𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_133
__
گندم:آخیش خداروشکر،هیجا خونه خوده آدم نمیشه.
حامیم: آره،والا.
گندم:اوهوم.
حامیم:میگم گندم من خیلی خوابم میاد شام نمیخورم میرم بخوابم.
گندم:باشه
گندم:لباساتو عوض کردی بنداز تو لباسشویی بشورم اتو کنم بزاریم یادگاری بمونه.
حامیم:اوکی.
حامیم:شبت بخیر.
گندم:شب توهم بخیر♥️.
گندم:حامی رفت خوابید منم لباسام رو عوض کردم و میکاپمو پاک کردم و موهامو باز کردم،نشستم شام خوردم یذره هم کتاب خوندم چشمام سنگین شد رفتم خوابیدم.
(چهار ماه بعد✨)
گندم:دیگه ماه آخر بارداری بودم هنوز سیسمونی نخریده بودیم،خیلی سختم میومد که انتخاب کنیم.
حامیم:گندم یه هفته دیگه بچه بدنیا میاد نه هنوز سیسمونی خریدیم نه اسم انتخاب کردیم.
گندم:ببین حامی ما از اول که دوست شدیم یه قول دادیم.
حامیم:آهان فهمیدم،قول دادیم که بهم برسیم و اسم بچه هامون رو هم انتخاب کرده بودیم،اگر دختر شد میشه پناه
گندم:آفرین،اگر هم پسر شد میشه پندار.
حامیم:آفرین حالا ما بهم رسیدیم و بچه اول مونم دختر پس قرار اسمش پناه باشه.
گندم: آره.
حامیم:خب ترکیب اسم ما دیگه،پس چرا فقط ترکیب اسم تو.
گندم:مثل اینکه یادت رفته؟
حامیم:چی!؟
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_134
__
گندم:گفته بودی که من عاشق توهم دوست دارم دوتا بچه داشته باشم که اسمشون شبیه اسم تو باشه تا هر وقت صداشون کردم به یاد تو باشم.
حامیم:ععععع آفرین من اصلا یادم نبود.
گندم:دیگه این منم.
حامیم:خب.
گندم:هفته بعدی بچه میاد من هنوز قبول نکردم که حاملم😂
حامیم:منم هنوز قبول نکردم که تو حامله ایی منم دارم بابا میشه.
گندم:حامیم فردا بریم تخت و اینجور چیزا رو سفارش بدیم.
حامیم:خب.
گندم:پس فردا هم بریم لباس و اینجور چیزا رو بخریم.
حامیم:خب.
گندم:خب سه روز دیگه باید همه چیزی که خریدیم رو بچینیم تو اتاق بچه باید برای خودمونم لباس بخریم.
حامیم:حله.
گندم:میگم حامی یه جشنم بعد اینکه بچه بدنیا اومد باید بگیریم.
حامیم:رو چشم.
حامیم:گندم هنوز دیزاین و عکاسی برای بیمارستان رو انتخاب نکردیم.
گندم:عوخ خوب شد یادآوری کردی.
حامیم:سه روز مونده بچه بدنیا بیاد هماهنگ میکنیم.
گندم:آره.
حامیم:خب دیگه از فردا خرید و کارای بدنیا اومدن نینی مون رو انجام میدیم.
گندم:هوراععععع.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده: آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_135
__
(فردا صبح ✨)
گندم:بیدار شدم میکاپ کردم و لباس پوشیدم و آماده شدم که بریم خرید قبلش یه صبحونه آماده کردم.
گندم:حامی
گندم:حامی
گندم: عشقم
حامیم:جانم
گندم:بیدارشو صبحونه آماده کردم.
حامیم:باشه.
حامیم:بلند شدم رفتم دست و صورتم رو شستم و لباسامو پوشیدم و رفتم آشپزخانه.
گندم: سلام صبحت بخیر.
حامیم: صبح شما هم بخیر.
گندم:حامی سریع صبحونه بخوریم بریم که کلی کار داریم.
حامیم: باشه.
