سوره مؤمنون بیست و سومین سوره و از سورههای مکی قرآن است که در جزء ۱۸ قرآن جای دارد.
این سوره به دلیل اشاره به ۱۵ صفت از صفات مؤمنان، مؤمنون نامیده شده است.
رویگردانی از کار و سخن بیهوده، پیشتاز بودن در کارهای خیر، اشاره به داستان حضرت موسی(ع) و حضرت نوح(ع)، خلقت انسان و معاد از مباحث این سوره است.
@ayehsobh
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ»
قطعاً مؤمنان رستگار شدند؛
(سوره مبارکه مؤمنون، آیه ۱)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
تفسیر:
انتخاب نام مؤمنون، براى این سوره به خاطر آیات آغاز این سوره است که ویژگى هاى مؤمنان را در عباراتى کوتاه، زنده و پر محتوا تشریح مى کند، و جالب این که نخست، به سرنوشت لذتبخش و پر افتخار مؤمنان ـ پیش از بیان صفات آنها ـ اشاره مى نماید تا شعلههاى شوق و عشق را در دلها براى رسیدن به این افتخار بزرگ زنده کند.
مى فرماید: مؤمنان رستگار شدند، و به هدف نهائى خود در تمام ابعاد رسیدند (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ).
🌺🌺🌺
افلح از ماده فلح و فلاح در اصل، به معنى شکافتن و بریدن است. سپس، به هر نوع پیروزى و رسیدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است.
در حقیقت، افراد پیروزمند، رستگار و خوشبخت، موانع را از سر راه بر مى دارند و راه خود را به سوى مقصد مى شکافند و پیش مى روند.
البته فلاح و رستگارى، معنى وسیعى دارد که هم پیروزى هاى مادى را شامل مى شود، و هم معنوى را، و در مورد مؤمنان هر دو بعد منظور است.
پیروزى و رستگارى دنیوى، در آن است که انسان آزاد، سربلند، عزیز و بى نیاز زندگى کند و این امور، جز در سایه ایمان امکان پذیر نیست، و رستگارى آخرت در این است که در جوار رحمت پروردگار، در میان نعمت هاى جاویدان، در کنار دوستان شایسته و پاک، و در کمال عزت و سربلندى به سر برد.
راغب در مفردات ضمن تشریح این معنى، مى گوید: فلاح دنیوى در سه چیز خلاصه مى شود: بقاء و غنا و عزت، و فلاح اخروى در چهار چیز: بقاى بدون فنا، بى نیازى بدون فقر، عزت بدون ذلت، و علم خالى از جهل .
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۱ سوره مبارکه مؤمنون)
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»
آنها که در نمازشان خشوع دارند؛
(سوره مبارکه مؤمنون، آیه ۲)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
تفسیر:
آن گاه به بیان این صفات پرداخته و قبل از هر چیز انگشت روى نماز مى گذارد، مى گوید: آنها کسانى هستند که در نمازشان خاشعند (الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ).
خاشعون از ماده خشوع، به معنى حالت تواضع و ادب جسمى و روحى است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمى در انسان پیدا مى شود و آثارش در بدن ظاهر مى گردد.
در اینجا قرآن، اقامه صلوة (خواندن نماز) را نشانه مؤمنان نمى شمارد بلکه خشوع در نماز را از ویژگى هاى آنان مى شمرد، اشاره به این که نماز آنها الفاظ و حرکاتى بى روح و فاقد معنى نیست، بلکه به هنگام نماز آنچنان حالت توجه به پروردگار در آنها پیدا مى شود که از غیر او جدا مى گردند و به او مى پیوندند، چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگار مى شوند، که بر تمام ذرات وجودشان اثر مى گذارد، خود را ذره اى مى بینند در برابر وجودى بى پایان، و قطره اى در برابر اقیانوسى بیکران.
🌺🌺🌺
لحظات این نماز، هر کدام براى او درسى است از خودسازى و تربیت انسانى و وسیله اى است براى تهذیب روح و جان.
در حدیثى مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) مردى را دید که در حال نماز با ریش خود بازى مى کند فرمود: اگر او در قلبش خشوع بود، اعضاى بدنش نیز خاشع مى شد.
اشاره به این که خشوع یک حالت درونى است که در برون اثر مى گذارد.
