. کنج خیال .
از همون سال اغتشاشات گفت
بحث نجات هموطنی بود که
مدعیان ازادی و حقوق انسانی میخواستن به خونش حمله ور بشن و اتیشش بزنن
. کنج خیال .
بحث نجات هموطنی بود که مدعیان ازادی و حقوق انسانی میخواستن به خونش حمله ور بشن و اتیشش بزنن
خیلیامون اینو که گفت فکر کردیم حالا حتما اونم بسیجی بوده دیگه عیبی نداره که
ولی صاحب اون خونه یه سلبریتی بود که سکوت کرده بود
. کنج خیال .
صحبتشو با این شروع کرد که کسی نه فیلم بگیره نه صدایی ضبط کنه همه متعجب نگاش کردیم که میخوایم چیکار
میگفت قرار به این شد که ارمان از حوزه که اومد با همون لباس و کوله بیاد اونجا
. کنج خیال .
میگفت قرار به این شد که ارمان از حوزه که اومد با همون لباس و کوله بیاد اونجا
اون ادمایی که قرار بود برن تو اون خونه میبیننش
کولشو که در میارن میفهمن و ...
بقیه حرفاش داشت با جزئیات لحظه های شهادتشو میگفت....
هممون از تعجب پلک نمیزدیم
رسید به اون لحظه که گفت : ارمان رفت
من اونجا صورت اشکی ادمایی رو دیدم که کاملا با فضای راهیان تفاوت داشتن