حامیم:گندم صبحونه ام تموم شد بریم.
گندم: باشه.
حامیم:راه افتادیم رفتیم به سمت سرویس خواب و مبل فروشی.
گندم: میگم حامی بنظرت میتونیم امروز بخریم.
حامیم: آره دیگه بهت چند ماه میگم بیا بریم بخریم نمیای.
گندم:کاش میومدم نمیزاشتم انقدر دیر بشه
حامیم: آره،اشکال نداره حالا هم که دیر نشده فقط باید سری ساک بیمارستان رو ببندیم.
گندم:اوهوم.
حامیم: بفرمایید رسیدیم.
گندم:ممنونم.
حامیم: خواهش میکنم.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_136
__
گندم: رفتیم تو مغازه.
حامیم: سلام
گندم: سلام
👨🏻:سلام به به خوش آمدید آقای صالحی.
حامیم:ممنونم.
گندم: با حامی چند تا مدل دیدیم.
حامیم:خیلی چیزای خوبی بود.
گندم:حامی من از این خوشم اومده
حامیم:آره،قشنگه.
گندم:ببین این تختشه اینم کمدشه چه خوشگلا خدایا.
حامیم:آره،بزرگتر هم بشه میتونه ازشون استفاده کنه رنگش خز نمیشه.
گندم:اوهوم.
حامیم: مطمئنی از همین خوشت اومده؟
گندم:آره.
حامیم:آقا بی زحمت بیاین اینو واسه ما ثبت سفارش کنین.
👨🏻:چشم.
حامیم: ممنونم.
👨🏻:خب از این خوشتون اومده؟
گندم:بله.
حامیم:بله.
👨🏻:خب پس کارای پرداختش رو انجام بدین براتون بسته بندی کنیم تا سه روز دیگه میفرستیم.
گندم:سه روز دیگه؟
👨🏻:بله.
حامیم:بچه من شش روز دیگه بدنیا میاد تا شما بفرستین ما بچینیم خیلی طول میکشه.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_137
__
👨🏻:خب چون ما شما رو دوست داریم از صداتون خوشمون میاد دو روز
گندم:دو روز ما اصلا وقت نداریم
حامیم:آقا من پول بیشتر میدم فقط تا فردا بفرستید.
👨🏻:آقای صالحی نیاز به پول بیشتر نیست،چشم من میگم تا شب بچه ها آماده کنن فردا ساعت چهار بفرستن.
گندم:دستتون دردنکنه.
حامیم:ممنون زحمت کشیدین.
👨🏻: بفرمایید پرداخت کنین.
حامیم:چشم.
گندم:حامی رفت پرداخت کرد و رفتیم سراغ خرید فرش.
حامیم: بفرمایید رسیدیم.
👩🏻: سلام خوش اومدین آفای صالحی و خانم صالحی.
گندم: سلام مرسی.
حامیم: سلام ممنونم.
👩🏻:بفرمایید،اگر طرح مد نظری دارید بگین تا کمک تون کنم.
گندم:یه فرش میخوام زیاد نمیخوام بزرگ باشه کرم رنگ باشه و نازک یه حالت گرد یا بیضی.
👩🏻:خب ما این مدلا رو داریم که خیلی خوبن فضا رو روشن تر و بزرگتر نشون میده خلاصه بگم که بهترین فرش ما اینه و شبیه مشخصاتی که شما میگین.
گندم:ممنونم،دقیقا همونه.
👩🏻: خواهش میکنم.
گندم: حامی خوشت اومد؟
حامیم:آره.
گندم: همینو بگیریم برای کمدو و تخت خوبه؟
حامیم: آره خیلی قشنگ میشه.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده: آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_138
__
حامیم: کجا باید پرداخت کنیم؟
👩🏻: بفرمایید اون طرف
گندم: معذرت میخوام کی میفرستین؟
👩🏻:آدرس بدین تا شب براتون ارسال میکنیم.
گندم:ممنونم.
حامیم:رفتیم پرداخت کردیم.
