eitaa logo
𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺 𝗛𝗲𝗮𝘃𝗲𝗻🤍
678 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
3.4هزار ویدیو
11 فایل
𝗘𝘃𝗲𝗿𝘆 𝗻𝗼𝘁𝗲 𝗵𝗮𝘀 𝗮 𝗽𝗹𝗮𝗰𝗲 𝗵𝗲𝗿𝗲🤍 𝗠𝗲𝟭: @HaamimS1376 🪩 𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁: 1404/9/4🔗 𝗢𝘂𝗿 code:319🎧 𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
مشاهده در ایتا
دانلود
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـبـتـونـ بـہ زیـبـآیـیـے چـشـمآش👀✨ خـواب هـآے حـآمـیمــے بـبـیـنـی🤍 بـآ مـآ بـܩونـیــב ڪـہ صـبـح کـلـے ؋ــعـآلـیـت בآریـ🗣 چـنـلـمـون خـوابیــב😴🥱 بـآے قـشـنـگـآم🖇 https://eitaa.com/avaHAAMiM
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سـلـآܩ قـشـنـگـآااا🤏🏻 صـبـحـتـون بــہ زیـبـآیـیـش🧑🏻‍🦱✨ بـریــܩ بـرآیـ ؋ــعـآلـیـت🛐 چـطـوریــב رنـگـیـن کـܩون هـآ🤍 صـبـحـتـون بـخـیـر🌱 https://eitaa.com/avaHAAMiM
سلامم احوالتون🌝🤍?!
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:19 حامی انگار سنگی به ته چاه انداخته باشه، سکوت کرد. اون طوفان توی چشماش ناگهان فروکش کرد و جاش رو به سرمای کشنده‌ای داد که از هر فریادی ترسناک‌تر بود. اون هنوز بازوهای دلارا رو نگه داشته بود، اما دیگه فشاری نمی‌آورد فقط نگهش داشته بود تا فرار نکنه. حامی صورتش رو آورد درست کنار گوش دلارا. بوی سرد ادکلن گرون‌قیمتش با بوی الک/ل نفس‌های دلارا قاطی شد. با صدایی که بیشتر شبیه به خش‌خش تیغ روی شیشه بود، گفت: متنفری؟... خب باشه. منم دنبال عشق تو نبودم که حالا بخوام نگران تنفرت باشم. تو فکر کردی این یه نمایش عاشقانه است؟ دندون‌هاش رو روی هم سایید و ادامه داد دلارا تو این دنیا ، اون‌هایی که ادعای تنفر دارن، بیشتر از همه بهم وابسته‌ان. تو هیچ‌کس رو نداری. نه پدری که بخواد دنبالت بگرده، نه پولی که بتونی باهاش یه شب رو توی این شهر لعنتی سر کنی. بیرون این دیوارها، تو برای گرگ‌هایی مثل آرمان فقط یه طعمه‌ی بی دفاعی. پس تا وقتی توی این عمارت زندگی می‌کنی، بهتره دهن/ت رو ببندی و یاد بگیری کی صاحبته. بعد، با یه حرکت ناگهانی بازوهاش رو رها کرد و دلارا مثل یه تیکه چوب خشک، عقب رفت و خورد به کمد پشت سرش. حامی حتی نگاهش نکرد. برگشت سمت در، دستش رو گذاشت روی دستگیره و بدون اینکه برگرده، سرد و بی‌روح گفت توی همین اتاق می‌مونی. نه خبری از مهمونی هست، نه خبری از دلبری. امیدوارم توی این سکوت، یادت بیاد که کجایی و با کی طرفی. صدای بسته شدن در و چرخیدن قفل، تیر خلاص بود. دلارا نفس‌نفس می‌زد. اثر الک/ل کم‌کم داشت جاش رو به وحشتِ واقعی می‌داد لرزش دست‌هاش رو با مشت کردن پارچه‌ی لباسش پنهان کرد. 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴: @haamim71
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی آهنگا فقط آهنگ نیستن، یه حسّن که هر بار گوششون میدی یه چیزی توی دلت تکون می‌خوره🤍 «یکیو دارم» برای ما دقیقاً از همون آهنگاست؛ آهنگی که وقتی می‌فهمی «اون یکی» که حامیم ازش حرف می‌زنه، خداست، همه‌ی جمله‌هاش یه معنی دیگه پیدا می‌کنن. اینکه یکی همیشه هواتو داشته باشه، وقتی حالت خوب نیست کنارت باشه، نذاره تو دلت غم بمونه و کمکت کنه از تاریکی بیای بیرون… چه چیزی قشنگ‌تر از این؟ سالگرد «یکیو دارم» مبارک تک تک ما✨
