دستهایی که بریده شد🤲🏻
🥰دیگر رمقی برای ماشاالله نمانده بود با این حال خوشحال بود که همرزمانش نجات پیدا کردهاند.
😟 وقتی بهخود آمد خود را در محاصره دشمن دید. او بود و صدها نفر دشمن بعثی.
😡عراقیها یورش برده و او را از کمینگاهش بیرون کشیدند. این همان کسی بود که چند روز خواب و خوراک را از آنها گرفته بود.
🤬 کینهاش را به دل داشتند. خشم خود را با ضرب و شتم بر جسم بیتوان او نشان دادند.
😱دورش حلقه زدند. اول از همه دستهای پرتوانش را از بازو بریدند؛ دستهایی که عراقیها را به هلاکت رسانده بود.
👀 بعد نوبت به چشمهایش رسید.
هر دو چشمش را از حلقه بیرون آوردند و سپس با هر چه در دست داشتند دندانهایش را شکستند.
😌🤨انتظار داشتند او فریادی بزند و واکنشی نشان دهد. اما ماشاالله هیچ نمیگفت. خسته از مقاومت او، پوست سر و صورتش را کندند و دست آخر با شلیک دهها گلوله انتقامشان را از این دلاور گرفتند.
🌷ماشاالله مردانه جنگید و در اسفندماه سال60شجاعانه به شهادت رسید.
😭پیکرش را در گلزار شهدای اسپاهی کلاعلیا به خاک سپردند.
آوات
دستهایی که بریده شد🤲🏻 🥰دیگر رمقی برای ماشاالله نمانده بود با این حال خوشحال بود که همرزمانش نجات
حالا فهمیدید چرا میگیم تو شیر پیل افکنی ؟