1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرین پنج شنبه تیر ماه است
و دلمان براے آنهایے که
دیگر ندارمشان تنگ است...
پنج شنبه است
جاے خالے عزیزان
دوباره احساس میشود...
یادشان کنیم با فاتحه و صلواتے
روحشان شاد🙏
#شب_جمعه
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
﷽ ✨
برای عمل به این آیه، از کجا شروع کنم؟ 🛤️🤔
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ... (۱۱)» 📖
این آیه فقط یک نصیحتِ اخلاقیِ خشک وخالی برای توی کتابها نیست؛ 📚❌ این آیه، پادزهرِ آن زهرِ کشندهای است که به جانِ روابطمان افتاده. 🧪 قصه، قصهی منممنم کردنهای ماست؛ وقتی میرویم روی قلهی توهماتمان میایستیم و بقیه را قدِ مورچه میبینیم. 🐜⛰️ خیال میکنیم تافتهی جدابافتهایم و بقیه، یک مشت هیزمِ تر و بهدردنخور. 🪵 آیه میگوید از این اسبِ چموشِ کبر پیاده شو، وگرنه زمینت میزند! 🐎💥
گام اول؛ با ترازوی شکستهی چشمت، آدمها را وزن نکن. ⚖️👁️❌
آدمی که مدام دیگران را مسخره میکند، مثل طاووسی است که به پرهای خاکیِ بلبل نیشخند میزند. 🦚🐦 نمیداند که به وقتِ سحر، آوازِ همان بلبلِ خاکی، صدتا دمِ رنگارنگِ او را میارزد. 🎶 قرآن میگوید «عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ»؛ یعنی از کجا معلوم؟ شاید آن آدمی که بهخاطر لهجهاش، لباسش یا سادگیاش گوشهی لبت را کج میکنی و به او میخندی، پیشِ خدا گوهری باشد که تو به گردِ پایش هم نرسی. 💎 مسخرهکردنِ دیگران، مثل این است که با یک کلوخِ کثیف، بزنی شیشهی عطرِ کسی را بشکنی؛ 🪨🧴 هم او را میشکنی، هم بوی گندِ تکبرِ خودت همهجا را برمیدارد.
گام دوم؛ مگسِ روی زخم نباش، زنبورِ روی گل باش. 🪰🐝🌸
«وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ» یعنی دنبالِ سوراخسمبههای زندگی مردم نگرد که عیبهایشان را بیرون بکشی. 🔍 چرا ول میکنیم یک دشتِ پر از گل را و مثل مگسِ سمج، یکراست میرویم مینشینیم روی همان یک دانه زخمِ چرکیِ طرف؟ 🩸 آدمی که فقط عیب میبیند، چشمهایش بیمار است، نه آن کسی که عیب دارد. تو اگر راست میگویی، بیلچه بردار و باغچهی پر از علفهرزِ دلِ خودت را وجین کن. 🌱🧹
گام سوم؛ کُندهی نیمسوزِ اسمهای زشت را توی چشمهی آدمها نینداز. 🪵🔥💦
«وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ». اسم بد گذاشتن روی آدمها، مثل مالیدنِ قیرِ داغ به تنِ یک درختِ سبز است؛ 🌲🖤 میچسبد، میسوزاند و جایش تا ابد میماند. به یکی میگویی «دراز»، به یکی میگویی «خِنگ»، به یکی میگویی «چهارچشم». 👓🗣️ این برچسبها مثل پتوهای گرگرفتهای هستند که میاندازی روی سرِ شخصیتِ طرف و خفهاش میکنی. 🛌🔥 قرآن میگوید تو که ادعای مسلمانی داری، این لاتبازیها و برچسبزدنها از تو بعید است («بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ»). کسی که عادت کرده به اسمِ گندِ آدمها را صدا زدن، دهانش بوی مرداب میدهد. 🐸
خلاصه که، این آیه یک آینهی تمامقد جلوی ما میگذارد. 🪞و به ما میگوید که مسلمانی به دولا و راست شدن نیست؛ به این است که زبانت مثل یک چاقوی ضامندارِ زنگزده، روانِ آدمها را خطخطی نکند. 🔪💔
