عطر خدا
شاهزاده ای در خدمت #قسمت صد و سیزدهم🎬: چند دقیقه از رفتن انس نگذشته بود که باز درب خانه را زدند و ا
شاهزاده ای در خدمت
#قسمت صد وچهاردهم🎬:
ثعلبه کودکی نوپا شده بود و با قدم های کوچکش در حالیکه مادرش فضه را همراهی می کرد ،کوچه های خاکی و غم آلود مدینه را طی می کرد تا به مأمن و پناهگاه امن مادر برسد و با فرزندان مولایشان علی علیه السلام گرم بازی شود.
فضه از جلوی درب مسجد می گذشت ،او با دیدن این مسجد ، یاد حبیب و عشق الهی اش ، پیامبرصلی الله علیه واله و بانویش زهرا سلام الله علیها می افتاد و در خاطرش صحنه ها شکل میگرفت و مردی را میدید بسان خورشید با دستانی بسته که عده ای شیطان انسان نما، کشان کشان او را به سمت مسجد می کشاندند.
فضه چون همیشه بغض گلویش را فرو خورد ،می خواست با سرعت از جلوی درب مسجد بگذرد ، چون می دانست احتمالا خلیفه خودخوانده و غاصب با ایادی اش اینک در آنجا جمع است ، اما سرو صدایی از مسجد بلند بود ، فضه کنجکاو شد و از سرعت قدم هایش کم کرد.
خم شد و کودکش را از زمین بلند کرد و به بغل گرفت ، در این هنگام زنی با عبا و روبنده در حالیکه با خود حرف میزد از مسجد خارج شد .
فضه جلو رفت و گفت : خواهر جان ،در مسجد چه خبر است که ما بی خبریم؟؟
آن زن که گویی گوشی برای شنیدن پیدا کرده با صدای بلند گفت :چه خبر می خواهی باشد ؟! اصلا بعد از عروج پیغمبر به جز خبر ظلم و بی عدالتی و بی کفایتی ، خبری هم از این مسجد بیرون میزند؟ بازهم ظلم ....باز هم قتل در قالب فرمان دین خدا...آخر کجا؟! خدا در کجای دینش گفته که مسلمان، خون مسلمانی دیگر بریزد ، آن هم به بهانهٔ خراج و صدایش را پایین تر آورد و ادامه داد : کجای احکام خدا آمده که مردی را بکشی و همان دم با زن آن مرد ، ازدواج کنی و همبستر شوی؟! آیا این غیر ظلم است ؟ آیا این عمل شنیع غیر از زنا هست که ایادی خیلفه انجام دادند و به اسم دین به آن سرپوش گذاشتند؟
فضه سرش را نزدیک سر زن کرد وگفت :چه کسی را کشتند و به چه علت و که او را کشته؟
زن آهی کشید وگفت : مالک بن نویره سرپرست قبیله بنی یربوع ، گویا خلافت ابوبکر را برنتافته وگفته او را وصی به حق پیامبر نمی داند و از دادن زکات به کارگزاران ابوبکر امتناع کرده و خالد بن ولید او را می کشد ودر همان مجلس با زن زیبا وجوان او.....
زن به اینجای حرفش که رسید آهش به آسمان رفت...
فضه با ناراحتی که در صدایش موج میزد گفت: ابوبکر...ابوبکر به مجازات این کارش چه برای خالد ملعون در نظر گرفته؟
زن سری با تاسف تکان داد و گفت : ابوبکر می گوید او اجتهاد کرده و نباید مجازات شود ...هیچ قصاصی برای او در نظر نگرفته و حتی همچنان او را بر جایگاهش پابرجا گذاشته و....
فضه کودکش را در آغوش سخت فشرد و همان طور که زیر لب می گفت : فقط نام اسلام....هیچ از اسلام نمانده ...واویلا یا رسول الله....به طرف خانه مولایش علی علیه السلام راه افتاد...
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
ادامه دارد...
📝به قلم :ط_حسینی
🍃نجوایمهدوی
⚘غمت نباشد رفیق
همین روزها یک نفر از راه میرسد که بزرگترین معجزه روزگارمان خواهد شد...⚘
کانال عطر خدا ↙️↙️
╭┈── ◽️◽️◽️◽️
╰➤@attre_khoda
✨شببخیرمولایمن
🌤اللهمعجللولیکالفرج🌤
🌟شبتونمهدوی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🟢اهمیت شب زنده داری و #نمازشب
🔸️امیرالمومنین علی علیه السلام:
کسی که یک ششم شب را به عبادت بپردازد، نامش در زمره بازگشتگان به سوی خدا ثبت شود و گناهان قبل و بعد او بخشیده خواهد شد.
📚گرد آوری از کتاب اخلاق اسلامی در نهج البلاغه
کانال عطر خدا ↙️↙️
╭┈── ◽️◽️◽️◽️
╰➤@attre_khoda
سـلام اربـابــ خوبم✋🌸
اول صـــــبح به سمت حرمت رو کردم
دست برسینه سلامۍبه تو دادم ارباب
پسر صبحی شده و باز دلم دلتنگ شده
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
السلام ای سبب سینه تنگم اربابم
سلام امام زمانم✋🌸
این روزها بیشتر از قبل، این حسرت ندبه را زمزمه میکنم: «لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوىٰ...»
کاش میدانستم نشانی خانهتان کجاست؟! کاش میدانستم
کجا عزاخانه به پا کردهاید؟! کاش یک روز مرا هم به محفل روضهتان راه دهید! کاش برسد
روزی که کنارتان باشم و پابهپای شما اشک بریزم! کاش روزیام شود
شال عزایتان را به چشمهایم بکشم ایکاش که آرزوي قلبم بشوے
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
🌷اللهم عجل لولیک الفرج 🌷
پروردگارم ... شکوفایی روزت را سپاس میدارم که تاریکی شب را پایان می بخشد
و تاریکی شب را نظاره گرم
که هیاهوی روز را سرانجام است
در این میان
این "من" هستم که بالا میروم
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز....
همان میشوم که بودم،
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
با یه بغل هوای تازه
کانال عطر خدا ↙️↙️
@attre_khoda
#سلام_دوستان_بزرگوارم
#صبح_زیباتون_بخیروشادی