هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
ساعت ۱۸:۳۹ دقیقه ، یکشنبه ، مقابل ورودی سالن اجلاس
یک قطعه جسد پیدا شده ، طبق آزمایش ها جسد متعلق به آنی و حدود دوازده ساعت از مرگش گذشته.
مشخص نیست که آیا قاتل به دلیل بی تجربگی یک قطعه از جسد را جا گذاشته یا این کار عمدی صورت گرفته.
کل سالن زیر و رو شده ، موردی نیست. صحنه ی جرم خالی از مدرک.
ساعت ۰۰:۵۶ دقیقه ، دوشنبه ، زیر زمین سالن.
یک قطعهی دیگه بخشی از صورت مقتول در زیرزمین پیدا شده. تمیز و عاری از هر گونه رد خون ، کبودی ، زخم و غیره.
انگیزهی قاتل نامعلوم.
﴿احتمالا قاتل قصد بازی با روح و روان ما را دارد ، اگر جای قاتل بودم یک دست از آنی با یک نوشته روی یک درخت میگذاشتم ، اینطوری خفن تر به نظر میرسد)
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
ساعت ۶:۰۷ دقیقه ، صبح دوشنبه ، فضای باز کنار سالن اجلاس.
لا به لای درختان یک دست از آنی و یک نوشته پیدا شده ، [من شما را میبینم]. (آن قدر با قتل و قاتل سر و کله زدهام که میتوانم مانند آنها فکر کنم)
پس این نظریه که قاتل از روی بی تجربگی قطعهای از جسد را جا گذاشته باشه رد میشه.
قاتل حرفهایست و بین ما نفوذ دارد ، چون توانسته به سالن نفوذ کنه.
ساعت ۱۲:۴۳ دقیقه ، دوشنبه ، سالن اجلاس سران به گفتهی برخی از اهالی سالن متعلق به جامعهای از قاتلین است .
یکی از متخصصان که برای کالبد شکافی آمده بود غیب شده. مشخص نیست همون نفوذی بوده یا ربوده شده. متخصص روی پیرهن آبی کت مشکی میپوشید و اغلب کنار اجساد بود.
مقتول: آنی.
طبق گزارشات شخصی گوشهگیر و عضوی از جامعهی قاتلان بوده.
#ادامهدارد
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
تنها کاری که در تمام عمر کرده دوری از انسان ها و اجتماع بوده.
مظنونین: با توجه به تحقیقات صورت گرفته دو نفر از باقی افراد به آنی نزدیکتر بودند ، یک اسکارلت و دو میشا.
مظنون شمارهی یک ، اسکارلت: از هر کس دیگه ای بیشتر به آنی نزدیک بوده ، علت نزدیکی این دو نفر نامعلومه ، با توجه به شخصیت آنی و اسکارلت نمیشه این احتمال که به خاطر موضوعی درگیر بودن رو رد کرد ، احتمال دوستشون کمه. گفته شده آنی قصد جدا شدن از قاتلان رو داشته و اسکارلت میخواسته همراهیش کنه
مظنون شمارهی دو ، میشا: با توجه به کینه ای بودن میشا این احتمال که آنی را به خاطر رد درخواست دوستی کشته باشه بعید نیست ، ولی غیب شدن متخصص و نوشتهی [من شما را میبینم] چیزی ورای یک خصومت شخصی را ثابت میکنه.
#ادامهدارد
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
این بار عملاً مقابل جمعی از قاتلین بالفطره قرار داریم.
ساعت ۱۸:۱۲ دقیقه ، دوشنبه ، وسط جنگل کنار سالن.
سالن اجلاس از دو سو با جنگل احاطه شده و مقابل یک فضای باز هست.
یکی از دو دستیار متخصص جولی اسمی که باهاش خودشو معرفی کرد هنگام تحقیقات در جنگل غیب و دو ساعت بعد یعنی حالا جسدش توی زیرزمین پیدا شده. دو نگهبانی که وظیفهی حفاظت از زیرزمین را داشتند ربوده شدهاند.
ساعت ۰۰:۰۰ ، سه شنبه ، سالن اجلاس.
هر دو ساعت تعدادی از افرادم کشته یا ربوده شدهاند دیگر هیچ نیرویی ندارم ، تنها هستم جسد متخصص و یکی از دستیارانش که موی مشکی مصری داشت پیدا نشده.
متخصص دیروز و دستیارش چند دقیقهی پیش غیب شدن.
دستیار با متخصص مشکل داشت و اغلب نافرمانی میکرد هر چند سعی داشت به وظیفهاش عمل کنه.
#ادامهدارد
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
مشخص نیست قتل ها با چه انگیزه و توسط چه کسی انجام شده.
