#سلام_امام_زمانم🥀
📖 السَّلاَمُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ...
▫️سلام بر مولایی که تنها نشان باقیمانده از دین و حجّت های خداست.
سلام بر او که گنجینه علم الهی است.
📚 صحیفه مهدیه، زیارت پنجم حضرت بقیة الله، ص 631.
#مولایمن
هرچند عرصه ، تنگ است ...
هرچند جان به لب شده ایم ...
هرچند بغضی همواره ،
راه نفس را بسته است ...
هرچند غم ، پنجه در
جان های خسته مان انداخته ...
... اما آمدنتان نزدیک است ...
شما میآیید و صورت آفتابتان تا ابد ما را
بی نیاز میکند ...
... میآیید ...
🔴 به امید دیدن روز ظهور!
روزی که دین و ایمان جانی تازه میگیرد.
محمد آقاتیAzan_Aghati 2.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
#اذان
خدایا تو سکوت مرا بشنو
که صدای غمم نرسد به کسی...
التماس دعا
✍قطع لینه و حشر یهود
کلمه «حشر»، که نام یکی از سورههای مبارکه قرآن کریم است، به معنی بیرون کردن یک جمعیت از یک مکان به صورت دسته جمعی و اجباری است. «لینه» نیز به معنی درخت خرمای خرم و پربار است.
این سوره، روایت ماجرای یهودیان بنیالنضیر است که پس از عهدشکنیشان، رسول خدا(ص) دستور داد که یا از سرزمین ما بیرون شوید، یا آماده جنگ باشید. یهودیان ابتدا پذیرفته بودند که از سرزمین مسلمانان خارج شوند، اما منافقین به سران یهود پیام دادند که «مبادا از این سرزمین بیرون بروید! بمانید و با محمد جنگ کنید، ما هم پای کار شما هستیم»: الم تـرالى الذيـن نـافـقـوا يـقـولون لاخـوانـهـم الذيـن كـفـروا مـن اهـل الكتاب لئن اخرجتم لنخرجن معكم و لا نطيع فيكم احدا ابدا و ان قوتلتم لننصرنكم و اللّه يشهد انهم لكاذبون.
این وعده منافقین، یهودیان را دلگرم کرد و تصمیم گرفتند با سپاه اسلام وارد جنگ شوند. قاصدی نزد رسول خدا(ص) فرستادند و پیغام دادند که «ما از این سرزمین بیرون نمیرویم، هرکاری میخواهی بکن!» پیامبر(ص) به سپاه اسلام دستور عزیمت به سمت قلعههای بنیالنضیر را دادند. امیرالمومنین(ع) بیرق جنگ را برداشته و به راه افتادند. سپاه اسلام قلعه یهودیان را محاصره کرد. منافقین نیز طبق پیشبینی قرآن، به وعده خود عمل نکردند و به کمک یهودیان نیامدند.
پیامبر (ص) دستور داد که رزمندگان اسلام به هر خانهای میرسند، تخریبش کنند. همچنین دستور داد که نخلهای نخلستان بنیالنضیر را قطع کنند. وقتی قطع نخلستان آغاز شد، یهودیان به پیامبر(ص) اعتراض کردند که «ای محمد! تو همواره مردم را از فساد نهی میکردی، این درختان خرما چه گناهی دارند که قطع می شوند؟» اینجا بود که آیه شریفه «ما قطعتم من لينه او تركتموها قائمه على اصولها فباذن الله و ليخزى الفاسقين» نازل شد و روشن ساخت که قطع این درختان، دستور خدای متعال است و هدف از این دستور نیز، خوار ساختن فاسقان است. با اجرای سیاست قطع نخلستان، یهودیان پیام دادند که حاضریم از سرزمین تو بیرون شویم... (المیزان، سوره حشر)
شاید این پرسش در برخی اذهان مطرح شود که مگر خرما و نخلستان چه اهمیتی داشت که دستور قطع نخلها، چنین نتیجه داد؟ باید توجه کرد که در آن عصر، خرما ارزش و اهمیت زیادی در اقتصاد مدینه داشت؛ به نحوی که جای پول را در معاملات می گرفت. بیشتر غذای مردم خرما بود. روی آن معامله می کردند، دستمزدها را با خرما پرداخت میکردند، قرضهایشان را با آن ادا میکردند
امروز به نظر میرسد سپاه اسلام در مواجهه با صهونیستهای اشغالگر قدس، در موقعیت مشابهی قرار دارد. رهبر حکیم انقلاب اسلامی که بیانات و دستورات ایشان را باید ترجمه روز قرآن حکیم و سنت رسول خدا(ص) دانست، فرمودهاند که کشورهای اسلامی باید «شریانهای حیاتی رژیم صهیونیستی» را قطع کنند.
اما پرسش اینجاست که این «شریان حیاتی» که مصداق «نخلستان بنی النضیر» در عصر امروز است، دقیقا چیست؟
با نگاهی دقیق به موقعیت رژیم صهیونیستی میتوان دریافت که این رژیم از لحاظ منابع طبیعی «فقیر» محسوب میشود. این رژیم 92 درصد نفت مصرفی خود را وارد میکند (روزانه 220 هزار بشکه) که از مسیر دریای مدیترانه است؛ 90 درصد غذایش وارداتی است که آن هم از مسیر دریای مدیترانه است. 80 درصد آب شرب اسرائیل نیز از طریق شیرینسازی آب مدیترانه تامین میشود. به طور خلاصه، صهیونیستها 99 درصد اقلام مورد نیاز خود را از طریق مدیترانه وارد میکند. بله! مدیترانه. اتفاقا چند سال پیش، روزنامه تایمز آو اسرائیل دقیقا همین عبارت «شریان حیاتی » (Lifeline) را برای «مدیترانه» به کار برده بود.
