eitaa logo
🍃آوای رویش🍃
301 دنبال‌کننده
851 عکس
909 ویدیو
2 فایل
با سلام #آوای_رویش وابسته به حوزه علمیه فاطمیه بیاض یه دورهمی دوستانه هست برای اینکه بیشتر بخوانیم تا بیشتر بدانیم... راه ارتباط @Yass22 لینک پیام ناشناس https://punz.ir/message/09ZwJdx لینک کانال https://eitaa.com/AvayeRoyesh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
97.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا تنها آرزویی بود که بعد از برآورده شدنش دوباره آرزو کردم
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه فیش غذای حضرتی، بین کتاب دعا گذاشته تا ببینه روزی کدوم یک از زائرا میشه ... 🙏
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد. ‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
🍃آوای رویش🍃
#رمان #ناحله #قسمت_شصت_و_دوم محمد: از حموم اومدم بیرون و مشغول سشوار کردن موهام بودم داد زدم _ری
شب قدر بود مامانم حال وروزم وکه میدید هرکاری که میخواستم رو انجام میداد.هنوز کامل نا امید نشده بودم میخواستم بازم تلاش کنم.هنوز که ازدواج نکرده بود..مامانم راضی شده بودبریم هیات لباس مشکیام وتنم کردم.روسری مشکیم و سرم کردم وبا مدل قشنگی بستمش.تمام موهام رو داخل ریخته بودم.در کمد رو باز کردم،ازته کمدم چادر ‌تا شدم رو برداشتم.از اخرین دفعه ای که رفته بودیم مشهدسرش نکرده بودم.گذاشتمش رو سرم و تنظیمش کردم. ازاینکه داشتم شبیه به دخترایی میشدم که محمدازشون خوشش میومدخوشحال بودم.با اینکه زیر چشام‌گودافتاده بود و صورتم لاغرشده بودهیچی به صورتم نزدم ساعتم و دستم کردم ورفتم پایین مامان تاچشمش بهم خوردیه لبخند ملیح صورتش روپرکرد خوشحال شده بود بدون حرف نشستم تو ماشین رفتیم سمت هیئت حتی وقتی که یه درصد احتمال میدادم باشه وببینمش از شدت هیجان دستام میلرزید.الان خیلی بیشتر از همیشه دوستش داشتم. رفتار ریحانه روالگوم قرار دادم و تصمیم گرفتم مثل اون آروم وشمرده حرف بزنم ورفتارکنم جایی ونگاه نکنم سربه زیرومتین باشم.وقتی رسیدیم یه بسم الله گفتم و پیاده شدم.سرم‌ رو هم طرف مردانچرخوندم.مامانم ماشین وپارک کرد و باهام هم قدم شد.دنبال چندتا خانوم رفتیم واز در پشتی حسینیه ک واسه عبور خانوما بودداخل شدیم حسینیه نه خیلی بزرگ بود نه خیلی کوچیک یخورده جلوتر رفتم تاریحانه رو پیداکنم وقتی پیداش نکردم ناچار یه گوشه نشستم.گوشیم و برداشتم وشمارشو گرفتم بعد چندتا بوق جواب داد: +سلام جانم؟ _سلام کجایی؟ +آشپزخونه حسینیه. توکجایی؟چرا افطاری نیومدی؟ _منم هیاتم.هیچی دیگه دیر شد. +یخورده زودتر میومدی میرسیدی خب بیا پیشم داریم ظرفا روجمع میکنیم. _باشه فعلا. به مادرم گفتم وازجام بلندشدم یخورده ک گشتم بیرون محوطه آشپزخونه روپیدا کردم از شانس بد من چندتا مرد نزدیک در آشپزخونه ایستاده بودن سعی کردم با خودم تمرین کنم ویادم بیارم ریحانه چطور جلوی چادرش رو نگه میداشت یه اخم رو پیشونیم نشوندم سرم رو صاف کردم،جلوی چادرم روبستم و بدون نگاه کردن به اطراف مسقیم رفتم آشپزخونه.ریحانه تا چشمش بهم خوردبا دستای کفیش بهم نزدیک شد و منو بوسیدوگفت: +وای چه ماه شدی تو! جوابش رو با یه لبخندگرم دادم عادت کرده بودن به کم حرفیم حس میکردم آزارشون میده ولی نمیتونستم کاری کنم داخل آشپزخونه چندتاخانوم ایستاده بودن و مشغول ظرف شستن ریحانه دستم رو گرفت و گفت: +بیا عزیزم اگه دوست داری کمکمون کن اگه هم نه که یه گوشه جاپیدا کن بشین تاکارم تموم شه‌ چیزی نگفتم مثل خودش آستینام رو دادم‌بالا.