eitaa logo
زیـبـآیـے نـور☀️
684 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
3.2هزار ویدیو
11 فایل
𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒎𝒂𝒏 𝒉𝒂𝒏𝒐𝒐𝒛 𝒈𝒉𝒂𝒔𝒉𝒏𝒈𝒆 𝒅𝒊𝒅𝒂𝒏𝒆𝒕𖧧🌕 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 1:[𖧧 @HaamimS1376 𖧧]🌼 𝑳𝒆𝒂𝒕𝒉𝒆𝒓 2 : [𖧧 @GandomAg92 𖧧]🌼 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 :1404/9/4𖧧🐥 𝑶𝒖𝒓 𝒄𝒐𝒅𝒆 : 319𖧧✨🎫 𝒄𝒐𝒅𝒆:148📝
مشاهده در ایتا
دانلود
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـبـتـونـ بـہ زیـبـآیـیـے چـشـمآش👀✨ خـواب هـآے حـآمـیمــے بـبـیـنـی🤍 بـآ مـآ بـܩونـیــב ڪـہ صـبـح کـلـے ؋ــعـآلـیـت בآریـ🗣 چـنـلـمـون خـوابیــב😴🥱 بـآے قـشـنـگـآم🖇 https://eitaa.com/avaHAAMiM
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سـلـآܩ قـشـنـگـآااا🤏🏻 صـبـحـتـون بــہ زیـبـآیـیـش🧑🏻‍🦱✨ بـریــܩ بـرآیـ ؋ــعـآلـیـت🛐 چـطـوریــב رنـگـیـن کـܩون هـآ🤍 صـبـحـتـون بـخـیـر🌱 https://eitaa.com/avaHAAMiM
سلام قشنگااااا ی من 🤍
⿻ه‍‌ای‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ ش‍‌روع‍‌ م‍‌ی‍‌ش‍‌ه‍‌ گ‍‌رل‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ب‍‌ری‍‌م‍‌ ب‍‌رای‍‌ ف‍‌ع‍‌ال‍‌ی‍‌ت‍‌ اک‍‌ل‍‌ی‍‌ل‍‌ی‍‌ گ‍‌رل‍‌م‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌ص‍‌رم‍‌ون‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:84 Fasl:1 جانا همش به فکر نهال بود جانا پشت سر حامی قدم بر می‌داشت حامی:ببخشید اتاق سرهنگ نجفی؟ 👨🏼‍🦱:انتهای راهرو حامی:مرسی حامی در زد تق تق سرهنگ:بفرمایید حامی در رو باز کرد -:سلام! اوین:سلام جانا:سلام🥺 سرهنگ:خوش اومدین..بفرمایید حامی و...روی صندلی نشستند سرهنگ:خب جناب صالحی طوری که تعریف کردم چیزی پیدا نکردیم ولی متاسفانه بازم که ما درگیر بودیم متوجه یک خبر تلخی شدیم جانا:چیشده؟ سرهنگ:متاسفانه..تسلیت می‌گم جانا:چی😭 سرهنگ سرش را پایین انداخت قطره های گرد اشک روی سورت جانا معلوم شد حامی که کنار جانا نشیته بود جانا رو در آغوش گرفت جانا فقط،خاطره هاشون،کنسرتی که رفتن رو مرور می‌کرد و گریه ... اوین نتونست تحمل کنه سخت بود اره سخت خیلی سخت.. جانا قطره قطره اشک هاش روی لباس حامی ریخت حامی:فداتشم اروم باش.. -:جناب سرهنگ الان جسدش رو پیدا کردین؟ سرهنگ:مامور های ما در تلاش هستند حامی سرش را پایین انداخت [خونه فرشته و رضا] رضا:فرشته یه شب بگو اوین و حامی بیاند اینجا دیگه فرشته:من میگم یبار اوین کافه‌است یبار حامی کار داره به وقتش چشم رضا:هووف [خونه حمید و لیلا] لیلا:حمید امروز مگه نمی‌خواستی بری شرکت حمید:نه ولش کن..جانا کجاست لیلا:حمید اومد دنبالش رفتند کار داشتند حمید:مطمئنی حامی؟ لیلا:اره بابا حمید:خب باش [کلانتری] اتاق بوی تلخی میداد
⿻ب‍‌ای‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌ 🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ م‍‌‍‌ی‍‌‍‌ش‍‌‍‌ه‍‌‍‌ گ‍‌‍‌رل‍‌‍‌م‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ف‍‌‍‌ع‍‌‍‌ال‍‌‍‌ی‍‌‍‌ت‍‌‍‌ اک‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ل‍‌‍‌ی‍‌‍‌ م‍‌ون‍‌ ت‍‌م‍‌وم‍‌ ش‍‌د🍋🌿↶⋆ ⿻ق‍‌‍‌ص‍‌‍‌رم‍‌‍‌ون‍‌‍‌🍋🌿↶⋆ ⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