✨﷽✨
✅مومن هرگز در راه نمی ماند
فرمود به اینکه: در دنیا مومن هرگز در راه نمی ماند، و کافر هرگز به مقصد نمی رسد! درباره مومن در سوره مبارکه طلاق فرمود: (من یتّق الله یجعل له مخرجاً . و یرزقه من حیث لا یحتسب)*، فرمود: هرگز نمی ماند! ما نمی خواهیم روزی مومن را به او بدهیم، ما می خواهیم از راهی که او نمی داند به او روزی بدهیم تا همیشه صدای (یا الله) او قطع نشود! الآن تمام این مار و عقرب ها، عائله خدا هستند؛ خرس های حرام گوشت قطبی و غیر قطبی هم عائله خدا هستند، فرمود: (علی الله رزقها)*، اینها عائله من هستند؛ ما برای همه سهمیه قرار دادیم.
اینکه سعدی می گوید: (از درِ بخشندگی و بنده نوازی / مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا)*، می بینید این مرغ پَر می کشد، می آید از درون آب یک ماهی را می گیرد. او برای لاشخورها روزی معیّن کرده، سهمیه معیّن کرده؛ فرمود: عائله من هستند، حساب و کتابشان با من است؛ کفّار هم اینجور هستند.
امّا فرمود به اینکه: من نمی خواهم مومن را اینجور روزی بدهم! فرمود: (من یتّّق الله یجعل له مخرجاً . و یرزقه من حیث لا یحتسب)؛ او کار خودش را انجام می دهد، منم از راه غیب با او رابطه برقرار می کنم، تامینش می کنم که همیشه چهره اش به غیب باشد، نه به مغازه اش! همیشه بگوید (یا الله)! (و یرزقه من حیث لا یحتسب)، نه من حیث یحتسب! او هم مومنانه زندگی می کند.
امّا در قبال مومن، فرمود: (من اعرض عن ذکری فانّ له معیشه ضنکاً)*، این همیشه در #گرفتاری است، با داشتن مال های فراوان! بیچاره باید با قرص خواب، بخوابد! (من اعرض عن ذکری فانّ له معیشه ضنکاً) نه یعنی فقیر می شود، یعنی بالاخره در فشار است که با قرص خواب دارد زندگی می کند! او کاملاً راحت است، این کاملاً در فشار است؛ این برای زندگی!
سوره طلاق / آیات ۲ و ۳
سوره هود / آیه ۶
دیوان سعدی / غزلیات / شماره ۱
سوره طه / آیه ۱۲۴
📚درس خارج تفسیر قرآن کریم
قم ؛ ۱۳۹۴/۱۲/۱۷
☀️بسم الله الرحمن الرحیم☀️
✨امروز پنجشنبه
11 بهمن 1403 هجرے شمسى🗓
29 رجب 1446 هجری قمرے🗓
30 ژانویه 2025 ميلادى🗓
ذکر روز پنجشنبه
#لااله_الاالله_الملک_الحق_المبین🌷
✨دعای برکت روز:
🍀امام صادق(ع):وقتى صبح دمید بگو:
(الحَمدُللهِ فالِقِ الإِصباحِ، سُبحانَ رَبِّ المَساءِ وَالصَّباحِ، اللّهُمَّ صَبِّح آلَ مُحَمَّدٍ بِبَرَکَةٍ و عافِیَةٍ، و سُرورٍ و قُرَّةِ عَینٍ اللّهُمَّ إنَّکَ تُنَزِّلُ بِاللَّیلِ وَالنَّهارِ ما تَشاءُ، فَأَنزِل عَلَیِّ و عَلى أهلِ بَیتی مِن بَرَکَةِ السَّماواتِ وَالأَرضِ رِزقا حَلالاً طَیِّبا واسِعا تُغنینی بِهِ عَن جَمیعِ خَلقِک)َ.
📘بحار الأنوارج87/ص356
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪَ ألْـفَـرَج🌤
آیه13🌹ازسوره آل عمران 🌹
قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ
به يقين در دو گروهى كه (در جنگ بدر) با هم روبرو شدند، براى شما نشانه (و درس عبرتى) بود. گروهى در راه خدا نبرد مىكردند و گروه ديگر كه كافر بودند (در راه شيطان و هوس خود.) كفّار به چشم خود مسلمانان را دو برابر مىديدند (واين عاملى براى ترس آنان مىشد) و خداوند هر كس را بخواهد به يارى خود تأييد مىكند. همانا در اين امر براى اهل بينش، پند وعبرت است
آیه13🌹ازسوره آل عمران 🌹
قَدْ = به راستی
كانَ=بود
لَكُمْ=برای شما
آيَةٌ=نشانه ای بزرگ ازقدرت خدا
فِي فِئَتَيْنِ=دردوگروهی که
الْتَقَتا =درجنگ بدر با هم روبه رو شدند
فِئَةٌ=گروهی
تُقاتِلُ = می جنگیدند
فِي =در
سَبِيلِ =راه
اللَّهِ=الله
وَ أُخْرى=وگروه دیگری که
كافِرَةٌ =کافر بودند
يَرَوْنَهُمْ = می دیدند آنان را
مِثْلَيْهِمْ=دوبرابر خودشان
رَأْيَ=به دیدن
الْعَيْنِ=باچشم
وَ اللَّهُ=والله
يُؤَيِّدُ=تأييد می کند
بِنَصْرِهِ =به یاری خود
مَنْ =هرکه را
يَشاءُ=خواهد
إِنَّ=همانا
فِي=در
ذلِكَ=اين(کار)
لَعِبْرَةً= البته پندی است
لِأُولِي الْأَبْصارِ= برای صاحبان بینش
#سلام_امام_زمانم🥀
☀️السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِي لَايُطْفَأُ
☀️سلام بر تو ای نور خدا که خاموش نگردد
سلام بر امامی که تمامی نور های عالم از او روشنایی میگیرند و در روز ظهورش دیگر هیچ تاریکی باقی نخواهد ماند..