گندم:حامیم دیگه بریم خونه.
حامیم:آره.
گندم: میگم حالا که وقت داریم بریم لباس بگیریم؟
حامیم: آره بریم.
گندم:حله.
حامیم:راه افتادیم رفتم سمت کوروش مال.
گندم: حامیم کی میرسیم.
حامیم:پنج دقیقه وایسا
گندم:باشه.
حامیم: بفرمایید رسیدیم.
گندم:آخجون،دستت دردنکنه
حامیم: خواهش میکنم 🩷
گندم:دیگه از همینجا برای خودمونم لباس بگیریم.
حامیم: آره،فردا هم میریم کارای عکاس رو انجام میدیم.
گندم: آره.
گندم:دیزاین اتاق بیمارستانم باید هماهنگ کنیم.
حامیم: آره،خوبه حداقل بیمارستان انتخاب کردی برای زایمان.
گندم:آره تنها کار خوبی که کردیم🤦🏻♀️😂
حامیم: آره 😂
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_139
__
(فردا صبح ✨)
گندم:پاشدم دست و صورتم رو شستم و صبحونه آماده کردم و رفتم حامیم رو بیدار کردم.
گندم:حامیم
حامیم:هوم
گندم:حامیم بیدار شو
حامیم:...
گندم:حامیمممممم
حامیم:جانم؟
گندم:حامیم نمیخوای بیدار بشی
حامیم:پنج دقیقه دیگه بخوابم
گندم: باشه فقط پنج دقیقه کلی کار داریم
(پنج دقیقه بعد✨)
گندم:حامییییییی
حامیم: بله
گندم:بیدار شو
حامیم:پنج دقیقه دیگه
گندم:ععع نه دیگه هعیی پنج دقیقه پنج دقیقه زود باش صبحونه بخور.
حامیم: باشه باشه 🤦🏻♂️ چرا عصبانی میشی😂
گندم:آخه اعصابمو خود میکنی دیگه 😂
حامیم: فدات بشم مودی من♥️😂
گندم: خدانکنه😂
حامیم:بلند شدم رفتم دست و صورتم رو شستم و اومدم صبحونه خوردیم.
گندم: خوشمزه هست
حامیم:آره عشقم دستت دردنکنه ♥️🌱
گندم: خواهش میکنم 🩷
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری 🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_140
__
حامیم:گندم پاشو آماده بشو بریم دنبال کارای عکاسی
گندم: باشه
حامیم: حالا میخوای کدوم عکاسی بریم
گندم:همونی که نه ماه هر ماه میریم عکس میاندازیم.
حامیم:چشم.
گندم:بوس بهت♥️🐈
حامیم:گندم رفت آماده بشه منم میز صبحانه رو جمع کردم و ظرف هارو شستم.
گندم:رفتم اتاق خواب یه میکاپ کوچولو کردم و موهامو کرلی کردم و لباس پوشیدم و عطر زدم آماده آماده بودم.
حامیم:گندم
گندم:جانم
حامیم:به به چه خوشگل شدین.
گندم:خجالتم نده دیگه🙊
حامیم:میگم ظرفارو شستم.
گندم:دستت دردنکنه♥️🌱
حامیم: خواهش میکنم🤍
گندم: حالا برو آماده شو من آمادما دیر مون میشه.
حامیم:چشم،الان میرم آماده میشم.
گندم:الهی من فدات بشم 🫀
حامیم:ععع گندم خدانکنه چرا یهویی فدام بشی!
گندم: آخه خیلی بابا خوبی میشی
حامیم:چرا
گندم:چون خیلی مهربون و خوشگلی
حامیم:قربونت برم که انقدر مهربونی، تو مهربونی نه من😂
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️
هدایت شده از 𝗔𝘃𝗮𝗹𝗶𝗻𝗱𝗶𝗱𝗮𝗿👀🤎فور عزل
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💙🌀
#part_141
__
گندم:خدانکنه
حامیم:رفتم موهامو ژل زدم و درست کردم و لباس پوشیدم.
حامیم:گندم من آمادم بریم.