پیشوایان بزرگ اسلام آنچنان خشوعى در حالت نماز داشتند که به کلى از ما سوى اللّه بیگانه مى شدند، تا آنجا که در حدیثى مى خوانیم: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) گاه به هنگام نماز به آسمان نظر مى کرد، اما هنگامى که آیه فوق نازل شد دیگر سر بر نمى داشت و دائماً به زمین نگاه مى کرد.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۲ سوره مبارکه مؤمنون)
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
«وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»
و آنها که از لغو و بیهودگی رویگردانند؛
(سوره مبارکه مؤمنون، آیه ۳)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
تفسیر:
دومین صفتى را که بعد از صفت خشوع، براى مؤمنان بیان مى کند این است که آنها از هر گونه لغو و بیهودگى روى گردانند (وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ).
در واقع، تمام حرکات و خطوط زندگى آنان هدفى را دنبال مى کند، هدفى مفید و سازنده; چرا که لغو به معنى کارهاى بى هدف و بدون نتیجه مفید است.
🌺🌺🌺
در حقیقت لغو همان گونه که بعضى از مفسران بزرگ گفته اند، هر گفتار و عملى است که فایده قابل ملاحظه اى نداشته باشد، و اگر مى بینیم
بعضى از مفسران آن را به باطل تفسیر کرده اند؛ بعضى به معنى همه گناهان است.
بعضى به معنى دروغ.
بعضى به معنى دشنام یا مقابله دشنام به دشنام.
بعضى به معنى غنا و لهو و لعب.
و بالاخره، بعضى به معنى شرک، همه اینها مصداق هاى آن مفهوم جامع و کلى است.
البته لغو، تنها شامل سخنان و افعال بیهوده نمى شود، بلکه افکار بیهوده و بى پایه اى که انسان را از یاد خدا غافل و از تفکر در آنچه مفید و سازنده است به خود مشغول مى دارد، همه در مفهوم لغو جمع است.
در واقع، مؤمنان آنچنان ساخته شده اند که نه تنها به اندیشه هاى باطل و سخنان بى اساس و کارهاى بیهوده دست نمى زنند، بلکه به تعبیر قرآن از آن معرض و روى گردانند.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۳ سوره مبارکه مؤمنون)
هر صبح یک آیه:
🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺
🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹
«وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ»
و آنها که زکات را میپردازند؛
(سوره مبارکه مؤمنون، آیه ۴)
#هر_صبح_یک_آیه
@ayehsobh
تفسیر:
در آیه بعد، به سومین صفت مؤمنان راستین که جنبه اجتماعى و مالى دارد اشاره کرده مى گوید: آنها کسانى هستند که زکات را انجام مى دهند (وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ).
و از آنجا که این سوره ـ همان گونه که قبلاً نیز گفتیم ـ از سوره هائى است که در مکّه نازل شده و در آن هنگام، حکم زکات معمولى نازل نگردیده بود، مفسران، در تفسیر این آیه گفتگوهاى مختلفى دارند.
آنچه صحیح تر به نظر مى رسد این است که زکات منحصر، به معنى زکات واجب نیست، بلکه زکاتهاى مستحب در شرع اسلام فراوان است، آنچه در مدینه نازل شد، زکات واجب بود ولى زکات مستحب، قبلاً نیز بوده است.
🌺🌺🌺
بعضى از مفسران نیز این احتمال را داده اند که زکات به صورت یک حکم وجوبى اما بدون حدّ و حدود در مکّه بوده است، یعنى مسلمانان موظف بودند مقدارى از اموال خود را به نیازمندان بپردازند، ولى بعد از تشکیل حکومت اسلامى، و تأسیس بیت المال، زکات تحت برنامه مشخصى قرار گرفت و نصابها و مقدارهاى معینى براى آن قرار داده شد، و مأمورین جمع زکات از طرف پیامبر(صلى الله علیه وآله) به هر سو اعزام شدند.
اما این که بعضى از مفسران مانند فخر رازى و آلوسى در روح المعانى و راغب در مفردات نقل کرده اند: زکات در اینجا به معنى هر گونه کار نیک و یا تزکیه و پاکسازى روح و جان است، بسیار بعید به نظر مى رسد; زیرا در قرآن مجید هر جا نماز و زکات همراه با هم ذکر مى شود، زکات به همان معنى انفاق مالى است، و استفاده معنى دیگر نیاز به قرینه روشنى دارد که در اینجا نیست.
(تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۴ سوره مبارکه مؤمنون)