خواستم یه ظرف بردارم که گوشی ریحانه زنگ خورد ریحانه که دستش کفی بود گفت گوشی و بزارم دم گوشش چیزی نفهمیدم از صحبتش که یهو گفت: +عه باشه سرش روکه بردعقب گفتم:چیشد؟ +فاطمه جونم دوربین محمددستم بود پیداش نکردم با خودم‌آوردم اینجا میشه یک دقیقه ببری بهش بدی؟ تا اسم محمد اومددوباره تپش قلب گرفتم. مکثم رو که دید گفت: +ول کن دستم ومیشورم میبرم خودم. قبل اینکه شیر آب رو باز کنه گفتم :کجاست دوربین؟به یه نقطه ای خیره شدرد نگاهش روگرفتم رفتم طرف صندلی ای که کیف دوربین روش بودآستینامو دوباره دادم پایین.برداشتمش یه نفس عمیق کشیدم تا قلبم آروم شه جلوی چادرمو محکم گرفتم در رو باز کردم و چند قدم جلو رفتم.خیلی جدی چپ وراستم‌ رو نگاه میکردم تا پیداش کنم یخورده جلوتر که رفتم دیدم یکی به حالت دو داره میاد سمت آشپزخونه دقت که کردم متوجه شدم محمده قلبم به شدت خودشو به قفسه سینم میکوبید سرم و انداختم پایین و صبر کردم نزدیک شه.یه دور دیگه تو ذهنم مرور کردم چجوری باید حرف بزنم.سرم و اوردم بالا و دیدم بافاصله تقریبازیادی ازکنارم ردشدوبه سمت درآشپزخونه تغییرمسیرداد وقتی ایستادرفتم پشت سرش با فاصله ایستادم.سعی کردم لرزش صدام روکنترل کنم،آروم گفتم: _آقای دهقان فرد! با شنیدن فامیلیش سریع برگشت عقب یه چند ثانیه مکث کرد .حدس زدم‌ اول منو نشناخته یاشایدانتظار نداشت منو با این چهره ببینه.وقتی چشام به چشمش خورد تو یه لحظه تمام قول وقرارایی که باخودم بسته بودم پاک از ذهنم رفت. سرش و که انداخت پایین تازه یادم‌افتاد نباید فرصتای آخرم رو اینطوری هدر بدم. اخم کردم ونگاهم و از صورتش برداشتم.ته کیف روگرفتم طرفش تابه راحتی بتونه دستَشو بگیره بدون اینکه اجازه حرف زدن بهش بدم با یه لحن محکمی که نفهمیدم تو اون موقعیت ازکجا پیداش شد گفتم: _ ریحانه دستش بندبود دوباره سرش و آورد بالا چون نگاهم رو به کیف دوخته بودم نفهمیدم حالت چهره اش چجوری بودوقتی دیدم کیف رونمیگیره سرم و بالا آوردم وبا غرور ساختگیم بهش نگاه کردم کیف وبرداشت ورفت منم دیگه نموندم و دوباره رفتم توآشپزخونه. ادامه دارد.. نویسندگان: و
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖤 جمعه است... اما این جمعه، دلِ امام زمان(عج) داغدار است. امروز، سالروز شهادت پدر بزرگوارتان، امام حسن عسکری علیه‌السلام است؛ و چه خوب که در چنین روزی، سلاممان را به فرزندی برسانیم که ادامه‌دهنده راه اوست: اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ، عَظَّمَ اللَّهُ لَكَ الْأَجْرَ فِي مُصَابِ أَبِيكَ. آقاجان... امروز در سوگ پدرتان، ما هم آمده‌ایم تا بگوییم: ما را در غم خود شریک بدانید و دعا کنید راهی را برویم که پدرتان از ما می‌خواست. خداوندا، به حق امام حسن عسکری(ع)، دل امام زمانمان را به فرج شاد و ما را از یاران واقعی‌اش قرار بده. 🤲 اَللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. 