eitaa logo
آیھ‌ ؛
1هزار دنبال‌کننده
291 عکس
29 ویدیو
3 فایل
- وصل نمی‌شود دگر، این صدهزار و یک ترک. کپی؟ خیر؛ فوروارد لطفا.
مشاهده در ایتا
دانلود
از شلوغی متنفرم تا ابد.
با اینکه میدونم بازم نامه‌هام بی‌جواب می‌مونه، اما اونقدر دل‌تنگ شده‌م که می‌گم: اینبار هم من می‌نویسم و تو لطف کن و فقط بخون! همین. خوشبختانه یا بدبختانه اونقدر برات گفته‌م که نمی‌دونم حالا باید از چی بگم‌. حال و احوالم که مثل همیشه تعریفی نداره، مامان جون می‌گه مریض شده‌م و از من قطع امید کرده‌ن، منکه منظورش رو درست نمی‌فهمم اما انگاری اوضاع زیادی خرابه. از اینا که بگذریم برات خبرایِ خوشی دارم، اولینش اینه‌که دیگه پرخوری نمی‌کنم و میلی به غذا خوردن ندارم و از این به بعد نمیتونی لقبِ شکمو رو به من نسبت بدی، البته اگه اصلا بخوای که بیای که بتونی نسبتی به من بدی .. اینارو بیخیال، خبر خوش بعدی اینه‌که دیگه شلوغ بازی نمی‌کنم و دختری ساکت و آروم شده‌م و مثل بابابزرگ با هیچ احدالناسی هم حرف نمی‌زنم، دقیقا شبیه همون دختری که همیشه می‌خواستی باشم و نبودم، مگه‌نه؟ راستی یادم رفت‌ بگم که دیگه نقاشی نمی‌کشم، موهام‌و بلند نگه نمی‌دارم و غیبت و خاله بازی و پوشیدن چادر های رنگی رو هم کنار گذاشته‌م. جانِ من، می‌بینی چه دختر خوبی شده‌م؟ حالا دیگه هیچ احساسی توو من زنده نیست، جز دلتنگی. دلتنگم و دلِ احمقِ بیچاره‌م مدام هوای تو رو تو سرش داره، اگر‌ چه که می‌دونه نه مرام و معرفت سرت می‌شه و نه عشقِ وعلاقه و مهر . . آرامِ جان و قرارِ دلِ بی‌قرار و خسته‌ام، بیا و قول بده اینبار جوابِ نامه‌م رو می‌فرستی و می‌گی: «دوستم داری و همیشه به من فکر می‌کنی.» حتی به دروغ‌. تا منِ احمقِ اَبله نامه‌ت رو بوسه بارون کنم و بیشتر از قبل برات جون بدم، قول بده‌ ..
- زِ کم محلیِ معشوق زار باید زد.
4_5951858673981592524.ogg
زمان: حجم: 503.1K
می‌شه عکسامونُ پاک نکنی؟
هدایت شده از اَفگار ؛
خب نه جدی جدی فضایِ مجازیو باید مچاله کرد انداختش توی پلاستیک زباله‌ی مشکی و بعدشم پرتش کرد تویِ سطل آشغال. مرده شور خودشو آدمای رو مخشو ببرن.[همشون‌نه].
دردم رو توضیح دادم و بیا .. دوباره دردم گرفت.
‏جواب "دلم برات تنگ شده" هرچی باشه "منم" نیست. نه که جواب خوبی نباشه، یجورایی دروغه. دلتنگی رو نمی‌شه حبس کرد، کنترل کرد و منتظر موند تا کسی بگه، بعد یادت بیفته که " آره منم همینطور".
[تو همدردی یا تو هم‌دردی؟!]
_
بعضی وقتام هست، متنای روانشناسی زیادی می‌خونی، انگیزه زیادی می‌گیری، یاد می‌گیری به‌جا محبت کنی، به هرکسی اعتماد نکنی، نقطه ضعفتو به کسی نشون ندی، از‌ کسی انتظار نداشته باشی، ساده بگم، یاد میگیری قوی باشی، ولی همیشه یه شخصی هست گند می‌زنه به هرچی تصور راجب خودت داشتی، همونیو میگم که هرچقدرم سعی کنی باهاش معمولی رفتار کنی نمی‌تونی، همونی که حتی اگه فحشتم بده لال می‌شی با عشق نگاش می‌کنی، همونی که اسمش میاد از خود بیخود می‌شی، همونی که حاظری واسه یه لحظه از دور دیدنش کل لحظه های عمرتو بدی، فک کنم تا الان فهمیده باشی کیو می‌گم، تو این تکست بر خلاف تکستای دیگه نمی‌تونم بهت امید بدم چون این یک نفرو تا آخرِ عمرت نمی‌شه کاریش کنی. متاسفم، اون تو قلبته، واسه در آوردنش باید بمیری ..