eitaa logo
آیه گرافـی 🇵🇸
9.6هزار دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
20.9هزار ویدیو
283 فایل
﷽ آشتی با قرآن به سبک »آیه گرافی« تفسیر مختصر برخی آیات شاخص قرآن و احادیث ناب 🍃قرآن را جهانی معرفی کنیم! تبلیغات‌ ارزان با بازدهی عالی :👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1735000081Ce431fec0ab 💞حضور شما مایه دلگرمی ماست😊
مشاهده در ایتا
دانلود
7.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽اسلام علیه‌السلام طعنی بر مدعیان خلافت 👈اسلام امیرالمومنین علیه السلام در •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
▫️تقویم ورق میخورد نوبت به تاجگذاری ماه ذی الحجه می رسد و ماه ذی الحجه منتظر تو است و ما منتظر وارث غدیر میمانیم... 💐 مبلغ غدیر مهدوی باشیم.... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹امام رضا علیه السلام فرمودند: 🔸غدیر روز چشم‌پوشی (خدا) از شیعیان گنهکار امیرالمومنین علیه‌السلام است 🔸و روز مسابقه (و پیشی گرفتن از یکدیگر به سوی بهشت) است 🔸و روزی است که باید زیاد بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود. 📚 اقبال الاعمال ج۲ ص۲۶۰ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✍جانين (شاعر آلمانی): علی (عليه‌السلام) را جز آن که دوست بداريم و شيفته او باشيم چاره‌ای نداريم؛ زيرا جوان شريف و بزرگواری بود، وجدان پاکی داشت که از مهربانی و نيکی لبريز بود، و قلبش مملو از ياری و فداکاری بود، و از شير شرزه شجاع تر بود، ولی شجاعتی ممزوج با رقت، لطف، دلسوزی، مهر و عاطفه... ❤️ 💐 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
CQACAgQAAx0CVc35HwABAQ3wZnm9Q3NvuOW9G0F0lVLa6idYcrEAAogSAALymslTEmyU7aHxJbQ1BA.mp3
1.67M
❤️مولای ما 🎙سید حمیدرضا برقعی 💐 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📖 السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ... سلام بر تو...❤️ ای فرزند امامان هدایتگر، سلام بر تو و بر روزی که واژه واژه، هدایت را معنی می‌کنی برای قلب‌های تشنه هدایت... 📚 صحیفه مهدیه، ص۶۱۰ اللهم عجل لولیک الفرج🌤 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
💫دهقان و پیرمرد 🕊دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! در راه با پرودرگار سخن می گفت: ( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای ) در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت! او با ناراحتی گفت: من تو را کی گفتم ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز! آن گره را چون نیارستی گشود این گره بگشودنت دیگر چه بود؟ نشست تا گندمها را از زمین جمع کند، در کمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند! ندا آمد که: ✨تو مبین اندر درختی یا به چاه ✨تو مرا بین که منم مفتاح راه •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند در روزيكه براى دعا جمع شدند تنها يك پسربچه با خود چتر داشت 🌹 این یعنی "ایمان... كودك يك ساله اى را تصور كنيد زمانيكه شما اورابه هوا پرت ميكنيد او ميخندد زيرا ميداند اورا خواهيد گرفت اين يعنى "اعتماد... هر شب ما به رختخواب ميرويم ما هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برميخيزيم با اين حال هر شب ساعت را براى فرداكوك ميكنيم اين يعنى "اميد... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🌹یک حدیث یک درس🌹 ❣ امام رضا (عليه السلام) : 👌 بهترین ثروت و ذخیره انسان صدقه ای است که در راه خدا می دهد 📗 مسندالامام رضا علیه السلام، ج2، ص208 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
😍 چه انیمیشن عالیییییی 😍😍 مرحبا به سازنده اش 👏👏 -برای-سربلندی-ایران-خواهیم-آمد •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
مردی که بر قبر شیخ گریست!⚰ يكى از فرزندان مرحوم (شيخ مرتضى انصارى) به واسطه نقل مى كند كه: مردى روى قبر شيخ افتاده بود وبا شدت گريه مى كرد. وقتى علت گريه اش را پرسيدند، گفت جماعتى مرا وادار كردند به اينكه شيخ را به قتل برسانم من شمشيرم را برداشته نيمه شب به منزل شيخ رفتم. وقتى وارد اتاق شيخ شدم ديدم روى سجاده در حال نماز است، چون نشست من دستم را با شمشير بلند كردم كه بزنم در همان حال دستم بى حركت ماند وخودم هم قادر به حركت نبودم به همان حال ماندم تا او از نماز فارغ شد بدون آنكه بطرف من برگردد گفت: خداوند چه كرده‌ام كه فلان كس را فرستاده اند كه مرا بكشد (اسم مرا برد). خدايا من آنها را بخشيدم تو هم آنها را ببخش. آن وقت من التماس كردم، عرض كردم: آقا مرا ببخشيد، فرمود: آهسته حرف بزن كسى نفهمد برو خانه ات صبح نزد من بيا. من رفتم تا صبح شد همه اش در فكر بودم كه بروم يا نروم واگر نروم چه خواهد شد بالاخره بخودم جراءت داده رفتم. ديدم مردم در مسجد دور او را گرفته اند، رفتم جلو وسلام كردم، مخفيانه كيسه پولى به من داد و فرمود: برو با اين پول كاسبى كن. من آن پول را آورده سرمايه خود قرار دادم وكاسبى كردم كه از بركت آن پول امروز يكى از تجار بازار شدم وهر چه دارم از بركت صاحب اين قبر دارم. 📜داستانهایی از مقامات مردان خدا •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•