عطر خدا
«شاهزاده ای در خدمت» #قسمت سوم🎬: ملکه دو طرف بازوی دخترک را گرفت و شروع به تکان دادن کرد و گفت : ای
شاهزاده ای در خدمت
#قسمت چهارم🎬:
شاهزاده خانم ،به حکم ملکه مانند یک زندانی در اتاقی بزرگ با دیوارهای بلند و مملو از کتاب و صندوق و ...غرق خواندن کتاب بود.
مأموری پشت درب مدام در حال نگهبانی بود و هیچکس حق ورود و خروج به آنجا را نداشت و تنها کسی که اجازه داشت ،وارد آنجا شود ، آمیشا خدمتکار مخصوص شاهزاده خانم بود.
همانطور که محو کتاب شده بود ، هیاهویی از بیرون اتاق ،توجه دخترک را به خود جلب کرد ، برای او که عمری در قصر بسر برده بود ، این غوغا و سر وصدا عجیب می نمود.
دخترک کتاب را بهم آورد ،از جا بلند شد و نزدیک درب چوبی و بلند اتاق شد ،
همانطور که تقه ای به درب میزد گفت : نگهبان...نگهبان....این سر و صداها چیست که بر هوا شده؟
اما جوابی نشنید و دوباره با کف دست و محکم تر از قبل ،بر درب زد ، اما کسی جوابش نداد و چون درب از پشت قفل شده بود ، امکان بیرون رفتن نبود.
دخترک دلنگران تر از قبل شروع به قدم زدن نمود....طول اتاق را که مانند سالنی وسیع اما نیمه تاریک بود ،چندین بار طی کرد و گاهی می ایستاد و نگاهی به پنجره بالای سرش که با فاصله ای زیاد از زمین ،تعبیه شده بود میکرد و با خود می گفت : کاش می توانستم لااقل از پنجره بیرون را ببینم .....وای آمیشا تو دیگر کجا غیبت زده؟ فکر کردم رفتی صبحانه بیاوری ،اما انگار تو هم.......
در این هنگام ، صدای جیغ و داد بیرون لحظه به لحظه بیشتر میشد، ناگهان صدای ریز آمیشا که بر درب می کوبید بلند شد: بانوی من.....شاهزاده خانم....
دخترک فوری خود را به پشت درب رسانید و همانطور که از درز درب سعی می کرد چیزی ببیند که نمی دید گفت : آمیشا، کجا رفته بودی؟ این نگهبان چرا سرجایش نیست ؟ این....این سروصداها چیست که گوش فلک را کر کرده؟
آمیشا نفس نفس زنان گفت : بانوی من....به ....به قصر حمله شده....همهٔ سربازان یا کشته شده اند و یا گریخته اند....همه جا در آتش می سوزد...
حتی اقامتگاه ملکه و پادشاه را نیز آتش فرا گرفته....مهاجمان همهٔ آنانی که زنده مانده اند را از دم اسیر کرده اند ،باید زودتر از قصر خارج شویم.
دخترک هراسان گفت : پدر و مادرم...خانواده ام....خبری از آنان نداری؟
این....این درب که قفل است...
آمیشا هق هقش بلند شد وگفت : نمی دانم....نمی دانم چه بر سر ملکه و شاه آمده ، اما چون این اتاق کمی پرت و دورتر از بقیهٔ ساختمان های قصر است ، سربازان دشمن ،هنوز به اینجا نیامده اند، صبر کنید ببینم ، اهرمی ،چیزی پیدا میکنم تا با آن قفل درب را بشکنم...
دخترک همانطور که می گفت :بجنب آمیشا...زود باش.... به طرف وسائلش رفت و پودری را که مدتها برای درست کردنش وقت گذاشته بود را در کیسه ای ریخت و سر آن را بهم آورد ، کیسه را به بندی نمود و بر گردنش آویزان نمود و سپس از بین آنهمه طلا و جواهری که درون صندوق های اطرافش بود به طرف کتابها رفت و چند کتاب را که بیشتر دوست میداشت ، برداشت تا اگر موفق به فرار شد ، همراه خود ببرد....