---
خلاصه: 📝✨
۱. قیچیِ نیشخند را غلاف کن: ✂️🚫
توی مهمانی یا محل کار، وقتی کسی تپق میزند، لباسش ساده است یا نظرِ عجیبی میدهد، فوراً پوزخند نزن و چشموابرو نیا. با خودت بگو: «شاید این آدم، از منِ پرادعا پیشِ خدا خیلی عزیزتر باشد.» ظاهر آدمها را مثل پوستِ گردو نبین؛ شاید مغزش از تو پرتر باشد. ُ 🌰
۲. چرخِ چاهِ عیبجویی را متوقف کن: ⚙️🛑
توی جمع نشستهاید و حرفِ کسی میشود؟ تا دیدی دارند عیبهایش را میریزند روی دایره و تو هم قلقلکت آمده که یک چیزی بگویی، ترمزِ زبانت را بکش. مگس نباش که فقط زخمها را پیدا کنی. به جای شخمزدنِ زندگی دیگران، برو یقهِ عیبهای پنهانِ خودت را بگیر. 👕
۳. برچسبهای سمی را از زبانت بکن: 🏷️☠️
توی شوخیهای روزمره، اسمهای تحقیرآمیز و لقبهای مسخره روی رفیق، همسر یا فرزندت نگذار. «کچل»، «چاقالو»، «گیج»... اینها شوخی نیست، اینها کندهی نیمسوزی است که میاندازی توی روانِ طرف. 🪵🔥 آدمها را با زیباترین و محترمانهترین اسمی که دوست دارند صدا بزن تا دهانت بوی گلاب بدهد، نه بوی لجن. 🌹
۴. اگر گند زدی، ماله نکش، مردانه جبران کن: 🛠️🤝
قرآن آخرش میگوید: «وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ». یعنی اگر قبلاً کسی را مسخره کردی یا لقب بدی دادی، نگو «بابا شوخی کردم، چقدر بیجنبهای!». 🤦♂️ برو مثل یک آدمِ بالغ، عذرخواهی کن و آن پتوی گرگرفته را از روی دلِ طرف بردار. جبران نکردنِ دلشکستگی، اوجِ ظلم است. 💔
#استادرنجبر
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
1⃣هر لکه بینی که قبل از شروع پریودی می بینیم که در طول روز قطع میشن و دوباره دیده میشن استحاضه هستند.
2⃣خانمی که زایمان کرده وقتی به تعداد روزهای عادت ماهانه نفاس گذاشت بعد هر لکه یا خونی ببینه استحاضه است
🙇♂چطوری خون استحاضه رو تشخیص بدیم⁉️🤔
❇️ نظر رهبری و آیت الله سیستانی ❇️
سه نوع استحاضه داریم: قلیله، متوسطه و کثیره
❇️نظر آیت الله مکارم ❇️
دو نوع استحاضه داریم: قلیله و کثیره
✅برای تشخیص نوع استحاضه فقط از پنبه باید استفاده کنیم چون دستمال کاغذی سریع خون رو جذب میکنه و نمیشه نوع استحاضه رو تشخیص داد.
🔺چون این مساله خیلی از خانمها و دختر خانمها بهش دچار میشن برای یادگیری بهتر کلیپ میذاریم ان شاءالله که بهتر متوجه بشیم.
#احکام_رویش
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تشخیص نوع استحاضه بر اساس
#نظر_هبری|#احکام_رویش
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تشخیص نوع استحاضه بر اساس نظر
#آیت_الله_مکارم|#احکام_رویش
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」
🍃آوای رویش🍃
🌷 #دختر_شینا – قسمت 101 ✅ فصل نوزدهم 💥 💥 بچه ها داشتند تلویزیون نگاه میکردند. خدیجه مشغول خواندن
🌷 #دختر_شینا – قسمت 102
✅ فصل نوزدهم
💥 فکر کردم پدرشوهرم به خاطر اینکه ستار را پیدا نکرده، اینقدر ناراحت است. تعارفشان کردم بیایند تو اما ته دلم شور میزد.
