت را برایم معنی میکند ، باورت بشود یا نشود من هر شب ، در این بهشت برین ، خوشبخت ترینم