eitaa logo
کتابخونه‌ی‌زیرشیروونی.
309 دنبال‌کننده
260 عکس
10 ویدیو
4 فایل
- دلم می‌خواد بنویسم؛ ولی انگار کلمه‌ها از دستم فرار می‌کنن. امیدوارم لای کتابای خاک‌خورده‌ی اینجا پیداشون کنم. تو هم بگو: https://daigo.ir/secret/31644679988
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید برتا،شغال،روباه نه دم،بازیچه
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید جواهر بخش ای. F4
بچه‌ها یدونه بگید فقط.😭
الان نصفش رو دیدم حدودا. اولش خوب شروع شدا، ولی الان رسماً فیلم هندیه. یعنی منظورتون چیه که طرف ۱۰تا مرد گنده‌ی مسلح رو یه تنه اونم در حالی که مسموم بود لت و پار کرد، ولی بعد از یه دختر جوون یه مشت خورد و نمی‌تونست پاشه؟😂
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید استرنجر ثینگز و اتک آن تایتان
یه داستان بنویسید و توش از عبارت "اتک آن تایتان استفاده کنید". عالیه.😀
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید لبه سایه -lilac
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید https://eitaa.com/atticlibrary/4025 جسد مقتول جدیدم خیلی سنگین است ، کمرم رگ به رگ شد تا خودم را به وسط جنگل رساندم. تا برکه چیزی نمانده. جنگل قشنگی‌ست ، حس و حالش را دوست دارم. یک جنازه با قیافه‌ی بی حس و حال کنارم ، هوای مه گرفته و دم ، بدون نور خورشید ، گیاهان سبز با برگهای کوچک و نرمی که تا آرنج دستم می‌رسند. اگر مشکلی با حشرات وحشیِ اینجا نداشتم ، می‌نشستم روی زمین و به اطرافم خیره می‌شدم. خیره شدن و فکر کردن تفریح من است. البته اگر وسطش کسی مزاحمم نشود وگرنه یک سکونت ابدی در برکه بهش بدهکار می‌شوم. این سری جانم درآمد تا بدهی‌ام به طرف را صاف کنم. همین که به یک تور جنگل گردی دعوتش کردم کافی‌ست ، حوصله ندارم تا برکه بروم ، می‌خواهم برگردم.
هدایت شده از نامه‌ها.
📪 پیام جدید لبه‌های ورودی را می‌گیرم و خودم را می‌کشم بالا ، پاهایم را هم جمع می‌کنم و می‌برم داخل ورودی. حالا دستهایم را برمی‌دارم تا سر بخورم پایین. آن پایین حسابی خلوت است ، سرگرم کننده ترین جایی‌ست که دیدم ، پر از مکان‌های متروکه. خیلی مکان بوناکی‌ست ، همه جا بوی خاطره می‌دهد . اطراف را می‌گردم ، ساعت‌ها راه می‌روم و می‌نشینم و به یک گوشه خیره می‌شوم و... فکر می‌کنم. آنهایی که این پایین بودند کجاند؟ چه بهشان گذشته؟ چه بلایی سرشان آمده؟ چه خاطراتی این‌جا رقم خورده؟ اینجا...کجاست؟