⚫️ سرگردانی ۲۰ هزار ملوان در تنگهٔ هرمز
🔹بیش از ۲۰ هزار ملوان از کشورهای مختلف، اکنون بیش از ۲ ماه است که در آبهای خلیج فارس در کشتیهای خود سرگرداناند.
🔹روزنامهٔ فایننشالتایمز در گزارشی به زندگی عجیب ملوانان سرگردان پرداخته و مینویسد که ملوانان برای فرار از ترس و فشار روانی، آخر هفتهها روی عرشهٔ کشتیهای به گل نشسته کباب راه میاندازند؛ بعضی شبها دور هم جمع میشوند و آواز میخوانند.
🔹با طولانیشدن حبس در دریا، ذخیرهٔ مواد غذایی روی کشتیها درحال اتمام است؛ برخی ملوانان مجبور شدهاند سهمیهٔ غذای روزانهٔ خود را کاهش دهند.
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
#اخبار
🟡 آغاز ثبتنام کلاس اولیها از اول خرداد
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش:
🔸 ثبتنام دانشآموزان پایه اول ابتدایی از اول خرداد آغاز میشود.
🔸 دانشآموزان میانپایه نیازی به ثبتنام مجدد ندارند.
🔸 والدین نگران ثبتنام نباشند، موظفیم تا آخرین نفر، دانشآموزان را در مدارس دولتی ثبتنام کنیم.
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
سیل؛ مهمان ناخوانده اردیبهشت ایران
🔹بررسی آخرین مدلهای هواشناسی که طی دو روز آینده، نوار شمالی، مرکز و شرق کشور با تشدید ناپایداریهای همرفتی، رگبارهای شدید، صاعقه و طوفان گردوخاک مواجه خواهند شد.
🔹فردا یکشنبه ۲۷ اردیبهشت، استانهای آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان شاهد رگبار شدید و تگرگ خواهند بود، در تهران و البرز نیز وزش باد شدید لحظهای و خیزش گردوخاک رخ میدهد.
🔹روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت، طوفان گردوخاک و کاهش شدید دید افقی، استانهای خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و یزد را در بر میگیرد. همزمان، با نفوذ جریانات خنک شمالی به سواحل دریای خزر، دمای هوا در استانهای گیلان، مازندران و گلستان بین ۳ تا ۵ درجه کاهش مییابد.
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
🔴زمینلرزه ای به بزرگی ۴.۵ ریشتر دقایقی پیش گلوگاه در استان مازندران را لرزاند.
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
🌨هم اکنون بارش سنگین برف در محور تکاب_دندی زنجان
به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
♦️ ۵ دسته افراد بیشتر مریض میشوند
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
بازگشایی بورس از سهشنبه
🔹معاون سازمان بورس: مقرر شد بازگشایی بازار سهام، انواع صندوقهای سرمایهگذاری در سهام و مشتقات آنها از روز سهشنبه هفته جاری صورت پذیرد.
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
رئیس دانشگاه علوم پزشکی زنجان با تأکید بر اینکه جوانی جمعیت مستقیماً با امنیت ملی، اقتدار فرهنگی و آینده تمدنی ایران گره خورده است، گفت: صیانت از جمعیت تنها به افزایش نرخ تولد محدود نمیشود و حفظ سلامت جوانان، کاهش سقط عمدی، توسعه درمان ناباروری و حمایت از خانوادهها از مهمترین راهبردهای نظام سلامت در این حوزه است.
خبر تکمیلی....
https://avayeemrooz.ir/3999/
✅به ما بپیوندید در پایگاه خبری#آوای_زنجان👇👇👇
@avayeemrooz
#چراغ_راه؛ روایتهایی از جنسِ زندگی
در تلاطم اخبار جاری و هیاهوی روزمرگی، یافتن سرمشقهایی که رهنمای مسیر باشند، ضرورتی است انکارناپذیر. از این رو، با هدف بهرهگیری از تجربیات موفق و ناموفق، درسهای عبرت انگیز و .....زندگی بخش «چراغ راه» را در رسانه تحلیلی_خبری #آوای_زنجان پایهگذاری کردیم.