با خودم گفتم اگر راست میگوید، چطور با برادرم آمده! امین که قایش بود! خبر دارم که قایش بوده. نکند اتفاقی افتاده!
دوباره پرسیدم: « راست میگویید از صمد خبر ندارید؟! حالش خوب است؟! »
پدرشوهرم با اوقاتتلخی گفت: « گفتم که خبر ندارم. خیلی خستهام. جایم را بینداز بخوابم. »
با تعجب پرسیدم: « میخواهید بخوابید؟! هنوز سرشب است. بگذارید شام درست کنم. »
گفت: « گرسنه نیستم. خیلی خوابم میآید. جای من و برادرت را بینداز بخوابیم. »
💥 بچهها داییشان را دوره کرده بودند. احوال شینا را از او پرسیدم. جواب درست و حسابی نداد. توی دلم گفتم: « نکند برای شینا اتفاقی افتاده. »
برادرم را قسم دادم. گفتم: « جان حاجآقا راست بگو، شینا چیزی شده؟! »
💥 امین هم مثل پدرشوهرم کلافه بود، گفت: « به والله طوری نشده، حالش خوب است. میخواهی بروم فردا بیاورمش، خیالت راحت شود؟! »
دیگر چیزی نگفتم و رفتم جای پدرشوهرم را انداختم. او که رفت بخوابد، من هم بچهها را به برادرم سپردم و رفتم خانهی خانم دارابی. جریان را برایش تعریف کردم و گفتم: « میخواهم زنگ بزنم سپاه و از صمد خبری بگیرم. »
💥 خانم دارابی که همیشه با دستودلبازی تلفن را پیشم میگذاشت و خودش از اتاق بیرون میرفت تا من بدون رودربایستی تلفن بزنم، این بار نشست کنار تلفن و گفت: « بگذار من شماره بگیرم. »
نشستم روبهرویش. هی شماره میگرفت و هی قطع میکرد. میگفت: « مشغول است، نمیگیرد. انگار خطها خراب است. »
💥 نیم ساعت نشستم و به شماره گرفتنش نگاه کردم. انگار حواسش جای دیگری بود. زیرلب با خودش حرف میزد. هنوز یکی دو شماره نگرفته، قطع میکرد. گفتم: «اگر نمیگیرد، میروم دوباره میآیم. بچهها پیش برادرم هستند. شامشان را میدهم و برمیگردم..»
برگشتم خانه. برادرم پیش بچهها نبود. رفته بود آن یکی اتاق پیش پدرشوهرم. داشتند با صدای آهسته با هم حرف میزدند، تا مرا دیدند ساکت شدند.
💥 دلشورهام بیشتر شد. گفتم: « چرا نخوابیدید؟! طوری شده؟! تو را به روح ستار، اگر چیزی شده به من هم بگویید. دلم شور میزند.
پدرشوهرم رفت توی جایش دراز کشید و گفت: « نه عروسجان، چیزی نشده. داریم دو سه کلام حرف مردانه میزنیم. تعریف خانوادگی است. چی قرار است بشود. اگر اتفاقی افتاده بود که حتماً به تو هم میگفتیم. »
ادامه دارد...
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♥️✨اربـــــاب جـــــانـــــم
🏴✨مــحــرّم تــمــام شــد
♥️✨تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست
🏴✨این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست
♥️✨از نـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن
🏴✨همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست
♥️✨حالا دیگه ماییم و دلای حیرون اربعین
🏴✨آقـا جـان مـارو هـم مـیـبـری؟
♥️✨آرزو مـه راهـی مـشـایـه شـم
#اربعین
#صفر
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج 🌤
#رویش_باورها
┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈
لینککانالِآوایرویش↓
「➛@AvayeRoyesh 」