🖤 ‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ🌸 📌کارهایی که عمر را زیاد می کند: 🚨البته راههای افزایش طول عمر منحصر در موارد ذیل نیست و آنچه بیان خواهد شد مشتی از خروار است. ❶ «نیکی به والدین و صله‌رحم» پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند : ای فرزند آدم! به پدر و مادرت نیکی کن و صله‌رحم داشته باش تا خداوند، کارت را آسان و عمرت را طولانی بگرداند. پروردگارت را فرمان ببر تا خردمند به شمار آیی و از او نافرمانی نکن که نادان شمرده می‌شوی. 📚الفردوس، جلد ۵ ، صفحه ۲۸۲ ❷🔺 «خوش خویی و حسن خلق» امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید : نیکوکاری و خوش اخلاقی، خانه‌ها را آباد و عمرها را طولانی می‌کنند. 📚کافی، جلد۲ ، صفحه ۱۰۰ ❸🔺 «زیارت امام حسین علیه السلام» در این باره امام صادق(ع) فرموده است: زیارت امام حسین(علیه‌السلام) را رها نکن و دوستان خود را هم به آن سفارش کن که در این صورت، خداوند عمرت را طولانی و روزی‌ات را زیاد می‌کند و زندگی‌ات را همراه با سعادت می‌کند و جز سعادتمند نمی‌میری و نام تو را در شمار سعادتمندان، ثبت می‌کند. 📚کامل الزیارات، صفحه ۲۸۶ ❹🔺 «نیکی به خانواده» امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید : هر کس به شایستگی در حق خانواده‌اش نیکی کند، خداوند بر عمرش می‌افزاید. 📚کافی، جلد ۸ ، ص۲۱۹ ❺🔺 «شاد کردن والدین» امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید : اگر دوست داری که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد و مسرور کن. 📚بحارالانوار، جلد ۷۴ ، ص۸۱ ❻🔺 «شستن دست پیش و پس از غذا خوردن» امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید : دست‌هایتان را قبل و بعد از غذا خوردن بشوئید، که فقر را می‌برد و بر عمر می‌افزاید. 📚محاسن، جلد ۲، صفحه ۲۰۲ ❼🔺 «صدقه دادن» صدقه شامل دادن واجبات و مستحبات مالی از سوی شخص است و اختصاص به زکات و خمس ندارد. هر کسی به هر میزان که صدقه به ویژه به سائل و محروم دهد، از برکات آن بهره‌مند خواهد شد که از جمله آنها افزایش عمر است. امام باقر (علیه‌السلام) فرمود : کار خیر و صدقه، فقر را می‌برد، بر عمر می‌افزاید و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می‌کند. 📚ثواب الاعمال، صفحه ۱۴۱ ❽🔺 ‌«وضو گرفتن» طهارت بدنی: پیامبر(ص) می‌فرماید : وضو زیاد بگیر تا خداوند، عمرت را زیاد کند. 📚امالی مفید، صفحه ۶۵، حدیث ۵ ❾🔺 «گرفتن ناخن در روز جمعه» پیامبر (ص) می‌فرماید : هر کس در روز جمعه ناخن‌هایش را کوتاه کند، عمر و مالش زیاد می‌شود. 📚جامع‌الاخبار، صفحه ۳۳۳ ❿🔺 «اعمال سه‌گانه» امام صادق(ع) می‌فرماید: سه چیز است که اگر مؤمن از آنها مطلع شود، باعث طول عمر و دوام بهره‌مندی او از نعمت‌ها می‌شود: 🔻طول دادن رکوع و سجده ، 🔻زیاد نشستن بر سر سفره‌ای که در آن دیگران را اطعام می‌کند 🔻و خوش رفتاری‌اش با خانواده. 📚کافی، جلد ۴ ، ص۴۹ ‌ ‌┈┄┅═✾✧ااا❁ااا✧✾═┅┄┈ لینک‌کانال‌ِآوای‌رویش↓ 「➛@AvayeRoyesh 」
🌤️🌿 سلام به صبحِ جمعه جمعه یعنی کمی بیشتر کنار خانواده ماندن، چای را با حوصله نوشیدن، خندیدن به حرف‌های ساده و ساختن خاطره‌هایی که قیمت ندارند. ☕️❤️ الهی امروز خانه‌هاتون پر از صدای خنده و دلتون پر از آرامش باشه. 🌸 صبح جمعه‌تون شیرین و تعطیلاتتون گلباران 🌷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️شغل عجیب یک زن در فارس؛ کمک‌رسان چوپان‌ها در دل طبیعت 🔹یکی از عجیب‌ترین، ترسناک‌ترین و هیجان انگیزترین مشاغل در ایران مربوط به این خانم است که در استان فارس زندگی می‌کند و به چوپان‌ها کمک می‌کند. 🙄😐