گندم:بریم.
حامیم:راه افتادیم سمت عکاسی
گندم:حامیم رسیدیم همینجاست.
حامیم:وایسا اینجا ماشین رو پارک کنم.
گندم: اوکی.
حامیم: بفرمایید بانو پیاده بشین♥️
گندم:ممنونم🌱
حامیم:رسیدیم و رفتیم تو عکاسی چند تا مدل بهمون نشون دادن.
گندم:بالاخره یه مدل رو انتخاب کردیم و برای اون روز عکاس رزرو کردیم.
حامیم:گندم بریم دنبال دیزاین و دکور؟
گندم:اوکی بریم.
حامیم:راه افتادیم رفتیم سمت دکوراسیون
گندم:رسیدیم و رفتیم وارد مغازه شدیم و چند تا طرح بهمون نشون داد و ما یکیشو انتخاب کردیم.
حامیم: بفرمایید گندم اینم رزرو کردیم.
گندم: ممنونم.
حامیم:همه کارا رو کردیم؟
گندم:آره،ولی گل سفارش ندادیم برای بیمارستان.
حامیم:ععع راست میگی الان میریم سفارش میدیم.
گندم:باشه.
حامیم:راه افتادیم رفتیم سمت یه گل فروشی.
گندم:رسیدیم و گلارو انتخاب کردیم .
حامیم:خیلی گلای قشنگی سفارش دادیم.
گندم:آره،بریم خونه ساعت چهار تخت و کمد و فرش اتاق بچه میرسه امروز باید اتاق رو تکمیل کنیم ساک بیمارستان ببندیم
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💙🌀
هدایت شده از 𝗔𝘃𝗮𝗹𝗶𝗻𝗱𝗶𝗱𝗮𝗿👀🤎فور عزل
𝐀𝐯𝐚𝐥𝐢𝐧 𝐝𝐢𝐝𝐫💘
#part_142
__
حامیم:راست میگی بریم خونه😂
(ساعت چهار بعد ظهر✨)
گندم:تمام وسایل اتاق پناه رسید و شروع کردیم به چیدن
حامیم:به به چقدر وسایلش و اسباب بازیاش قشنگن.
گندم:آره خیلی قشنگن🤏🏻💘
(دو ساعت بعد ✨)
حامیم:وای خدا عجب اتاقش قشنگ شد 🤏🏻🌱
گندم: آره خیلی گوگولی شد،دستت دردنکنه
حامیم: خواهش میکنم.
(پنج روز بعد ✨)
(روز بیمارستان ✨)
گندم: بالاخره اون روزی که آرزوش رو داشتیم رسیده بود خیلی ذوق داشتم تا چند ساعت دیگه قرار بود ثمره عشق مون رو بغل کنم♥️🌀
حامیم:خیلی ذوق داشتم برای اینکه از بچگی آرزوم بود با یکی ازدواج کنم که خیلی خوب باشه و یه بچه دختر داشته باشم که شبیه مامانش باشه♥️🌀
گندم:خیلی استرس دارم حامی
حامیم: استرس نداشته باش،به این فکر کن که قرار یه بچه گوگولی بغل کنی.
گندم: آره.
(سه ساعت بعد✨)
حامیم:گندم رو بردن اتاق عمل و کم کم خانواده هامون اومدن و اتاق رو آماده کردن برای عکاسی و من پشت در اتاق عمل کلی استرس کشیدم.
👩🏻⚕️:همراه خانم عباسی؟!
حامیم:منم بفرمایید امرتون رو بگین
👩🏻⚕️:عمل به خوبی پیش رفت هم بچه و هم مادر بچه سالم هستن.
حامیم:ممنونم،میشه ببینمشون.
👩🏻⚕️: خواهش میکنم،بچه رو میتونین ببینین ولی برای دیدن مادر باید صبر کنین بیارنش تو اتاقشون.
حامیم: ممنونم.
کپی؟فکرشم نکن تو خودت خلاق تری🌚
نویسنده:آنیتا💗🕯️