هدایت شده از مَهدیآ ؛
دلتنگی شبیه یه دردِ پنهون خیلی عمیقه ، تو جمعیت ، حرف میزنی و میخندی و . .
به روزمرگیت میرسی اما نهایتا به محضِ اینکه تنهاشی دستتو میگیری به اولین ستون و تکیه میدی بهش و چشماتو از درد فشار میدی ؛ از درد خم میشی ؛
دلتنگی شبیه زخمیه كه برشش رویِ انگشتات به یه سانتم نمیرسه ، اما عمقش تا مغز استخونته . . 💔