2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جدیدش🌱✨
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
استوری جدیدش 😭✨🤎
باباش👆🏾
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پست جدید حامیم😭
کپشن:
درست خاطرم نیست چه سالی ، چه ماهی و چه روزی بود، که تو جاده از کرج به سمتِ تهران، تو حرکت بودم و تو ماشین ، موزیکی که هنوز چندروز از نوشتنش نمیگذشت رو ، خودم تنها گوش میکردم و فکر میکردم کجاش باید عوض شه، ادامهش باید چی بشه، همین ملودی براش خوبه یا نه؟ …
درگیر خیالات و افکارم بودم که دیدم نمِ بارون داره میزنه به شیشه ی ماشین ، چندمتر جلوتر ، یه صخره بود که چندباری رو قبل تر ، کنارش پارک کرده بودم و چند دقیقه ای رو اونجا وقت گذرونده بودم
به خودمگفتم بد نیست اونجا وایسم، یه ویدئو خودم از خودم بگیرم ، بذارم اینستا ببینم مردم دوستش دارن یا نه! مثل همیشه…
.
همینکارو هم کردم، گذاشتم و مدتی نگذشته بود که دیدم تو همه رمیکسها، مخصوصا یکیش که خیلی معروف شده بود، دمویی که هنوز حتی کاملش هم نکرده بودم، داره شنیده میشه و همه دوسش دارن!
.
از اون موقع تا الان، احساس میکردم باید یه کار خیلی مهمی براش انجام بدم، تنظیم بهتری ، تغییری ، چیزی…
.
ولی میدونی، یوقتایی همه چیز همونجوری که بوده باید باشه، به هر چیش دست بزنی، حسش خراب میشه، پس :
.
.
«فاصله» به همون شکل و با همون حس و حالِ قدیمی، تقدیم به شما که، اینهمه به من و این موزیک، عشق دادین.
.
دوست دارتونم و دوست دارم که شریکِ خاطراتتون، همیشه باشم.
.
.
ترانه، آهنگ: حامیم
تنظیم، پیانو، میکس : علیرضا ریاضی
تصویر : محسن عامری
. کننده : آراد کنسرت، سعید سالافزون
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
510.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری جواد رحمانی✨
عطر می خواد بخره 🦦
𝗔 𝗺𝗼𝗺𝗲𝗻𝘁 𝗳𝗿𝗼𝗺 𝗵𝗶𝘀 𝘄𝗼𝗿𝗹𝗱🤍
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆🪩
𝗣𝗹𝗮𝘀𝗲 𝗳𝗼𝗿𝘄𝗮𝗿𝗱✔️
𝗪𝗲𝗹𝗰𝗼𝗺𝗲 𝘁𝗼 𝗛𝗮𝗮𝗺𝗶𝗺𝘀𝗲𝗰𝗿𝗲𝘁🎧
𝗝𝗼𝗶𝗻: @avahaamim ☁️
⿻های گرلم 🍋🌿↶⋆
⿻فعالیت #اد_مهلا_ادرمان شروع میشه گرل🍋🌿↶⋆
⿻بریم برای فعالیت اکلیلی گرلم🍋🌿↶⋆
⿻قصرمون🍋🌿↶⋆
⿻ https://eitaa.com/avaHAAMiM🍋🌿↶⋆
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:108
Fasl:1
اوین:باشه
حامی:حوصلهام سررفته
اوین:میخوای شب به نفس و فرید بگیم بیاند؟؟
حامی:اره بگو بیاند
اوین:باشه ساعت ۴ بهشون زنگ میزنم
حامی:😉
......
ساعت 16:15
..........
اوین: پس شب منتظرم😉
نفس:باشه گلم مزاحم میشیم
اوین:مزاحم چیه..مراحمی..کاری نداری
نفس:نه خدانگهدار
حامی:اوین من رفتم
اوین:کجا؟؟
حامی:باشگاه
اوین:باشه مراقب خودت باشیا
حامی: چشم ملکه🫶🏻..
حامی کلید ماشین رو برداشت
اوین:یعنی نمیخوای بوسم کنی..😅😐
حامی:😐😃بیا بوست کنم
اوین:اصن قهرم...