ساعت ۹:۲۳ دقیقه ، زیرزمین سالن.
تمامی اجساد اینجاست ، جولی ، آنی ، دستیار جولی ، میشا و اسکارلت و تمام نیروهایم.
تنهای تنها شدهام.
آخر هم مشخص نشد قاتل کدام یکی از افراد اینجاست. تو بگو ، قاتل کیست؟
#دیگرادامهندارد
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
۱۷:۲۶
ساعتی پیش با کاراگاه نوآ کالسون تماس گرفته شد و خبر قتلی به گوشش رسانده شد. محل وقوع قتل، در کلبه ای نزدیک ساحل بود و حال کاراگاه، به آن مکان رسیده بود.
به داخل کلبه قدم گذاشت. همکارانش را دید که گوشه به گوشه کلبه را میگردند تا شاید سرنخی پیدا کنند. نگاهش را به جسمی داد که کنار پنجره، روی زمین افتاده بود. جلو تر رفت و کنار او روی زانو هایش نشست. زخمی عمیق بر روی گردن مقتول دیده میشد. باز هم مانند دفعات پیش، کلمه با ماژیک مشکی روی دیوار نوشته شده بود...دیوانه!
۲۰:۳۰
کاراگاه نوآ کالسون به همراه تیمش، همچنان در حال تلاش برای پیدا کردن ردی از قاتل بودند.
ساعتی پیش همکارش آنی واتسون ماژیکی در جنگلی که نزدیک به ساحل بود پیدا کرد.
ادامه پیام بعد
#گیج
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
روی چاقویی که کنار جسد مقتول افتاده بود، اثر انگشت خود او دیده میشد!
پزشکی قانونی زمان مرگ او را ساعت ۱۶:۳۰ اعلام کرد.
این پنجمین قتل این قاتل است. اولین مقتول او، هلن ویلسون بود. دختری ۱۸ ساله که بازیگر تئاتر بود. ساعتی قبل از نمایش، جسدش در اتاق گریم پیدا شد. علت مرگش بریدگی شریان کاروتید بوده و با ماژیک مشکی رنگ کلمهی دیوانه بر روی دیوار نوشته شده بود. چاقویی آنجا پیدا شد که روی آن، اثر انگشت خود دختر وجود داشت.
دومین مقتول، سارا اندرسون، دختری ۲۰ ساله بود. او دانشجوی رشتهی موسیقی بود و جسدش در کوچه ای بن بست پیدا شد. علت قتل او هم مانند هلن، بریدگی شریان کاروتید بود و کلمهی دیوانه روی دیوار دیده میشد. اثر انگشت او نیز روی چاقو بود.
ادامه
#گیج
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
سومین نفر، لینا ژانگ بود. دختری ۲۲ سالهی چینی که برای تحصیل به آمریکا آمده بود. لینا به علت بریدگی همان شریان کشته شد. جسد او در جنگلی پیدا شد و این قتل باز هم کار شخصی بود که امضای او نوشتن کلمهی دیوانه بود! این بار هم "دیوانه" با ماژیک مشکلی بر روی دیده شد. بر روی چاقویی که کنارش افتاده بود، اثر انگشت خود اینا دیده میشد.
چهارمین نفر میکا لمبرت بود. او ۲۴ سال سن داشت و در رستورانی، در پایین شهر کار میکرد. جسد او کنار در پشتی همان رستوران پیدا شد. او نیز مانند مقتولین قبلی با پاره شدن شریان کاروتید کشته شده بود و روی دیوار رستوران کلمه دیوانه دیده شد. اثر انگشت او هم بر روی چاقو مانده بود.
ادامه
#گیج
#دایگو
هدایت شده از نامهها.
📪 پیام جدید
نفر پنجم، میشا گومز. او دختری ۲۸ ساله بود که به تازگی، انترن پزشکی شده و در بیمارستان کار میکرد.
در هیچکدام از این پنج قتل، ردی از قاتل پیدا نشد...حتی دوربین های مداربسته هم تصویر او را نگرفته بودند.
از روی زخمی که بر گردن مقتولین به وجود آمده بود، نوآ به این نتیجه رسیده که قاتل یا یک پزشک است، یا شخصی است که برای این کار آموزش دیده باشد.
نوا فکر میکرد سن مقتولین الگوی خاصی دارد. اما با مرگ میشا این حدس به هم ریخت.
به گفته دوست میشا، اسکارلت ویلیامز (در حقیقت آخرین کسی که او را دیده بود) او فردی خوش رفتار و زیرک بود. حواسش به رفتاری که با دیگران داشت، بود و نمیگذاشت کسی از او دلخور بماند.
ادامه
#گیج
#دایگو