eitaa logo
آوات
51 دنبال‌کننده
457 عکس
70 ویدیو
10 فایل
و از پس اندوه ها جوانه رویید اینجا برای ماهتاب بگو 👇 https://harfeto.timefriend.net/17341143560527
مشاهده در ایتا
دانلود
پسری عصای دست پدری👬 سال1340به دنیا آمد؛ در شهر آمل و دیار طبرستان. 🌳پدرش کشاورز بود و روزی‌شان از کار کردن روی زمین‌های شالی به‌دست می‌آمد. ✨ماشاالله نورچشمی پدر و مادر بود و احساس مسئولیتی که نسبت به آنها داشت باعث شده بود لحظه‌ای از آنها غافل نشود. 💪ماشاالله هیکل تنومندی داشت و سعی می‌کرد هر روز بعد از مدرسه به کمک پدر برود تا شاید بتواند باری از روی دوش او بردارد. حضور ماشاالله در خانه یعنی دلگرمی برای همه.❤️‍🩹 😌 با اینکه سن و سالی نداشت اما خیال مادر را راحت کرده بود که همسرش دست تنها نمی‌ماند و کسی هست که سایه به سایه حامی‌اش باشد. 📚 ماشاالله برای یاری بیشتر خانواده، تحصیلاتش را تا مقطع ابتدایی ادامه داد و بعد از آن مدرسه را رها کرد. 💰دلش نمی‌خواست پدر به تنهایی نان‌آور خانه باشد و برای جور کردن خرج زندگی بیش از این اذیت شود. برای همین پی کسب روزی رفت و شد عصای دست خانواده.
سایه امن و آرام پیل‌افکن🌥 👮🏻‍♀با شروع جنگ ماشاالله که دیگر به سن جوانی رسیده بود برای خدمت سربازی اقدام کرد. 🇮🇷 او که حفظ حریم کشور و آرامش مردم به رفاه خانواده‌اش ارجحیت داشت راهی جبهه شد و به منطقه عملیاتی رفت. 😇 این دلاور همانطور که در خانه به پدر و مادرش احساس امنیت می‌داد در خط مقدم هم برای همرزمانش همین‌گونه بود. 🫂رزمنده‌ها با حضور ماشاالله حس خوبی داشتند. انگار این جوان 20ساله برای‌شان سایه امنی ایجاد کرده بود. 🌷شهید پیل‌افکن در مدت زمان کوتاهی که در جبهه حضور داشت، در درگیری‌های زیادی شرکت کرد که آخرین‌شان عملیات چزابه بود
در حلقه محاصره دشمن😨 💪ماشاالله علاوه بر زور بازو و قدرت بدنی زیاد، طرح‌های خوبی را برای از پا درآوردن دشمن به‌کار می‌برد. 🌗 در عملیات چزابه چند شبانه روز برای نجات رزمنده‌های تیپ 77خراسان جنگید. 🤨 او آنقدر فرز و زیرک بود که به جای استفاده از مهمات نیروهای خودی از اسلحه‌ها و مهمات ذخیره شده دشمن استفاده کرد تا آنها را به پایان رساند. ⚔او به تنهایی 2روز تمام جلوی دشمن ایستاد تا رزمنده‌ها بتوانند خود را از مهلکه نجات دهند. 😡همین کارش کینه‌ای در دل دشمن انداخت آنقدر که فرمانده‌شان دستور داد او را زنده اسیر کنند. 🌱ماشاالله بعد از چند روز مبارزه خسته و کم‌توان شده بود اما ناامید خیر. 🏕باز هم در کمین دشمن نشسته بود تا شاید بتواند یکی از بعثی‌ها را شکار کند. 😔 بی‌خوابی چند روزه از یک سو، ضعف و گرسنگی از سوی دیگر لحظه‌لحظه از نیروی او کم می‌کرد تا اینکه در حلقه محاصره دشمن افتاد.
دست‌هایی که بریده شد🤲🏻 🥰دیگر رمقی برای ماشاالله نمانده بود با این حال خوشحال بود که همرزمانش نجات پیدا کرده‌اند. 😟 وقتی به‌خود آمد خود را در محاصره دشمن دید. او بود و صدها نفر دشمن بعثی. 😡عراقی‌ها یورش برده و او را از کمینگاهش بیرون کشیدند. این همان کسی بود که چند روز خواب و خوراک را از آنها گرفته بود. 🤬 کینه‌اش را به دل داشتند. خشم خود را با ضرب و شتم بر جسم بی‌توان او نشان دادند. 😱دورش حلقه زدند. اول از همه دست‌های پرتوانش را از بازو بریدند؛ دست‌هایی که عراقی‌ها را به هلاکت رسانده بود. 👀 بعد نوبت به چشم‌هایش رسید. هر دو چشمش را از حلقه بیرون آوردند و سپس با هر چه در دست داشتند دندان‌هایش را شکستند. 😌🤨انتظار داشتند او فریادی بزند و واکنشی نشان دهد. اما ماشاالله هیچ نمی‌گفت. خسته از مقاومت او، پوست سر و صورتش را کندند و دست آخر با شلیک ده‌ها گلوله انتقامشان را از این دلاور گرفتند. 🌷ماشاالله مردانه جنگید و در اسفند‌ماه سال60شجاعانه به شهادت رسید. 😭پیکرش را در گلزار شهدای اسپاهی کلاعلیا به خاک سپردند.‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
موافقید هر هفته یه معرفی شهید داشته باشیم ؟
مملکت ما کمپیل افکن نداشته ها
وطن ما کم شیــــــــر نداشته ها
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفیقِ شفیقم💛