اینجا قرار است با داستانهای واقعی از تلاش، عشق و امید همراه شویم؛ روایتهایی از آدمهایی که در سختترین شرایط، با تکیه بر اراده، چراغی در مسیر خود روشن کردند. هدف ما، یافتن جرقهای برای امید و درسی برای قدمهای بعدی شماست.
#داستانها_عبرتها_شکستها_موفقیتها و ...زندگیتان را برای ما بفرستید
ارتباط با ادمین @avaye_emrooz
همراه ما باشید👇👇👇
@avayeemrooz
زیباییِ ناتمام
سلام به مخاطبان #آوای_زنجان
اسمم مجیده.
سالها گذشته، اما هنوز بعضی شبها وقتی چراغهای شهر خاموش میشن و صدای خنده بچهم از اتاقش میاد، یاد فریبا میافتم؛ دختری که فقط چون زیبا نبود، از دستش دادم.
فریبا رو توی دانشگاه دیدم.
دختر آرومی بود، با مانتوهای ساده، موهایی که همیشه زیر شالش قایم میکرد و صورتی که شاید توی نگاه اول، توجه کسی رو جلب نمیکرد. ولی یه چیزی توی چشماش بود… یه آرامش عجیب.
اولین بار وقتی فهمیدم برای پرداخت شهریهاش شبها خیاطی میکنه، نگاهم بهش فرق کرد.
کمکم باهم صمیمی شدیم.
من از همهچی براش حرف میزدم؛ از رویاهایی که داشتم، از مغازه کوچیک پدرم، از اینکه میخواستم یه روزی آدم موفقی بشم.
اونم از سختیهاش میگفت، ولی هیچوقت شکایت نمیکرد.
فریبا عاشقانه دوستم داشت.
اونقدر واقعی که حتی میترسیدم از دستش بدم.
وقتی رابطهمون توی دانشگاه لو رفت، همه میگفتن آخرش ازدواجه.
منم همین فکر رو میکردم.
برای همین یه شب موضوع رو به مادرم گفتم.
هنوز لحنش یادمه.
گفت:
«مجید، تو پسر منی. باید زن خوشگل بگیری. مادرِ بچههای خوشگل. مردم چی میگن؟»
اول خندیدم. فکر کردم شوخیه.
ولی شوخی نبود.
هر بار اسم فریبا میاومد، مادرم یه ایراد تازه پیدا میکرد.
«بینیش خوب نیست.»
«پوستش تیرهست.»
«کنار تو به چشم نمیاد.»
«میخوای بچههاتم همین شکلی بشن؟»
من باید همون موقع جلویش میایستادم.
باید میگفتم آدمها رو با قلبشون میسنجن نه با صورتشون…
اما نگفتم.
کمکم فشارها بیشتر شد.
خواهرم، خالههام، حتی زنهای فامیل شروع کردن به حرف زدن.
هر مهمونی تبدیل شده بود به جلسه انتخاب عروس.
فریبا همهچی رو میفهمید.
از سکوتهام، از عقب کشیدنم، از ترسهام.
یه روز توی حیاط دانشگاه نگام کرد و گفت:
«مجید… تو دیگه مثل قبل نیستی.»
هیچی نگفتم.
فقط سرم رو انداختم پایین.
و همون سکوت، تمومش کرد.
آخرین باری که دیدمش، لبخند زد و گفت:
«یه روز میفهمی زیبایی، چیزی نیست که مادرت دنبالش میگرده.»
بعد رفت.
و من گذاشتم بره.
دو سال بعد، با دختری ازدواج کردم که همه میگفتن خوشگلترین دختر محلهست.
توی عروسیمون همه قربونصدقه چهرهاش میرفتن.