📚فرازی از زیارت سرداب مقدس
۰┄┅┅┅┅┄❅🥀❅┄┅┅┅┅┄
[🌸🌿]
﷽
۞وَ اصْبِرْ فَاِنَّ اللّهَ لَا يُضِيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنِين۞
صبور باش که خداوند پاداشِ نیکوکاران را تَباه نمیکند.
🔅- هود/115
🌹رفیق
با گوش دلمون به صدای مهربونی خدا توجه کنیم
🌿 بنده ی من
به من ایمان داشته باش ♡
من چیزهایی را میبینم که تو
قادر به دیدن آنها نیستی...
به من اعتماد کن...✋
من همواره از تو مراقبت میکنم.🧡
♡خدایا
↻نگرانی هایم را بہ دست تو میسپارم
اللّهُم اجعَل عَوِاقبَ امُورِنا خَیراً
امیدمن تویی خدا❤️
♡••࿐
🌻 مولانا چه قشنگ دلش گرم بوده به خدا اونجایی که میگه :
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند،
بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند...🌏
🌱🦢🍃🕊🍃🕊🍃🕊
پنجشنبه و ياد درگذشتگان😔
🥀 اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ🙏
التماس دعا
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
🥀پنج شنبه است
یاد کنیم ازگذشتگان😔
🥀كه جايشان هميشه
در كنار ما خالیست😔
🥀برای شادی روح آنها
فاتحه و آیهای از قرآن بخوانیم😔
آوای دღل
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان پیچک💖 قسمت۱۱ به آرومی درو باز کردم و وارد اتاق شدم... حواسم بود از مرزی که دوربین دی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان پیچک💖
قسمت۱۲
آفتاب تازه غروب کرده بود..مامان از نگرانی مدام مسیر اتاق به پذیرایی طی میکرد و بالعکس..زیر لب ذکر میگفت..میترسید.. همین ده دقیقه پیش بود که گفت مطمئنه شوهرش تا حالا رفته خونه و دیده نیست..حتما همسایه های فضول هم بهش راپورت دادن که بل من اومده..الاناست که بیاد اینجا و آبرو برامون نذاره..ولی من با خیال راحت توی آشپزخونه داشتم تدارک شام میدیدم..یه چشمم هم به تاریکی کوچه بود..وقتی رنده پیاز ها تموم شد دیدمش که داره به سمت خونه میاد..توی اون تاریکی چهره اش قابل شناسایی نبود ولی از لنگ زدن پای راستش که هیچوقت هم دلیلشو نگفته بود،فهمیدم خودشه..سیب زمینی های رنده شده که ریختم تو کاسه،چند تا سایه از پشت بهش نزدیک شدن..گوشت چرخکرده اضافه کردم..زدن روی شونش و روشو برگردوند..تخم مرغ شکستم..سیلی خورد..ادویه زدم..مشت خورد..ورز دادم..لگد خورد..مایه کتلت ریختم توی ماهیتابه تا سرخ بشه..هیکل آش و لاشش و انداختن تو ماشین و بردن..لبخندی روی لب هام اومد..هفته ای سه بار توی این کوچه بساط دعوا به راه بود برای همین صدای کتک کاری چیزی نبود که توجه همسایه ها رو جلب کنه..با مامان شامو خوردیم..از نگرانیش کم شده بود ولی نمیتونستم بهش بگم چی شده..احتمالا از اینکه بفهمه دخترش چند تا لات اجیر کرده تا شوهرش ادب کنن خوشحال نشه..من آدم سنگدلی نبودم ولی اون باید تاوان میداد..تاوان غروری که از من با تحقیر جلوی در و همسایه لگد مال کرده بود..تاوان ضربه هایی که به بدن نحیف مادرم زده بود..تاوان اینکه اینهمه سال خون ما رو تو شیشه کرده بود..
صدای اس ام اس گوشی مخفی بلند شد:فردا سر کوچه با تاکسی سمند زردی که رانندش ماسک زده برو شرکت...
🌸🌸🌸🌸🌸