خب ببینین یه برنامه ریزی جدید برای چنل کردم اینکه بعد هر پستی که من می‌نویسم پست جدیدم شما میآین توی ناشناسی که جدید می‌سازم نمره می‌دین بهش و یکی دیگه اینکه هرکس از آمار رند چنل شات بگیره و برای من بفرسته کلی جایزه میدم بهش لیست رو میذارم سوم اینکه همیشه ناشناس داریم حالا میخواد کویر بشه می‌خواد نشه دوست دارم همیشه حرف بزنیم باهم همین دیگه🫰
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫐 𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖 𝙋𝙖𝙧𝙩:18 حامی بدون اینکه به نگاه متعجب و خیره‌ی مهمونایی که دورشون جمع شده بودن اهمیت بده، مچ دست دلارا رو محکم توی دستش گرفت. با قدم‌های بلند و خشونت‌آمیز، کشون‌کشون از سالن پر از سر و صدا و نورهای رنگی بیرونش آورد. دلارا که از سرعت حرکت حامی و سرگیجه‌ی ناشی از نوشیدنی تعادل نداشت، مدام تکون می‌خورد آییی دستم شکست آروم‌تر بابا، کجا داری منو می‌بری؟ حامی جوابی نداد تا اینکه از عمارت خارج شدن و به فضای خنک، تاریک و خلوت محوطه‌ی بیرون رسیدند. در یکی از اتاق‌های خصوصی یا راهرویی که به تراس ختم می‌شد رو باز کرد، دلارا رو هل داد داخل و در رو محکم بست. با چرخیدن قفل، صدای تیک ترسناکی پیچید. حامی برگشت سمتش ،رگ‌های پیشونی و گردنش کاملا بیرون زده بود و چشم‌هاش خشم سرخ شده بود. با صدای بم و خش‌داری که لرزش خشم توش موج می‌زد، غرید توی کله‌ات چی می‌گذره دلارا؟ هان؟ مگه بهت نگفتم هیچی از دستِ این آدمای اینجا نخور و نخور؟! ک/ور بودی، ک/ر بودی، ندیدی اون کثاف/ت چطور داشت بهت زهر می‌خوروند؟ دلارا که به خاطرِ الک/ل، حس ترسش کم شده بود و جاش رو لجبازی گرفته بود، دستش رو محکم کشید بیرون و با عصبانیت پوزخندی زد سر من داد نزنا اصلا به تو چه ربطی داره چی خوردم؟ خودت منو وسط اون گرگ‌ومیش ول کردی رفتی با ماشین مسخره‌ات پز بدی، بعد طلبکاری؟ گم/شو بابا حامی با شنیدن این حرف، انگار برق گرفته باشدش. دو قدم بلند برداشت، بازوهای دلارا رو گرفت و محکم چسبوندش به دیوار. داری زیاده‌روی می‌کنی دلارا خیلی داری پررو می‌شی فکر کردی چون مستی هر ز/ر و چرندی که دلت خواست می‌تونی به من بکنی؟ می‌فهمی داری با کی این‌طوری حرف می‌زنی؟! دلارا با چشم‌های نیمه‌باز، خیره شد توی چشم‌های خشمگین حامی. لبخندِ تلخ و مستانه‌ای روی لبش نشست و با صدای کش‌دار و بی‌باکی گفت تو فقط یه زندان‌بان روانی هستی که فکر می‌کنی با چند تا تهدید می‌تونی همه‌چیز رو کنترل کنی ازت متنفرم... فهمیدی ازت... حامی با شنیدن کلمه‌ی متنفرم، انگار یه تیر خورد وسط سینه‌اش. دست‌هاش روی بازوهای اون سفت‌تر شد. طوفانی توی نگاهش شکل گرفت که کنترلش خیلی سخت شده بود... 𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫 𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . . 𝘁𝗮𝗴:@haamim71
هدایت شده از  ᯓ★Haamim Wave⋆˚࿔·°
شیلااااام، بچه ها چالش داریممممم چالش اینجوریه ک هرسوالی دوست دارین می‌پرسین و من با (اره, نه, شاید) جواب میدم 🫠🤍 راستی توی عکس سوال هاتون رو بنویسید و برام تو پی بفرستید.. @HaamimFan1998s