حامی:چرا؟
اوین:من نباید بیام خودت باید بیای
حامی:هووف از دیت شما(اروم)
اوین:چیگفتی؟
حامی:هیچی
اوین:ولی یه چیز گفتیا
حامی گونه اوین رو بوسید
-:گفتم قربون خانم لوس چیز مهربونم بشم😀
اوین:لوس خودتی
حامی:من با این سیبیلام لوسم؟😁
اوین:اره..برو دیگه به باشگاه برس..😐🥺
حامی:چرا بغض میکنی..
اوین:اخه دلم واسهات تنگ میشه🥺
حامی:فداتشم زود میام
اوین:قول میدی؟
حامی:اره..
اوین:اگه دیر اومدی چی؟
حامی:نمیدونم
اوین:دعوات میکنم
حامی چشم خدافظ😆
اوین:بخنددددد
حامی:😅😅
2 ساعت بعد
حامی:من اومدممم
اوین:سلاممم
حامی:به به سلام..
اوین:دیر..
حامی:دیر نیومدم
اوین:اومدی
حامی:نه خیر..
اوین:چی پشتت قایم کردی؟؟
حامی:اها..چشماتو ببند
اوین:بسمالله😁
اوین چشم هایش رو بست
حامی:باز کن
اوین:هیننننن..حامیی🥹😭
حامی:قربون ذوقت بشم من اخه
اوین خودشو مثل بچه توی بغل حامی انداخت
حامی :اروم😐🫂
اوین:دستت درد نکنه✨
حامی سر اوین رو بوسید
-:خب من برم حموم شماهم به ذوق کردنت ادامه بده
اوین:نه دوباره میخوای تنهام بزاری؟؟
حامی:خب برم دوش بگیرم
اوین:نخیرم
حامی نکنه تو حموم هم میخوای بیای؟😐😅
اوین:عههههههه
حامی:😆
اوین:5 دقیقه
حامی:چشم
..5 دقیقه بعد
حامی:اوین حولهمو بیااار
اوین:خودت میبردی
حامی:بیار دیگه
اوین:بیاا
حامی:ممنون
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:109
Fasl:1
حامی:پرت نکننن خیس شد
اوین:عیشش
حامی حولشو پوشید و در حموم رو باز کرد و اومد بیرون
دوید سمت اوین و ظرفی که توی حموم پر از اب کرده بود رو به اوین پاشید
اوین:هین حامیمممم
حامی:تا شما باشی حوله رو زوی زمین نندازی
اوین:واقعا که
اوین توی اتاق رفت و در رو بست
حامی:بی جنبه😒
اوین:خودتیییی
حامی دم در اتاق رفت در رو باز کرد
حامی:عشقم
اوین:هااا
حامی:عشقمم
اوین:حامی حرفتو بزن
حامی:چرا لباساتو عوض میکنی
اوین:خیس شدن
حامی: ییا بغلم..
اوین:نمیخوام
حامی:قهری؟
اوین:اره
حامی:چراا
اوین:خب خیسم کردی
حامی:خنک شدی
اوین:ممنون🙄
حامی سمت اوین رفت و دستاشو از پشت دور کمر اوین حلقه کرد
او سرش رو روی شونه اوین گذاشت
اوین:لوس نشو
حامی:مامانی🥹😇
اوین:مامانی؟
حامی:اره..
اوین:عا منظورت
حامی:به زودی که مامان میشی
اوین:نه خیرم
حامی:عه چرا
اوین:خب خودمون دوتا باشیم چی میشه
حامی:خب بچه که میاد زندگی شیرین تر میشه
اوین:تو خودت بچه ای
حامی:کی به کی میگه😁
اوین:🙄
حامی:خب ساعت چنده
اوین:۷
حامی:خب ۸ و اینا فرید میاد
اوین:خب تو هنوز لباس نپوشیدی
حامی:چی بپوشم؟
اوین:کمد رو باز کن میبینی
حامی:عیششش
اوین:تکه کلام منه
حامی:😐
اوین:لباسم خوبه؟
حامی:دارم لباس میپوشم
اوین:بیین منووو
حامی:اره قشنگه..هووف
اوین:اصن باهات قهرم
حامی:چرا؟؟
اوین:شب خوش
حامی:عجب
ساعت ۸
فرید و اینا اومده بودن
و اوین هنوز با حامی قهر بود
حامی سینی چای رو جلوی همه گرفت و رسید به اوین
اوین:نمیخوام
حامی:بردار
اوین:من قهرما باهام حرف نزن
نفس:چرا قهری
اوین:به لباسم نظر نداد
حامی:گفتم که قشنگه
اوین:نمیخواد دیگه