اگر زندگی یک کتاب قصه بود،
فکر کنم ما همان دو صفحهای بودیم
که هیچوقت به هم نرسیدند.
نزدیک بود با هم از شهری رد شویم
که چراغهایش فقط برای ما روشن بودند،
نزدیک بود زیر یک سقف بارانی
از آیندهای حرف بزنیم که هنوز وجود نداشت،
نزدیک بود برای هم اسمِ یک ستاره را انتخاب کنیم،
نزدیک بود یک گوشه از دنیا
برای اولینبار شبیه خانه شود.
شاید جایی دور،
پشتِ یکی از آن ماههایی که هیچوقت ندیدیم،
یک جهان کوچک وجود دارد
که همهی ' نزدیک بود 'های ما
در آن اتفاق افتادهاند؛
قطاری که با هم سوار شدیم،
خانهای که پنجرهاش رو به دریا بود،
شبهایی که تا صبح حرف زدیم
و منی که هیچوقت مجبور نشدم
تو را به خاطره تبدیل کنم.
فقط حیف که من
در این جهان به دنیا آمدم.
هدایت شده از AmiR
تهرانی ها جوین بزنید اینجا خوراک شماس😼♨️
https://eitaa.com/joinchat/2356414176Ce6f40296b9
هدایت شده از Nazanin
800.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_gb19nkd&btn=Nazanin
ارادت بیان صحبت کنیم
https://eitaa.com/joinchat/1279985351C7a819ccf82
اد میکنم