امت اسلام امروز تقریبا در همان موقعیتی قرار دارد که خدای متعال در ماجرای بنی النضیر فرموده بود: «ما ظننتم ان يخرجوا»: خیال نمیکردید که خارج شوند. اما عمل به دستور ولایت، بلاتردید همان نتیجه ای را خواهد داشت که پیرو عمل سپاه اسلام به دستور پیامبر(ص) در ماجرای بنیالنضیر پیش آمد. نائب حضرت ولی عصر(عج) فرمودهاند «شریانهای حیاتی رژیم را قطع کنید» و مصداق این شریان حیاتی نیز روشن است: «دریای مدیترانه».
لذا به نظر میرسد طبق سنت الهی، اگر سپاه اسلام استراتژی «قطع لینه» که همان «مسدودسازی مدیترانه» به روی رژیم صهیونیستی است، ماجرای حشر، یعنی خروج دسته جمعی یهویان اشغالگر قدس از سرزمین مسلمانان، اتفاق خواهد افتاد. تجارب گذشته جبهه مقاومت نشان میدهد که توان عملیات روی مدیترانه را دارد: چه روی تجهیزاتی نظیر آب شیرینکنها، و چه کشتیهایی که حامل آذوقه و انرژی به رژیم هستند.
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏞 جنگلهای رویایی گیلان پس از بارش باران رحمت الهی ...❤️
#ایران_زیبا
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💗نگاه خدا💗 قسمت27 عاطی: حالا برو یه ملت پشت سرت هستن - ای وای ببخشید( صورت خوشگلشو بوس
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗نگاه خدا💗
قسمت28
از پارک رفتم بیرون ،سوار ماشین شدم رفتم خونه، حوصله هیچ کاری و نداشتم ،ای کاش مطرح نمیکردم ، نمیدونستم اگه یه روزی بابا رضا بفهمه که دخترش از اعتمادش سوءاستفاده کرده چه حالی میشه
روی تختم دراز کشیده بودم که گوشیم زنگ خورد ،شاهینی بود - بله
شاهینی : خانم رضوی من فکرامو کردم
- (وا چقدر زودم این بشر فکر کرده).
خوب
شاهینی:قبول میکنم
- خیلی ممنونم ،من ادرس حجره پدرمو براتون میفرستم که باهاش صحبت کنین،،، فقط یه خواهشی داشتم چیزی در باره سفر مون نفهمه هااا،
شاهینی : باشه خیالتون راحت ( راحت نیست دیگه)- خیلی ممنونم
تماس که قطع شد،دلشورع عجیبی گرفتم میترسیدم شاهینی یه گندی بزنه ،،پسره بی ادبی نبود ،یه کم خل مشنگ میزد خخخ...
رفتم تو آشپز خونه مشغول غذا درست کردن شدم ،که یه کم از استرسم کم شه
گوشیم زنگ شده نگاه کردم عاطفه است - سلام عاطفه جون
عاطی: سلام به دوست عزیزم - چه خوب شد زنگ زدی داشتم از استرس میمردم
عاطی: بازچی شده - هیچی بابا دیدمت بهت میگم ،خوب شما چه خبر شاهزاده تون خوبه
عاطی: قربونت شکر
سارا میخواستم بگم ما واسه عید میخوایم بریم راهیان نور ،تو هم میای اسمت و بنویسیم؟
- نه عزیزم ،عید میخوایم بریم ترکیه خونه سلما
عاطی: عع چه خوب ،کاره خوبی کردین میخواین برین ،حال و هوات هم عوض میشه - اره،عاطی کی میای ببینمت ،دلم برات تنگ شده
عاطی: قربون دلت برم ،نمیدونم احتمالن هفته بعد میام - باشه منتظرت میمونم
عاطی: سارا جان کاری نداری؟
- نه قربونت برم سلام به شاهزاده برسون
عاطی : چشم ،خدا نگهدار
ساعت ۹ شب بابا اومد خونه ،
- سلام بابا جون خسته نباشین
بابا رضا: سلام بابا - برین لباساتونو عوض کنین تا شامو آماده کنم
بابا رضا: چشم
داشتیم شام میخوردیم که یه دفعه بابا گفت :
سارا جان شاهینی میشناسی ؟ (خشکم زد ، این پسره دیونست،،صبر نکرد لااقل دو روز بگذره ،واسه من داشت طاقچه بالا میزاشت که باید فک کنم، میگن پسر جنبه هیچی رو ندارند راست گفتن)
بابا رضا: چی شدی سارا ،میشناسی؟
- اممممم،اره همکلاسیمه ،چیزی شده؟
بابا رضا : اومده حجره خاستگاری؛
( قلبم داشت میاومد تو دهنم،نکنه بابا فهمیده باشه)
- خوب شما چی گفتین ؟
بابا رضا: ازش خوشم نیومد ،گفتم فعلن قصد ازدواج نداری (گندش بزنند پسره نمیدونم چه دست گلی به آب داده که بابام خوشش نیومد همین اول کاری )
هووممم،کاره خوبی کردین بابا
نفهمیدم چی خوردم ،شامو که خوردیم میزو جمع کردم رفتم تو اتاقم...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