#شعر
#مهدوی
🌸با دستی از شکوفه
🌱در انتظار هستیم
🌸روزی که او بیاید
🌱گویی بهار هستیم
🌸بوی گل و هوا را
🌱آن روز می توان دید
🌸آن روز می توان باز
🌱با جویبار خندید
🌸از راه خواهد آمد
🌱در لحظة پر از گل
🌸ناگاه خواهد آمد
🔹جعفر ابراهیمی (شاهد)
📚کتاب به سوی خورشید، علی رجبی
🌺🌼🌸
https://eitaa.com/aval_e_ebtedaei
#قرآن
#پایه_اوّل_ابتدایی
#پیام_قرآنی
#کاربرگ
#شعر
🔮بسم الله الرحمن الرحیم🔮
🌺🌼🌸
https://eitaa.com/aval_e_ebtedaei
#قرآن
#پایه_اوّل_ابتدایی
#پیام_قرآنی
#کاربرگ
#شعر
🔮بسم الله الرحمن الرحیم🔮
🌺🌼🌸
https://eitaa.com/aval_e_ebtedaei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#فارسی
#نگاره ۱
#پایه_اوّل_ابتدایی
#شعر
🔮 خدای مهربان 🔮
صفحه ۴
🌺🌼🌸
https://eitaa.com/aval_e_ebtedaei
4-انار.mp3
4.08M
#فارسی صفحه ۲۵
#شعر #انار
#مصطفی_رحماندوست
شاعر شعر معروف «صد دانه یاقوت» ضمن بیان خاطره سرایش این شعر مطرح کرد: شعر «صد دانه یاقوت» متعلق به من نیست، بلکه لطف خداوند است. من این شعر را یک روز در جبهه گفتم و فکر نمیکردم تا این حد گُل کند. ما در اوایل جنگ جزو گروه های جنگهای نامنظم شهید چمران بودیم و مجبور شده بودیم 30 ساعت در منطقهای بدون آب و غذا زمینگیر شویم. بعد از اینکه از دید درآمدیم، توانستیم آن منطقه را ترک کنیم. در آن زمان برای ما در یک جعبه نان و ماست آوردند و دو عدد انار هم در آن جعبه بود. من پیش از آنکه چیزی بخورم، یکی از انارها را برداشتم و شکستم و دو دانه آن پرید بیرون و من را به یاد گردنبند مادرم انداخت که از یاقوت بود و گفتم وای چقدر یاقوت، صدتا هزارتا، و از آن منطقه تا زمان رسیدن به قرارگاه من شعر «صد دانه یاقوت» را سرودم.
#کانال_کلاس_اول_ابتدایی
🌺🌼🌸
https://eitaa.com/aval_e_ebtedaei