eitaa logo
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
305 دنبال‌کننده
260 عکس
10 ویدیو
4 فایل
- دلم می‌خواد بنویسم؛ ولی انگار کلمه‌ها از دستم فرار می‌کنن. امیدوارم لای کتابای خاک‌خورده‌ی اینجا پیداشون کنم. تو هم بگو: https://daigo.ir/secret/31644679988
مشاهده در ایتا
دانلود
وای عالیه. خب چطوری می‌خوایم بنویسیمش؟
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/atticlibrary/3698 خب اول نیاز به یه پیرنگ داریم که چی شد که اینطور شد و اینا یعنی یه سیر منطقی نیاز داریم برای داستانمون بعدش می‌تونیم جزئیات رو اضافه کنیم و کم کم بنویسیمش مثلاً این کوری همگانی برای چی بوده و بعدش قراره چی بشه ، خب البته این یه ایده بود ، می‌تونیم هم صرفاً همینو ادامه ندیم و بلکه تغییرش بدیم و بعد یه موضوع جدید داریم کدومش؟
قبل از همه‌ی این داستانا، اول این رو بگو که قراره داستانو دو نفری بنویسیم یا قراره گروهی باشه؟ اگه حالت اوله که نیازی نیست من پیام‌ها رو بذارم اینجا اصلا، و می‌تونی بیای پی‌وی‌م تا همون‌جا صحبت کنیم.✨ و اگر ایده‌ت نوشتن گروهیه که بهتره صبر کنیم تا بقیه هم ایده‌هاشونو بریزن وسط.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/atticlibrary/3700 البته که گروهی اون موقع هم گفتم بقیه بیان نظراشون رو بگن ولی خب برهوته
پس صبر می‌کنیم دیگه.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید راستش من منتظر بودم بگین گروهیه بعد بیام حرف بزنم یکی منطقی و واقع گرایانه مثل مثلا برای آلودگی هوا یا یج کر ویروس که خیلی راحت میشه یهش مبتلا شد و سریع هم پخش میشه یا یا میتونه یه دلیل تخیلی داشته باشه مثل اینکه یجور فرقه که کره زمین و آدما رو کنترل می‌کنن این تصمیمو گرفتن.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید می‌تونه اینجوری باشه که همه افراد اون شهر ربات باشند و خودشون نمیدونن یا مثلاً تسخیر شدن....یا چیزی وارد بدنشون شده که می‌تونه روشون کنترل داشته باشه
این دیگه چی بو-
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید خب چیکار کنیم آخر ، کسی پیشنهاد یا ایده ای نداره؟ ارشد تو چی؟ ایده ای برای پیرنگ نداری؟ به جز پیرنگ شخصیت اصلی هم هست. به نظرتون دختر باشه یا پسر؟ چه شکلی باشه؟ اخلاقیاتش چطور؟ چند ساله باشه؟ اسمش چی؟
ایده‌ی من اینه: مثلا حدود یک قرن قبل از زمان حال، یه عده‌ای بودن که یهو خیلی رندوم وقتی داشتن تو خیابون راه می‌رفتن، چشم‌هاشون خون‌ریزی پیدا می‌کنه و بعد نه تنها چشماشونو از دست می‌دن، بلکه از شدت خون‌ریزی و آسیب می‌میرن. بعد خبرش همه‌جا پخش می‌شه و دولت می‌گه که آره یه چیزی* تو هواست که اگه چشم‌تون در تماس با اون قرار بگیره این بلا سرتون می‌آد، پس از مردم می‌خواد برای نجات جونشون چشم‌هاشون رو همیشه با یه چیزی* بپوشونن. و دولت خیلی نیاز نداشته تلاش کنه، چون اکثرا بخاطر حفاظت از جونشون راحت قبول می‌کنن این کارو انجام بدن. هر از گاهی هم تو اخبار گفته می‌شده که n نفر چشم‌هاشونو نپوشوندن و مردن خلاصه. الان صد سال گذشته، و چند نسل اخیر از همون بدو تولد چشم‌هاشونو باز نکردن، که یعنی طبیعتا قدرت دیدن رو هم از دست دادن (حتی اگه اون ماسک یا هرچی رو بردارن). ولی حالا، کرکتر اصلی ما به دلایلی می‌تونه ببینه! مثلا شاید همه‌ی این ماجرای چیزای تو هوا یه توطئه‌ست که زیر سر دولته، و دولت یه سریا رو که مثلا مخالفش بودن می‌کشته و به عنوان قربانی نشون می‌داده یا کلی چیز دیگه. و اینکه طرف چطوری می‌دیده؟ شاید خانواده‌ش فهمیدن که همه‌ش یه دروغه، برای همین تو خونه (جایی که مامورهای دولت نبیننش) چشم‌های بچه رو باز می‌کردن که توانایی دیدن رو از دست نده. شاید خانواده‌ی این کرکترمون رو دولت دستگیر کنه، چون می‌خواستن به مردم بفهمونن که همه‌ش الکیه. خلاصه یه همچین چیزی.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید یه سوال، اگه همش زیر سر دولته پس اون چیزی که باعث شد اون ادمای اول از چشماشون خون بیاد کور بشن چی بود؟
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
📪 پیام جدید یه سوال، اگه همش زیر سر دولته پس اون چیزی که باعث شد اون ادمای اول از چشماشون خون بیاد
خب شاید کسی ندیده که واقعا همچین اتفاقی بیوفته و فقط تو اخبار نشونش دادن و اخبار هم جعلی بوده. شاید دولت یواشکی یه سری آزمایش رو یه سری آدمای رندوم انجام داده که باعث این اتفاق شده. حالا از عمد یا با یه هدف دیگه. شاید دولت به یه عده پول داده تا یه قطره‌ای رو مصرف کنن و برن تو کوچه خیابون، مثلا بهشون گفتن یکم از چشم‌هاتون خون میاد و همین، ولی در واقع اون کشنده بوده. یا کلی چیز دیگه.