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
ادامه دارد.....
🖍به قلم :ط_حسینی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🙏زائر خدا هستی ؟
❤️زائرخدا در دل شب
وقتی که می شنویم یکی زائر امام رضا ست؛ یکی امام حسین (ع) هست می گوییم
خوش بحالش رفته زیارت...
یعنی در واقع خودش باپای خودش باذوق وشوق خودش بدون هیچ گونه عذاب وعقابی رفته زیارت
انسان هم وقتی نماز شب می خواند در واقع ««زائر خداست»»
💟 چون نمازشب امر واجبی نیست که از ترس عقاب وعذاب بخواند بلکه با ذوق وشوق وعلاقه خودش ميرود به زيارت اكرم الاكرمين!
آيا مرتبه ای از اين بالاتر هست كه خداوند به بنده اش كه ازروی عشق ومحبت او در دل شب بيدار شده است ، بگويد:خوش آمدی! مرحبا! تو زائر منی!
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
زائرین خدا التماس دعا🙏
15.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): ما کاملاً به اخبار و حوادث زندگی شما آگاهی داریم و هیچ چیز از اخبار شما از ما پنهان نمیماند.
به یاد مولا به رسم هر شب 🕊️⚘
💔✦࿐჻ᭂ🕊🌼🕊️჻ᭂ࿐✦─🕊
🌹بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ🌹
❀اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ
❀وَ بَرِحَ الْخَفآءُ
❀وَ انْکَشَفَ الْغِطآء
❀وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ
❀وَ ضاقَتِ الاَْرْض
❀وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ
❀وَ اَنْتَ الْمُسْتَعان
❀وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی
❀وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّ وَ الرَّخآءِ
🌹اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِران یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ🌹
✿ฺالْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ
✿ฺاَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی
✿ฺالسّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ
✿ฺالْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل
✿یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
✿ฺبِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ
الطّاهِرین
🕊️🕊️🕊️
◎دعای_غریق◎
«✨یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّت قَلْبِی عَلَى دِینِک✨»
کانال عطر خدا↙️↙️
@attre_khoda
«#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💟 یا اَرْحَمَ الرّاحِمین، دخیل بسته ام قلبم را به ریسمان مهربانیت و منتظر نشسته ام...
💟 ایمان دارم همهی نامه های نانوشته دلم به مقصد مهربانی تو می رسد...
💟 خدای مهربانم: مرا پناهى نیست، جز پناه مهربانی تو و شفیعى در بارگاه تو ندارم،جز رَحم و بخشش و عطوفت تو ...
💟 ای یگانه محبوب مهربانم، در آغوشم گیر که دامنت پناه جاودانه من است ...
💟 بارالهی، تو را سوگند به رحمت بی منتهایت اجابت کن دعاهای بندگانت را دعاهایی که با مصلحت تو سازگارند ...
❤️ آمین ای مهربانترین مهربانان ❤️
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
🌟شبتون بخیر و در پناه خدا🌟
سلام آقای مهربانم✋🌸
خورشید با اجازه ی رویت طلوع کرد
قلبم سلام گفت و تپیدن شروع کرد
آقای مهربان غزل های من سلام
باید که در برابر اسمت رکوع کرد
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
🌸اَللّهُمَّ عَجِل لولیکَ الفرج🌸
پروردگارا امروز را نیز با نام تو آغاز میکنم که روشنگر جان است
کمک کن تا داستان زندگیام را به همان زیبایی بیافرینم که تو جهان را آفریدی.
کمک کن تا هرکاری را در زندگی به آیین مهر و مهربانی تبدیل کنم
کمک کن تا به جای تسلی خواهی، تسلی بخشم و به جای درک شدن درک کنم.
زیرا پیدا کردن در گم کردن است کمک کن تا دانش خویش را افزون کنم
کمک کن تا عشق را با تمامی انسانها و گونههای خلقتت در این راه سهیم شوم.
آمیــــن...
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
#سلام_دوستان_بزرگوارم
#صبح_زیباتون_بخیروشادی