مادرم با غرور کنار مهمونها میایستاد و میگفت:
«عروس باید این باشه.»
اوایل فکر میکردم خوشبختم.
اما زندگی، عکسهای اینستاگرام نبود.
ما حرف مشترکی نداشتیم.
اون فقط دنبال مهمونی و چشم و همچشمی بود، من دنبال آرامش.
کمکم خونهمون سرد شد.
چند سال بعد بچهدار شدیم.
روزی که دکتر گفت پسرمون مشکل جسمی داره و شاید هیچوقت نتونه درست راه بره، دنیا روی سرم خراب شد.
مادرم ساعتها گریه میکرد و زیر لب میگفت:
«چرا قسمت ما این شد…»
اما من فقط به یه جمله فکر میکردم:
«میخوای بچههاتم همین شکلی بشن؟»
اون روز فهمیدم خدا چطور آدمها رو با غرورشون روبهرو میکنه.
پسرم الان ده سالشه.
روی ویلچر میشینه، ولی وقتی میخنده، قشنگترین آدم دنیاست.
اون بهم یاد داد آدمها رو نباید از روی ظاهر قضاوت کرد… درسی که من خیلی دیر فهمیدم.
چند ماه پیش، اتفاقی فریبا رو دیدم.
جلوی مزون بزرگش ایستاده بود.
تابلوی طلاییِ سردر مغازه اسمش رو نوشته بود:
«مزون فریبا»
باورم نمیشد.
همون دختر ساده دانشگاه، حالا یکی از موفقترین زنهای شهر شده بود.
چند تا شاگرد داشت، مشتریها براش صف میکشیدن، و از همه مهمتر… توی چشماش اقتداری بود که قبلاً ندیده بودم.
وقتی منو دید، فقط لبخند زد.
نه کینهای داشت، نه غروری.
فقط آروم بود.
فهمیدم بعضی آدمها بعد از شکستن، قویتر ساخته میشن.
خواستم چیزی بگم… شاید عذرخواهی، شاید حسرت.
اما هیچ کلمهای کافی نبود.
قبل از رفتنم گفت:
«مجید… بعضی آدما دیر میفهمن که آرامش، از زیبایی مهمتره.»
و من تمام راه برگشت، به زندگیای فکر کردم که میتونست مال من باشه.
امروز اگر این داستان رو تعریف میکنم، برای اینه که بگم:
آدمها رو با قلبشون انتخاب کنید، نه با چهرهشون.
زیباییِ صورت، عادت میشه؛
اما زیباییِ اخلاق، تا آخر عمر آرامش میاره.
هیچوقت اجازه ندید نظر مردم، خوشبختیتون رو انتخاب کنه.
چون مردمی که برای ظاهرت دست میزنن، وقتِ درد کشیدنتون کنارتون نمیمونن.
و مهمتر از همه…
گاهی از دست دادن یک آدم خوب، بزرگترین حسرتِ تمام زندگی میشه
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
هر روز در #آوای_زنجان با یک داستان از زندگیهای واقعی مخاطبین همراه شما هستیم👇👇👇
@avayeemrooz
🔸مخاطبان گرامی
🔻این پست پیام هاي تبلیغاتی هستند و محتوای آنها ارتباطی با پایگاه خبری آوای زنجان ندارد👇👇👇
دنبال وام بدون ضامن هستی؟
وام فوری میخوای همون روز پرداخت بشه؟
پول واسه خرید وام نداری؟
وام و میخوای چکی بخری؟
ما بزرگترین مجموعه خرید و فروش انواع #وام در استان #زنجان و بهتون پیشنهاد میکنیم....
تشکیل پرونده رایگان وام برای شما✔️
انجام معاملات در دفتر معتبر ✔️
خرید و فروش آنی✔️
برای اطلاع از آخرین موجودی وام ها و شرایط خرید و فروش حتما عضو کانال ایتا #وام زنجان شوید
https://eitaa.com/vamzanjan
لینک کانال #وام زنجان